رسانههای آمریکایی فرقه تروریستی عجیبی را ترویج میکنند
در رسانههای غربی تنها اسوشیتدپرس نیست که با گروه مجاهدین با احترام برخورد می کند. در ۱۷ سپتامبر هم زمانیکه دولت فرانسه از اتهامات پول شویی این سازمان را تبرئه کرد، تیترهای رسانهای که این پرونده را گزارش میکردند مدام از اعضای آن با عنوان «مخالفان ایرانی» یاد میکردند. مقالات بلومبرگ نیوز و وال استریت ژورنال فاقد هرگونه مطلب درباره ماهیت اصلی این سازمان و نوع فعالیتهایش بود.
زندگی در اردوگاه لیبرتی
خبرهای رسیده از درون اردوگاه لیبرتی، محل استقرار نیروهای فرقه رجوی در عراق، حکایت از هرچه سخت تر شدن ضوابط داخلی و محدودیت ها دارد. لازم به ذکر است که این اردوگاه در مقایسه با پادگان اشرف بسیار کوچکتر است اما با این حال در داخل آن و بین یکان های مختلف تقسیم بندی و حصار کشی شده و هر کس بخواهد از یک یکان به یکان دیگر برود باید حین عبور فرم ویزا با امضای بالاترین مسئول یکان مربوطه را در دست داشته باشد.
دستور العمل تشکیلاتی رجوی: برادر لمیده و بیمار افتاده در آسایشگاه نداریم
خوب یادم هست که ماه های متمادی چهارشنبه ها کار ما این بود که از صبح تا غروب جعبه های حاوی مهمات توپ 130 و 122 و تانک تی 55 را که فوق العاده سنگین بودند از زاغه هایی که برای یگان ما مشخص کرده بودند خارج کرده، تنظیف نموده و دوباره به داخل آن بر میگرداندیم.
شما فرقوی ها،علاوه بر چوب و پیاز، جریمه هم پرداخت خواهید کرد!
ازاین نقل قول های فرقه ی رجوی، به هیچ وجه استنباط نمی شود که روند موجود بمعنی شکست ایران وجلوس عنقریب رجوی وشهبانویش درتخت شاهی ایران باشد! وبرعکس با جمع بندی این اظهار نظرها واخبار دیگری که دردست است و البته باند رجوی مایل به انتشار آنها نیست، جنبه های مثبت مذاکرات بر جنبه های منفی اش می چربد!
فوبیای جداشدن و ترس رجوی از جداشده ها
گویا رجوی شیاد پیشه که از صدای صحبت کردنش هم خوب قابل تشخیص بود، دچار اختلالات حالات روحی و روانی شدیدی شده است. جداشدن ها و جداشده ها اگر چه تا قبل از این، با رمال بازی و هوچی گری و بهره گرفتن از فضای سانسور خبری قرارگاه ها، برای اعضای دربند و نگون بخت بی اثر می گشت. حال به اصلی ترین مشکل تشکیلات فرقه ای رجوی تبدیل شده است.
استیصال رجوی در مقابل جداشدگان
بعد از افتادن نقاب از چهره رهبری فرقه مجاهدین از سال 64 به بعد تا ورود به عراق و تن دادن به ذلت و خواری به دشمن ملت ایران و کشتار ایرانیان و شراکت در جنایات صدام و حتی چند قدم جلو تر از او اعضاء و کادرهای این فرقه شروع به ریزش و جدایی و حتی تقابل و افشاگری علیه انحراف و جنایات و جاسوسی های رهبری فرقه مبادرت کردند.
۱۶ آذر سالروز مبارزه با امپریالیسم یا فرصتی برای خودنمایی مجاهدین
سایت های سازمان مملواز تصاویر و فیلم ها و سخنرانی های نمایندگان و سیاستمداران امریکایی و انگلیسی است که در حمایت از فرقه ی رجوی به عنوان اهرمی برای سرنگونی جمهوری اسلامی، قدم برداشته اند. امروز بازوی تبلیغاتی مجاهدین خلق، شورای به اصطلاح مقاومت با مبالغ هنگفت سیاستمداران غربی را می خرد تا بیشتر و بیشتر بر طبل حمله ی نظامی به ایران بکوبند و برای کارشکنی در مذاکرات هسته ای و اعمال تحریم های بیشتر علیه ایران با آن ها همراهی کنند.
