بنیاد خانواده سحر یک سازمان یا حزب سیاسی نیست

با سلام و با عرض خسته نباشید خدمت خوانندگان و بازدید کنندگان سایت بنیاد خانواده سحر بیش از دو ماه است که از دور جدید فعالیت های سایت بنیاد خانواده سحر می گذرد. این سایت بصورت جدید در 29 خرداد امسال هم زمان با کنفرانس بزرگ پاریس که نقطه عطفی در فعالیت های حقوق بشری جداشدگان و خانواده ها به حساب می آید شروع به کار کرد. از آن زمان تلاش شده است تا آخرین اخبار و اطلاعات مربوط به خانواده های دردمند مستقر در عراق به طور مستمر به اطلاع عموم رسانده شود. همانطور که اطلاع دارید حدود 6 ماه است که جمع کثیری از خانواده های رنج کشیده اعضای گرفتار در فرقه رجوی در پادگان اشرف در عراق، در مقابل دروازه این مقر فرقه ای در گرمای طاقت فرسا و با امکانات فوق العاده ناچیز تحصن نموده و خواستار دیدار با عزیزان خود می باشند. آنان به این امید هستند که شاید در این قلعه مخوف هنوز احساس و عاطفه به آن اندازه باقی مانده باشد تا به ندای یک مادر نگران از وضعیت فرزند پاسخ مثبت داده و اجازه دیداری کوتاه را بدهد. طی این مدت نامه ها و ایمیل ها و تماس های زیادی داشتیم که عمدتا مشوق ما در کاری که انجام می دهیم بوده اند. سؤالات زیادی نیز از بنیاد خانواده سحر شده است که سعی کردیم در حد امکان بطور مستقیم پاسخ دهیم. در اینجا لازم است با ارائه یک جمع بندی از پاسخ هائی که داده ایم مواضع و خطوط کار خود را بار دیگر روشن نمائیم. بنیاد خانواده سحر یک سازمان یا حزب سیاسی نیست. همانطور که از نامش پیداست این ارگان یک بنیاد کمک رسانی به خانواده هائی است که طالب دیدار با عزیزان خود هستند. طبعا طرف مقابل ما در این قضیه سازمان مجاهدین خلق و بطور خاص رهبری تام الاختیار آن است. مسئولین و اعضای بنیاد متفق القول هستند که این سازمان یک فرقه مخرب است که در قدم اول جان و روان اعضای خود را تهدید می کند. ما هیچگونه بحث و فحص سیاسی با این فرقه نداریم و هرگز در برابر مواضع یا عملکردهای سیاسی آن موضعی اتخاذ ننموده ایم. حرف ما با رهبری این فرقه صرفا در چهارچوب حقوق بشر و حداقل حق انسانی اعضا و خانواده هایشان می باشد. فعالان بنیاد خانواده سحر که اساسا یا از اعضای جداشده از مجاهدین خلق و یا از خانواده های اعضای فعلی هستند در خارج از کادر بیناد، مواضع سیاسی و اعتقادی کاملا گوناگونی دارند. اما آنان پذیرفته اند که در چهارچوبی مشخص برای رسیدن به یک هدف مقطعی معین با یکدیگر همکاری نمایند. طبعا این ارگان نمی تواند در خصوص مسائل سیاسی موضع داشته باشد و اساسا برای چنین کاری تأسیس نشده است. اینکه در داخل عراق یا در داخل ایران یا در هر کجای دیگر به لحاظ سیاسی چه می گذرد موضوع فعالیت این بنیاد نیست. مسئولین و اعضای بنیاد البته مختارند که در هر زمینه ای که مایل باشند فعالیت سیاسی نمایند. اما این ربطی به فعالیت های این سایت و اهداف بنیاد نخواهد داشت و مجزا از آن خواهد بود. ما یک خواسته بر پایه حق مسلم انسانی هر فرد داریم. اعضای سازمان مجاهدین خلق در پادگان اشرف باید این حق را داشته باشند تا با دنیای بیرون در ارتباط بوده و با بستگان و عزیزان خود دیدار داشته باشند. رهبران فرقه پیروان خود