موضعگیری منافقانه ی باند رجوی درمورد درگذشت شاهرخ زمانی
طبیعی است که اکثریت انسانهایی که بنحوی درجریان مرگ این فعال سندیکایی درزندان گوهردشت واقع شده اند، دچار تعلم گردند. اما فرقه ی رجوی ازاین قاعده مستثنی بوده واین حادثه دردناک درحکم یک مائده ی آسمانی برای آنهاست تابلکه با ایجاد جنجال و توفان درفنجان، چند صباحی براستیلای رجوی بر اسیران خود درکمپ لیبرتی افزوده وبه همراه آن به اربابان سلطه گر وخونریز خود امکان دهد تا با ندای” واحقوق بشرا” ی خود، انظار جهانیان را ازجنایاتی که درگوشه وکنار جهان مرتکب اش میشوند، منحرف سازند!
فعلا حمایت از مردم لیبی کافی است، سوری ها بمانند!
رجوی که در جریان اداره ی زندگی 3هزار نفر ازمریدان اجباری اش، نشان داد که با چیزی بغیر ازسرکوب وارعاب، آشنائی ندارد، به هر گوشه ی جهان که نظام سلطه منافعی را درآنجا بنفع خود میبیند، با رای مثبت وحمایت صادقانه ی!! خود وارد شده وهرگز شغل” سخن چینی که بدبخت وهیزم کش” را رها نمیسازد!
عصر ارتباطات جهان است نه فرقه رجوی
در مناسبات رجوی که ادعای آزادی خلق ها و خلق ایران و عدالت و مساوات (جامعه بی طبقه توحیدی) زیاد به گوش می رسد و هر تفاله ای را به نام کارشناس به صحنه آوردند و از این مناسبات تمجید و تعریف کند، این خبرها نیست و در درون آن کنترل شدید و احاطه کامل بر افراد و محیط زندگی آنان وجود دارد.
این اعمال، از وظایف ذاتی وزارت امور خارجه است!
البته لابد فراموش نکرده اید که دعوت از سرمایه های مادی ومعنوی ایران که درخدمت دیگر کشورها قرار دارد، از برنامه های با اولویت بالای دکتر روحانی قرار دارد وهر مسئول وزارت خارجه، ملزم به اجرای این برنامه هاست و آقای قشقاوی همانطور عمل کرده که وظیفه داشت انجام بدهد.
صاحبخانه جدید مسعود رجوی؟
از نگاه مسعودر جوی این صاحب خانه تازه ویژگی ها و مولفه هایی را یدک می کشید که در راس آن تنش و بعد هم جرقه و جنگ با ایران بود و در این مسیر هم قابلیت استفاده ابزاری از مجاهدین را در درون خود به همراه داشت. اما مشکل این” آویزان شدن جدید به بیگانگان” این بود که آمریکایی ها از گذشته سازمان مجاهدین را درلیست گروه های تروریستی خود قرار داده بودند.
خانواده های گلستانی نگران زندانیان در بند فرقه رجوی
براستی این دیو بی شاخ و دم چه فکر کرده و بدنبال چه می باشد که اینگونه خانوادها را اسیر و گرفتار نموده و فرزندان آنها را به هر نحوی که میخواهد بدور خود می گرداند؟ آیا این همه خونخواری و کشتن انسانهای بی گناه و زندانی نمودن افرادی که در طول عمرشان حتی یکبار هم با نام سازمان مجاهدین آشنا نبودند کافی نیست و حتما باید خونهای بیشتری ریخته شود تا این شیطان سرمست شود؟
پای منافع که برسد، حکومت ها برای شما تره هم خرد نمیکنند!
من اگر بجای فرقه ی رجوی بودم، اینهمه نخود هرآش نشده وهردقیقه ای بیانیه ای صادر نمیکردم که به یادها بیافتم و اعمال زشت ووطن فروشانه ام را مجددا درخاطره ها زنده کنم! عقل سلیم حکم میکند که شخص ویا جریانی با این مشخصات زشت، باید بنفع خود بداند که زیاد آفتابی نشود تا کارنامه ننگین اش مجددا مورد ارزیابی قرار نگیرد وبیش ازاین مود نفرت انسان های ترقی خواه واقع نشود!
