مجاهدین و ادامه ی حیات بهر قیمت
اینک بعد از خارج شدن از لیست سیاه خود ساخته آمریکایی ودرپی آن وگام بعدی ایجاد دفتری درآمریکا (که همه ی این اتفاقات ازپیش قابل پیش بینی بود) دیگر برای همیشه ادعای مبارزه با امپریالیسم که با این ترفند عده ی زیادی از جوانان انقلابی را به بیراهه کشاند وباعث گمراهی آنان شد را زمین گذاشته واینک چاره ای ندارد برای خوش خدمتی به اربابان خویش اماده پذیرش هرگونه پروژه ی مزدوری بی چون وچرا باشد.
تاکید فرقه رجوی بر خشونت و تروریسم
این فرقه علیرغم اینکه در صحبتهای سیاسی خود اذعان میدارد که بدنبال مبارزه مسلحانه نیست اما کماکان این روز را جشن و بزرگ میدارد! چندی پیش یکی از مسئولین بلند پایه فرقه مجاهدین بنام مهدی ابریشمچی که دستش به خون فرزندان ایران زمین آغشته است در سخنرانی اعلام کرده بود که به مبارزه مسلحانه و جنگ و ارتش آزادیبخش اعتقاد دارد.
جلسه ویلپنت، برگردانی از لیبرتی
آن روی سکه نمای پرزرق و برق ویلپنت، واقعیت دردناکی است که در لیبرتی جریان دارد. علیرغم گذشت نزدیک به یکسال از انتقال به این مکان هنوز کشوری به صورتی جدی حاضر به پذیرش آنها نشده است. لیبرتی به تلهای برای نفرات تبدیل شده است. تلهای از نوع زندان و بدون دفاع. شاید رجوی فکر نمیکرد که در مقابل توافق با آمریکا، عراق و سازمان ملل اینطور رو دست بخورد. باید بگوید آیا دادن این خونها و شرایط جدیدی که برای نفرات در لیبرتی به وجود آمده در مقابل خارج شدن از لیست سازمانهای تروریستی ارزشش را داشته است یا خیر.
فرار دسته جمعی اعضا، سرآغاز فروپاشی محتوم فرقه رجوی
فرقه رجوی بدنبال عقب نشینی مفتضحانه از اشرف و تمامی شعر و شعارهایش، با استقرار در کمپ لیبرتی که به لحاظ ساختار تشکیلاتی و سیستمهای اعمال کنترلهای عینی و ذهنی نیروها، کیفاُ در مدار متفاوتی با اشرف قرار گرفته است، با بحران فزاینده اعتراضات نیروها مواجه شد. افزایش این اعتراضات در بدنه تشکیلات و متعاقب آن افشاگریهای بی امان اعضای جداشده در انظار داخلی و بین المللی و آگاهی شگفت انگیز خانواده ها در خصوص ماهیت عمیقاّ ضد انسانی این فرقه به جدایی آقایان دکتر کریم قصیم و روحانی در شکاف و انشعاب در راٌس رهبری انجامید.
هراس از انتخابات در سازمان مجاهدین خلق
ماشین تبلیغاتی سازمان وحشت خود از انتخابات در ایران و انتخاب شدن رئیس جمهور منتخب مردم ایران با رأی اکثریب را با اظهارنظرهای عجیب و غریب و غیرواقعی در رسانه های خود کاملاً مشهود کرده است. صرف نظر از این که آینده ی روابط ایران و امریکا چگونه خواهد بود، به نظر می رسد که این بار مجاهدین خلق مجبور هستند که پول و وقت و انرژی بیش از پیش هزینه کنند تا خساراتی که از سوی مردم ایران متحمل شدند را جبران کنند.
باز هم دروغی بزرگ از فرقه رجوی
در ماه گذشته دو جشن ملی در ایران برپا شد. ابتدا جشن خلق حماسه سیاسی و دومی صعود تیم ملی کشورمان به جام جهانی برزیل بود که براستی موجی از امید و شور و نشاط را به میان مردم خصوصا جوانان آورد. اما فرقه تروریستی رجوی در تلوزیون خود میگوید که جوانان به فراخوان ما و برای نشان دادن مخالفتشان به نظام به خیابانها آمده اند که اگر این جملات را به مرغ پخته هم بگوییم خنده اش میگیرد!
شرکت گسترده مردم در انتخابات ایران و شکستی دیگر برای رجوی ها
سران فرقه برای اینکه این بار هم از شکست تحلیل های خود فرار کنند به رسم همیشگی باز هم عنوان نمودند که در انتخابات تقلب شده و کسی در حوزه های رای گیری حضور نداشتند ولی به روی نامبارک خود نمی آورند که همه خبرگزاری ها به شرکت گسترده مردم ایران اشاره کرده و عنوان نمودند که با وجود تحریم های گسترده غرب علیه ایران مردم به خوبی پشت رهبری ایران مانده و نشان دادند که در مقابل دشمن خارجی یک پارچه می باشند.
رجوی از صلیب گریخت اما اسیرانش را به صلیب کشید
در واقع این دو پارامتر و چشم انداز که رجوی در عراق از آن وحشت داشت بعد از سقوط صدام بعد از کمی تاخیر اتفاق افتاده است. اول اینکه با خلع سلاح استراتژی رجوی بکلی شکست خورد و از فرقه و ارتش ساختگی آن تنها اسیرانی مفلوک در قفس رجوی باقی ماند. و دوم اینکه اکنون خشم و انتقام عراقیان دامنگیر اسیران رجوی شده و هر روز شرایط سخت تر می شود.
استعفای ما آزمایش آنهاست!
“شناعت،شقاوت و خیانت” و جمع آوری پانصد امضاء ظرف ۲۴ ساعت ازسراسرجهان و….. بدتر از بدترین نگرانیهای پیشین ما بود.. حتی متن استعفای محترمانه ما را دررسانه هایشان درج نکردند و اعضا و هواداران متحیّر را بی خبرگذاشتند. همزمان کارزار «کشف توطئه» و شیطان سازی منتقدان ِ مستعفی به جریان افتاد. بدینسان، استعفای ما پیش روی همه محک آزمایش علنی بینش و روشهای آنها شد! آیا این «خودزنی» تشکیلاتی در ملاءعام لازم بود؟
سؤالات بی پاسخ ساکنان لیبرتی
بعد از برگزاری آرام و بدون مسئله انتخابات ریاست جمهوری در ایران و شرکت گسترده مردم در آن به تأیید تمامی طرفهای مطبوعاتی و سیاسی – البته به غیر از شخص رجوی که همچنان اصرار دارد بگوید کسی شرکت نکرد و مردم علیه نظام شعار میدادند – و انتخاب غیرمتحمل ترین کاندیدا از نظر سازمان مجاهدین خلق، فضای سؤال و مسئله داری در میان اعضای فرقه بالا گرفته است و مسئولین که هیچ جوابی در برابر انبوه سؤالاتی که خود به دست خود باب آنها را باز کرده اند ندارند صرفا افراد را با این ترفند همیشگی که”اینها تکرار حرفهای رژیم است” سرکوب میکنند.
تلویزیون فرانس۲۴؛ سروکله مجاهدین دوباره در ویلپن پیدا شد!
آنها سالن بزرگ ویلپن که در نزدیکی پاریس می باشد را برای گردهم آیی سالانه خود انتخاب نموده اند. مجاهدین دریک دهه گذشته با اینکه بسیار ضعیف شده اند، توانایی مالی خود را بصورت قابل توجهی افزایش داده اند.این تجزیه تحلیل «برنارد هورکاد»است.ظاهرا آنها نسبتا از نظر مالی به خودکفایی رسیده اند.چرا که هر سال یا هر دو سال یک بار می توانند جلسات فوق العاده ای را برگزار نموده
چند شکست و هیچ پیروزی
مریم عضدانلو، گرداننده اصلی نمایش قدرت در ویلپنت پاریس، در حالی به سخنرانی و غرولندهای تکرای پرداخته که انگار ۳۲ سال در نظر او ۳۲ ساعت بیشتر نبوده است. او هیچ اشاره ای به رخدادهای واقعی مردم در ایران نکرده و همچنان همه چیز را سیاه تر از سابق تفسیر کرده و هیچ اشاره ای از جنگ درازمدت مجاهدین و جمهوری اسلامی و بی ثمر بودنش نکرده و نگفته که با این همه خون و جنون، دستاوردش برای مردم چه بوده است.