را از این حق به بهانه واهی مرزبندی سیاسی با رژیم حاکم بر ایران محروم نموده اند. رجوی می گوید که چون این خانواده ها توسط رژیم آورده شده اند لذا اجازه دیدار با عزیزان خود را ندارند. او البته به این سؤال هرگز پاسخ نمی دهد که رژیم ایران چه نفعی این وسط دارد و از دیدار مادر با فرزند چه سودی می برد یا در صورت عدم دیدار چه زیانی متحمل میشود. شاید رجوی فکر می کند که ارتباط اعضا با خارج از فرقه و دیدار با بستگانشان به فروپاشی سازمان وی منجر می شود. اگر این خیال درست باشد قطعا چنین نتیجه گیری می شود که پایه های فرقه مربوطه به شدت سست بوده و اعضا با القائات ذهنی و فریب یا به اجبار در داخل پادگان نگاه داشته شده اند. اطلاعات بدست آمده از درون پادگان فرقه ای اشرف به وضوح نشان می دهد که اکثریت اعضا بر خلاف میل باطنی خود در پادگان اشرف مستقر هستند و اگر امکان مناسبی فراهم شود ترجیح می دهند تا خود را از آن شرایط خلاص کنند. مسئولین سازمان با تحمیل فشارهای روانی از طریق عملکردهای فرقه ای از قبیل نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی و همچنین با تهدید و فریب، اعضا را در داخل پادگان محبوس نگاه داشته اند. اینکه عملکرد رجوی سرنوشت فرقه وی را به آنجا کشانده است که از دیدار پیروان خود با خانواده هایشان وحشت دارد گناه کسی به غیر از خود وی نیست. اگر قوام و دوام تشکیلاتی فرقه رجوی به قدری ضعیف است که یک مادر هفتاد و چند ساله در مقابل دروازه اشرف را دشمن اصلی تلقی کرده و به شدت از وی وحشت دارد، این نتیجه عملکرد غلط رهبران فرقه است و تقصیر آن را نباید به گردن کس دیگری انداخت. حرف ما خیلی روشن و واضح و مورد تأیید تمامی ارگان های بین المللی حقوق بشری است و ذره ای هم از آن کوتاه نخواهیم آمد و تسلیم جوسازی ها و شانتاژهای فرقه ای هم نخواهیم شد. حقوق بشر و حق انسانی هر فرد ربطی به مصالح و مسائل سیاسی نداشته و ندارد و هرگز هم نباید داشته باشد. نقض اولیه ترین حقوق انسانی توسط هر کس که باشد و در هر موقعیت و شرایطی که قرار داشته باشد محکوم است و هیچ عذر و بهانه ای در این رابطه مقبول نیست. در تمامی دنیا حتی برای اسرای جنگی در یک کشور دیگر یا برای جانیان زندانی حق ارتباط و دیدار با اقوام درجه یک به رسمیت شناخته شده و تأمین می گردد. اما در فرقه رجوی نه تنها این حق نقض می شود بلکه ارتباط و دیدار با خانواده مترادف با خیانت و جنایت تعبیر می گردد که فرد ظاهرا خاطی را مستحق مجازات می نماید. متأسفانه مصالح و مسائل سیاسی و تقابل قوای بین المللی در دنیای امروز در این میان موجب شده که رهبران فرقه این حقوق را آشکارا نقض کنند و مورد سؤال هم قرار نگیرند. خلاصه اینکه بنیاد خانواده سحر هرگز تسلیم تهدیدات و فریب های فرقه نخواهد شد و به رسالت انسانی خود تا رسیدن به هدف ادامه خواهد داد و در این راه موظف است تا از هر امکان ممکن برای فشار گذاشتن بر رهبری فرقه استفاده نماید. رهبری سازمان هم دیر یا زود مکلف خواهد شد تا حقوق اعضای خود را به رسمیت بشناسد و با آنها مانند انسان های آزاد و متناسب با شأن انسانی آنان رفتار نماید. به امید آن روز

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.