موضعگیری منافقانه ی باند رجوی درمورد درگذشت شاهرخ زمانی

طبیعی است که اکثریت انسانهایی که بنحوی درجریان مرگ این فعال سندیکایی درزندان گوهردشت  واقع شده اند، دچار تعلم گردند. اما فرقه ی رجوی ازاین قاعده مستثنی بوده واین حادثه دردناک درحکم یک مائده ی آسمانی برای آنهاست تابلکه با ایجاد جنجال و توفان درفنجان، چند صباحی براستیلای رجوی بر اسیران خود درکمپ لیبرتی افزوده وبه همراه آن به اربابان سلطه گر وخونریز خود امکان دهد تا با ندای " واحقوق بشرا " ی خود، انظار جهانیان را ازجنایاتی که درگوشه وکنار جهان مرتکب اش میشوند، منحرف سازند!
بلی مرگ تاسف بار شاهرخ زمانی چنین موقعیتی به کسان وجریاناتی داد که ازآثار مثبت توافقات هسته ای ایران بکاهند ودولت منتخب مردم را زیر سئوال برده وحتی الامکان بطور خیلی موقت هم که شده چوب لای چرخش بگذارند!
 دراطلاع رسانی اولیه ی رسمی، علت مرگ این شخص وهمشهری مرحوم ما سکته ی مغزی اعلام شده که باند رجوی بنا ندارد این اطلاع رسانی مورد تایید مردم قرار گرفته ویا آنها را منتظر اعلام نتیجه ی قطعی ومستند بگذارد و بجای آن پای خود را دریک کفش کرده که طرف به قتل رسیده وبا این پیش فرض خود بیانیه هایی با نام های شورای ملی مقاومت، مریم و… صادر کرده و ازاین بابت برای تمام کارگران ایران واهالی غیور آذربایجان تسلیت گفته است!!
مریم رجوی به نیابت ازمسعود رجوی، کسانی را مخاطب قرارداده که در ذات خود وتشکیلاتش هیچ انس والفتی با آنان نداشته که هیچ، بلکه برابر عملکرد خود، همواره دشمنی خود را با آنان به نمایش گذاشته است!!
 مگر جز این است که دشمن اصلی کارگران همان نئوکان هایی هستند که درحال حاضر باند رجوی مبلغ بی چون وچرای سیاست های آنان است؟!
مگر آذربایجانی ها این شعور راندارند که بیاد داشته باشند، موقع مراجعه برای ملاقات فرزندانشان در عراق، اگر  به ملاقات درست وحسابی دست نیافتند، لااقل این موضوع را به وضوح دیدند که فرزندانشان قادر به تکلم به زبان مادری خود نیستند واز جداشدگان ومنشعبین سازمان، بطور مکرر شنیدند که  حرف زدن به زبان ترکی آذربایجانی ازخط قرمزهای مسعود رجوی است وبشدت جلوی مراودات آذربایجانی های اسیر درچنبره ی رجوی گرفته میشود؟!
آیا این باند تبهکار ولاف زن، هرگز مرگ بسیار دلخراش تر  افراد آذربایجانی الاصلی مانند خدام خدا کرمی،، ترابی زنجانی، یاسر اکبری نسب، حجت عزیزی و… که همگی ترک وآذربایجانی بودند، ودر کمپ های رجوی به انحاء مختلف وهریک  دلخراش تر ازدیگری سربه نیست شدند، به مردم قهرمان  آذربایجان تسلیت گفت؟؟
جواب این است که نگفت ودر بین اعضای دربند خود، این جانباختگان راه جهل وجنون رجوی را به لقب " اپورتونیست راست " موصوف کرد تا این اتهام را که دردرجه ی اول وبا غلظت کامل متوجه خود اوست، از خود دور سازد!
آیا برخورد منافقانه ومزورانه با مسائل وبکار بردن استاندارد های چندگانه، همین نیست که فرقه ی رجوی انجام میدهد؟!
اما برخورد مخالفین مختلف حکومت جمهوری اسلامی با این خبر کاملا هم یکسان نبوده ومثلا گونآذ تی وی که به هر خبر مربوط به آذربایجانی ها واکنش های تند وتیز نشان میدهد، راه احتیاط را برگزیده ونوشته است:
" شاهرخ زمانی در حالی در زندان فوت کرد که پیش‌تر مسولان زندان از انتقال وی به مراکز درمانی برای انجام آزمایش ام.آر.آی جلوگیری کرده بودند…یک منبع مطلع از وضعیت وی در گفت‌و‌گو با گزارش‌گر "نفس در قفس" در خصوص این واقعه گفت:"شاهرخ زمانی صبح امروز سالم و سرحال به نظر می‌رسید، بعد از نهار که در حال خواب بود، فوت کرد…  شاهرخ زمانی، فعال کارگری آزربایجانی اهل تبریز محبوس در زندان رجایی‌شهر کرج ساعتی پیش درگذشت ".