پشت پرده ی”حمایت مردمی” از مجاهدین خلق در ایران
در حقیقت این ویدئو هیچ گونه حمایت مردمی برای مجاهدین خلق را نشان نمی دهد. حتی می توان دید که مردم چگونه بی تفاوت از کنار پوسترها می گذرند. در خود کلیپ تبلیغی سیمای مقاومت به روشنی می توان دید که سازمان مجاهدین خلق در ایران از حمایتی برخوردار نیست. مکان هایی که نشان داده می شود بسیار خلوت هستند که اگر گهگاه چند نفری هم از کنار این تصاویر عبور می کنند آن را نادیده می گیرند. این ویدئو بیشتر به ضد تبلیغ می ماند تا تبلیغ.
واکنش فرقه رجوی به حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱
حرف اصلی من در این مقاله٬ بیان سیاست چرخش مداری مسعود رجوی است. وقتی حمله تروریستی 11 سپتامبر اتفاق افتاد٬او یکی از خوشحال ترین افراد جهان بود.ولی در فاصله ای شاید نزدیک به دو سال بعد از آن٬همان شخص که از خوشحالی اتفاق 11 سپتامبر در پوست خود نمیگنجید٬ به یکباره این حمله را محکوم کرد و به صمیمی ترین دوست امپریالیست جهانخوار یعنی امریکا تبدیل شد! پس وقتی به فرقه رجوی٬فاحشه سیاسی میگوییم با دلیل و مدرک میگوییم!
نگاهی به ساختار و گرفتاریهای انتخاب مسئول اول در یک فرقه
مسئول اولی در سازمان مجاهدین خلق از وقتی که این سازمان شیوه ها و تاکتیک های آیت الله خمینی را در سرنگونی نظام شاهنشاهی الگوی خود قرار داد َدیگر ارزش چندانی نداشت، مجاهدین بعد از شکست هایشان در به اصطلاح خودشان فاز سیاسی و رکود در رشد بادکنکی خود، بیمناک شدند که موجودیت خود را از دست بدهند، تنها راه برای آنها ایجاد بحران بودوتنش، آنها امیدوار بودند که در درگیرهای بوجود آمده جایگاهشان تقویت شود، در استدلال های مسعود رجوی در جنگهای ارتش آزادیبخش که بارها گفته بود این تعداد شهید و حتی چندین و چند برابر آن هم ارزش این نتایج جنگ را داشت میشود نتیجه گرفت که کشته شدن هواداران هم آنزمان برای مجاهدین نسبت به نتایج که عمده آن تبلیغاتی بود به صرفه بود.
آب در آسیاب رجوی (پاسخی به نوشتار آقای هادی افشار)
این حرف شما مرا به یاد نشست های عملیات جاری انداخت. که چطور افراد در اینگونه نشست ها بویژه در نشست های دیگ (۱) کسانی را که باصطلاح با «انقلاب خواهر مریم» کوک نبودند و به آن تن نمی دادند به رژیمی بودن و همکاری با وزارت اطلاعات متهم میشدند. در حالیکه هیچکدام از آنها از زمانی که وارد قرارگاه اشرف میشدند دیگر با دنیای خارج ارتباطی نداشتند. بد نیست برای ادای حق مطلب خاطره ای از شما در جریان نشست های دیگ در ارتش سوم تعریف کنم تا شاید کمکی به بحث ما باشد.
بازهم باطلاع خانواده های متحصن رسانده و از آنها کمک بخواهید!
جواب همیشگی ما دربرابر این ادعاها این بوده که اولا قرار نبود که این فرزندان مظلوم ما که عالم دوزخ را در زمین خاکی تجربه کرده اند، جز برای مدت دو سه ماهی دراین کمپ لیبرتی مانده وقراربود برای حفظ جانشان به خارج ازمرزهای ایران منتقل گردند که اعزام قطره چکانی این عزیزان باوضع موجود وحرکات مشکوک رجوی، سه سال طول خواهد کشید که دراین مدت عده ی زیادی ازفرط دوری ازمردم وزندگی درقفس رجوی، دست اززندگی نکبت بار خود خواهند شست!