فلسفه تبدیل”شورای رهبری” به”شورای مرکزی” به دستور مریم رجوی
آنچه امروز باید بر آن متمرکز شد، بازی جدیدی است که مریم قجرعضدانلو با همفکری مسعود رجوی بدان متوسل شده تا خود را از فاجعه ای فروپاشنده حفظ نمایند. مسلماً طرح مسئله انتخاب”شورای مرکزی” در فرقه، برای چندین ماه افراد معترض و متناقض را سرگرم می کند تا به مسائل سیاسی-منطقه ای فکر نکنند (همانگونه که در سال ۱۳۸۰، مسعود رجوی با برگزاری نشست های سرکوب موسوم به”طعمه” موفق شد افکار معترض و متناقض اعضای فرقه را از مسائل سیاسی-منطقه ای، به سمت دعواهای درونی منحرف نماید). اما آنچه که برای مریم در چشم اندازی دورتر ترسیم شده، خطر بزرگی است که تمامیت تشکیلات مافیایی وی را تهدید می کند.
جماعت رجوی از چهره مثبت و خوش نام مرتضی پاشایی هم نگذشتند
البته که مردمان هنردوست مملکتمان هنرمندان محبوب خود را دوست میدارند و درگذشت تاثرانگیز خواننده محبوب خود مرتضی پاشایی را ارج نهادند وب سا درحسرت خاموشی اش اشک ریختند. ولیکن دراین وانفسا عمده شغالها و ماروعقرب خارجه نشین به خود آمدند شاید که با درج مطلبی به ظاهردرستایش ازاین خواننده مردمی مقیم ایران بی خردانه آنرا”سیاسی” کرده تا به مطامع کثیف خود نایل آیند. دراین خصوص ازجمله آن شغالها تشکیلات مافیای رجوی بوده که به دروغ ازشکل گیری اجتماعات طرفداران مرحوم پاشایی درجای جای ایران ازجمله در رشت خبردادند که واویلا…نیروی انتظامی به جان مردم هواخواه پاشایی افتادند وعده ای را مضروب و شماری را دستگیرو روانه زندان کردند!
شکستن دیوارهای لیبرتی و اورسوراواز ارجح تر است!
نویسندگان این فراخوان، ابدا بنفع خود ندیدند که علت این اعتصاب دانشجویی وکشته شدن سه تن ازدانشجویان در16 آذر1332 و25 سال قبل از استقرار باصطلاح حکومت آخوندی را روشن کنند! این دانشجویان دراعتراضات مربوط به ورود” نیکسون- معون رئیس جمهور وقت آمریکا”- که دولت متبوعش با سرکوب نهضت ملی نفت وبرای ابراز خوشحالی آمریکا ازموقعیت تثبیت یافته ی محمد رضا شاه واعطای وامی به او که ازدولت ملی مصدق دریغ داشته شد – به شهادت رسیدند!
ناله های پدرانه در دوری پسرانش
آقای متکی که چهار پسرش بنامهای محمدحسین – علی حسین و بهنام و غلامحسین (حجر) متکی در اردوگاه سازمان مجاهدین گرفتار می باشند و اسیر ایدئولوژیهای بی هدف و پوچ مسعود و مریم رجوی خائن برای رسیدن به امیال و آرزوهای پوشالی آنها شده اند و چندین سال است که نتوانسته با فرزندانش صحبت کند و صبح گاهان با آرزوی دیدار آنها سپیده دم را آغاز می کند ولی این جنایتکاران فرقه رجوی هستند که این آرزوی پدران و مادران را به هدفی دست نیافتنی تبدیل کرده اند.
صمد نظری: از خدای خود خواستم که تنم ذرهای از خاک وطن شود
آقای نظری چهره زحمت کش و استوار صحنه های درد و رنج اسارت و گرفتاری در دورانی از حیات فرقه تروریستی مجاهدین می باشد که با عنایت الهی توانست در سال72 از فرقه جدا و با گذراندن شرایطی سخت به ایران بازگردد. صمد متولد 1338می باشد و از بدو ورود به انجمن نجات شاخه مازندران با تلاش خستگی ناپذیر کوشید تا با جلسات و مصاحبه ها چهره زشت و کریه رهبران فرقه را برملا سازد و بتواند به قوه الهی وسیله ای باشد برای آگاهی افراد گرفتار در فرقه و راه خروج یا فرار آنها از مناسبات تشکیلاتی قرارگاه اشرف و لیبرتی در عراق و آگاهی رساندن به خانواده های آنها.