درمیان بیانیه های مختلف صادر شده، این فرقه ی رجوی است که با یقین تمام؟! انجام این حادثه را به جمهوری اسلامی نسبت داده وبا شدت زیاد روی آن کار میکند. بدون اینکه جواب دهد چرا این حادثه ی عمدی درمورد افراد زندانی خودش (ارژنگ داودی، علی معزی، صالح کهندل  و…) که خیلی شدیدتراز شاهرخ زمانی برعلیه حکومت مینویسند ورسانه هایش آنها را منتشر میکنند، اتفاق نیافتاده است؟!
و خانم پریسا نصرآبادی که سطر سطر نوشته هایش نشان میدهد که یک عضو حزب کمونیست کارگری است، به سندیکالیست بودن شاهرخ زمانی قناعت نکرده وچنین نوشته است:
"  شاهرخ زمانی کارگر است، اما این تمامِ شاهرخ نیست. شاهرخ زمانی فعال کارگری است اما این نیز تمامِ شاهرخ نیست. شاهرخ زمانی خواستار تشکل های مستقل کارگری است، اما این خواست، تمام خواسته او نیست. شاهرخ زمانی قابل فرو کاستن به کارگر، فعال کارگری، فعال سندیکایی، مبارز، آزادیخواه، زندانی سیاسی و… نیست. او همه این ها هست اما این همه نیست… شاهرخ زمانی، کارگر کمونیست که می باید در زمانه سرگشتگی احزاب و سازمان های پرطمطراق چپ، بی هیچ چشم انداز رهایی از بند، در زندان به سر برد… یک کمونیست تمام عیار مانند شاهرخ زمانی در زندان، تیزبینانه مسائل را دریافت و هضم می کند و سپس نسبت به آن واکنشی مسئولانه و اصولی نشان می دهد."
درمورد نظریات این خانم محترمه باید گفت که امثال او که درحزب مشکوک کمونیست کارگری مشغولند، این باور را ندارند که تمامی کسانی که با دسترنج خود ویا به کمک سلسله اعصاب ومغز خویش، زندگی میکنند، جزو اقشار طبقه ی کارگر هستند وبدین ترتیب است که دردنیای موهوم آنها، حدود ده درصد مردم کارگرند که باید بدست این حزب – وتنها این حزب-  دیکتاتوری خود را به کام خود وبنام کارگران دراقلیت واقع شده بر90 درصد مردم ایران تحمیل کرده وآنها را به خوشبختی برسانند که دراصل بااین نظریه ی خود، صفوف کارگران وزحمتکشان را کوتاه تر وضعیف تر نموده وعملا بامنزوی کردن آنها وایجاد تشتت بین اکثریت مردمی که زحمتکشان را تشکیل میدهند، کار امپریالیزم وارتجاع را دراین تشتت به سامان خوبی برسانند!
من بیانیه های مختلفی را درمورد مرگ این کارگر سندیکالیست خوانده ونمونه های مختلف آنرا نشان دادم.
ذکر این نکته را قابل اهمییت میدانم که چپ قدیمی وکلاسیک، ابدا موضعی دراین مورد اتخاذ نکرده واصولا خبر مرگ شاهرخ زمانی را منتشر نکرده است!
بیانیه ی گروهی اززندانیان گوهردشت که بیش از مجاهدین رجوی وحزب کمونیست کارگری از واقعه اطلاع دارند، رنگ وبوی محتاطانه ومعتدل تری دارد:
" جمعی از زندانیان سیاسی-عقیدتی زندان رجایی شهر- سالن ۱۲ بند ۴ با انتشار بیانیه ای مرگ شاهرخ زمانی را تسلیت گفته و نوشته اند: مرگ نابهنگام دوست و هم بندی مبارزمان شاهرخ زمانی ما را دچار اندوه بسیار کرد. برای همه کسانی که شاهرخ را از نزدیک می شناسند و مدتی با او زیسته اند از جمله ما، باور این حادثه تلخ و غافلگیرانه، دشوار است و بی تردید برای خانواده گرامی اش دشوارتر ".
درهر صورت، کسانی که به استقبال سوء استفاده از این مرگ رفته اند که باند رجوی بعنوان نامربوط ترین جریان درراس آنها قرار دارد، بزودی درخواهند یافت که به احتمال قریب به یقین دراین قضاوت سریع وغیر مستند خود، زیان دیده اند و شاهرخ زمانی میوه ی رسیده ای نبوده که باین سادگی به دامن اینها افتاده باشد!
جبار تبریزی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.