خانواده ها

گزارشی از سفر خانواده های گلستانی به درب اشرف

در روزهای گذشته شاهد حضور خانواده های متعددی از استان گلستان برای دومین بار پیاپی در سال جاری در جلوی درب قرارگاه اشرف بودیم. این خانواده ها از جای جای استان گلستان چندین هزار کیلومتر مسافت را طی نمودند تا بتوانند فرزندان خود را از چنگال رجوی خائن نجات دهند و یا حدالمقدور بتوانند آنها را در فضای آزاد و بدون حضور سران جنایتکار سازمان ملاقات نمایند.
خانواده های استان گلستان از همان لحظات ابتدایی ورود به محل استقرار جلوی درب قرارگاه اشرف فعالیتهای خود را که شامل سخنرانی و تجمع در برابر درب اسد(درب غربی) می باشد را آغاز نمودند و با هماهنگی و همکاری خاصی که مورد ستایش می باشد توانستند با خانواده های از قبل مستقر در آن مکان هماهنگ شوند و روند رو به پیشرفتی در فعالیتهای جلوی درب اسد ایجاد نمایند.
خانواده های استان گلستان که برای دومین بار پیاپی راهی جلوی درب قرارگاه اشرف می شدند مشتاق تر از قبل در پشت میکروفون حاضر می شدند و نسبت به فرزندان خود سخنانی را ایراد می کردند که دل تمامی کسانی را که در آن محوطه بودند به درد می آورد ولی سران از خدا بی خبر فرقه که فقط از طریق شستشوی مغزی که در هیچ جای دنیا سابقه ندارد فرزندان خانواده ها را از آنها دور نگه می داشتند و در برابر سخنانی که از ته دل پدران و مادران بر می آمد این ظالمان فرقه بودند که بلندگوهای خود را که حاوی فحاشی و سخنانی رکیک که شایسته خودشان می باشد را از بلندگوهای خود پخش می کردند. البته گذاشتن بلندگو با یک سی دی تکراری هیچ چیز از عزم راسخ خانواده های گلستانی که برای رهایی عزیزانشان رهسپار آن دیار خشک و بی آب و علف شده بودند کم نمی کرد و بر عکس عزم آنها را راسختر می کرد.
در یکی از روزهای هفته بود که نیروهای یونامی برای بازدید از داخل سازمان سوار بر چهارتانک امریکایی به آنجا آمدند و مستقیما به داخل اشرف رفتند و از آنجا که سران شکست خورده فرقه از همه جا رانده شده اند نتوانستد جلوی عوام فریبی خود را بگیرند و در همان روز نیز از طرف نیروهای یونامی محکوم واقع شدند و البته اعتراضهای آن سنگدلان مبنی بر حضور خانواده ها در جلوی درب جنوبی نیز به جایی نرسید و در واقع این خود جنایتکاران بودند که مورد نکوهش قرار گرفتند. خانواده های استان گلستان در زمان حضور یونامی نیز شروع به تجمع در جلوی درب و محل حرکت تانکهای امریکایی نمودند و با سد کردن راه عبور آنها از نیروهای یونامی خواستند تا ترتیبی دهند که آنها بتوانند فرزندان خود را در فضای آزاد ملاقات نمایند. تحصن و اعتراض خانواده های گلستانی و خانواده های مستقر در جلوی درب به حدی بود که نیروهای عراقی مجبور شدند از نیروهای بیشتری برای باز کردن مسیر تانکها استفاده نمایند و در این بین خود نیروهای عراقی نیز تحت تاثیر خانواده ها قرار گرفتند.
اعتراضات خانواده های گلستانی به فحاشی های فرقه ننگین رجوی طوری بود که آنها برخی از شعارهای سران جنایتکار فرقه را بر عکس کرده و بر علیه خود آنها سر دادند که در این بین این جنایتکاران فرقه بودند که به نیروهای عراقی اعتراض می کردند ولی آنها فقط گفتند که این خانواده ها فقط شعارهای خود شما را به خودتان تحویل دادند که این نیز از نقاط ضعف فرقه می باشد.
خانواده های گلستانی توانستند در مدت حضور خود در جلوی درب اسد آنقدر صمیمیت و دوستی با خانواده های مستقر در آنجا ایجاد نمایند که در زمان جدایی به گریه افتاده بودند و همگی از خدا می خواستند که رجویها را هرچه زودتر نیست و نابود نماید و در زمان خداحافظی به پاس تقدیر از زحمات خانم عبدالهی همه با هم شعار پاینده باد ثریا را سر می دادند.
در زیر به چند نمونه از شعارهایی را که توسط خانواده های گلستانی در جلوی درب اسد بر علیه سران جنایتکار فرقه سر داده می شد اشاره می شود:
ننگ ما ننگ ما مسعود الدنگ ما
چی شده؟ چی شده؟ مسعود فراری شده
چی شده؟ چی شده؟ رجوی وحشی شده
رجوی کم آورده رفته آیفا آورده
مریم کم آورده رفته نوار آورده
مزدور چقدر گرفتی بچه ها را دزدیدی
مرگ بر مریم لعنت بر مسعود
مرگ بر مسعود قاتل جوانای ما
مرگ بر مسعود مرگ بر دیکتاتور
مسعود فراری شده سوار گاری شده
رجوی زار و خسته راه فرار رو بسته

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا