مارینا سراج، زن امریکایی، چگونه در سازمان مجاهدین فرقه رجوی از پای درآمد
همسر مارینا همچون وی گرفتار در تشکیلات است و دارای یک پسر در آمریکا می باشد. مارینا سیتی زن آمریکا بود و خواهر و شوهر خواهرش در آمریکا هستند. او در لایه دوم شورای رهبری با من هم رده بود و من در خیلی از نشستهای به اصطلاح لایه ای که برای ما می گذاشتند شاهد بودم او سالها خیلی مورد اذیت و آزار قرار گرفت و سرانجام در سال هشتاد و نه یک روز با فریاد و اعتراض به مسعود و مریم رجوی گفت من همسر و پسرم را می خواهم بعد وی را با آمپولهای مخرب آنقدر به او تزریق کردند تا او را از پای در آوردند
پاسخگویی از نوع رجوی ها
رجوی هیچگاه در این سالیان حاضر نبود نسبت به عملکرد خویش و فرقه اش پاسخگو باشد. چرا که خوب می داند با روشن شدن جواب سوالاتی در مورد ایدئولوژی سازمان، استراتژی سازمان و تغییر پی در پی آن، سیاست سازمان که بر اساس اصل « هدف وسیله را توجیه می کند استوار شده »، تشکیلاتی فرقه ای و ایزوله کردن اعضا از دنیای خارج، رابطه با صدام و مزدوری برای او در جنگ، ترور انبوهی از افراد غیر نظامی در ایران، رابطه با آمریکا و… چهره واقعی او رو می شود.
قمپز در کردن های رجوی بدلیل فلاکت و دست خالی بودن
یکی از شگردهای کهنه شده این است که خبر را به اطلاع اعضا نرسانده و در امانت خیانت می کنند و با استفاده از ناآگاهی اعضا، آنان را وادار به کاری که به نفع رجوی هاست می نمایند. همانگونه که در فروردین 1390 اینکار را کردند. در آن زمان در حالی که عراقی ها از چند روز قبل به سران فرقه اطلاع داده بودند که می خواهند وارد اشرف شده و زمین های قسمت شمالی را بگیرند، اما به اعتراف نفراتی که بعدا فرار کردند، سران فرقه این موضوع را به اعضا نگفته و در عوض به آنها گفتند که نیروی قدس سپاه همراه با نیروهای عراقی قصد حمله به اشرف و اسیر کردن ما را دارد و ما این اخبار را از درون رژیم بدست آوردیم و بنابراین شما باید مقاومت کنید! که نتیجه آن از دست رفتن جان دهها نفر شد.
تحلیلی بر نقش فرقه خشونت گرای مجاهدین در آشوب های عراق
این فرقه شرور، شناخته شده ترین جریان خشونت طلب مستقر در عراق میباشد. فرقه خشونتگرا و بحران افروز مجاهدین ضد خلق نزدیک به سه دهه است که در عراق حضوری فعال دارد. علاوه بر صدماتی که بر مردم بیگناه و غیر نظامی ایران از جانب این فرقه وارد شده است همواره این تشکیلات ضدبشری در سرکوب مردم عراق نیز نقشی فعال داشته است. پر واضح است که پس از سرنگونی حکومتی که همواره حامی اصلی فرقه مجاهدین بوده است یعنی حکومت صدام حسین،موجودیت این فرقه در عراق نیز به خطر افتاده است.
افشای دروغهای سایت وابسته به سازمان مجاهدین فرقه رجوی در مورد خانم مرضیه قرصی
اخیرا سازمان مجاهدین در سایت وابسته به تشکیلات خود با موضوع مرضیه قرصی مطالبی نوشته که دروغ و تحریف است. این تشکیلات واپسگرا و عقب مانده از جامعه ابتدا در یک اقدام عجولانه یک عکسی بدون حجاب هم در سایت گذاشته بود که برای پیشگیری از رسوائی بیشتر نزد باقیمانده هواداران بعد از نصف روز عکس خانم مرضیه را با دستبرد زدن و نزدیک شدن به زندگی شخصی خصوصی وی بدست آورده از سایت برداشت.مدعیان دروغین حقوق بشر این خانواده را متلاشی کردند و حالا چون می دانند که مرضیه منتقد آنها است و می خواهد از خون شوهرش واز فرزندش دفاع کند اینگونه می خواهند او را به سکوت وادار کنند.
خبرهایی جدید از لیبرتی و دیگر مقرهای فرقه رجوی و تحلیل اخیر آنان
در لیبرتی مجاهدین خلق با گذاشتن یک پست نگهبانی در حاشیه درب ورودی و در منطقه ای که مثلث سه ضلعی نامیده میشود به شدت تردد افراد را کنترل کرده و به محض ورود هر فرد یا اکیپی از طرف دولت عراق , پلیس , سازمان ملل وصلیب سرخ و ….. نگهبان مربوطه موظف است که به افراد مستقر در لیبرتی در مسیر تردد آن فرد یا اکیپ با دادن آماده باش ورود آنها را خبر دهد , افراد مستقر هم طبق آموزشهایی که دیده اند مجبور هستند که بلافاصله به درون بنگالها وکانکس ها و ساختمانهای خود رفته و دربها را از داخل قفل کنند و همانجا بمانند تا نگهبان وضعیت سفید اعلام کند
وحشت بی حد مجاهدین خلق از جدا شدگان
با آمدن خانم قرصی به ترکیه باز دوباره درد مجاهدین تازه شده است. انتظار مجاهدین این است که کسانی که از تشکیلات جدا می شوند هرگز به زندگی عادی نتوانند برگردند. هرگز به آرامش نرسند، هرگز به تفریح و مسافرت نروند. این خواسته قلبی مجاهدین است و تا آنجا که بتواند برای تحقق آن می کوشد و از هیچ کاری هم دریغ نمیکند. راستی چرا مجاهدین از رفتن یک زن که سالهاست از تشکیلات جدا شده به ترکیه می ترسد؟ رجوی چه ترس و وحشتی دارد که این خانم به یک مسافرت به ترکیه یا احیانا به اروپا برود؟ آیا پایه های تشکیلات به لرزه در آمده است؟
راهی بی بازگشت، آلان محمدی قربانی در فرقه رجوی
آلان و تعدادی دیگر از همین بچه ها از سازمان می خواستند که به قول خودش وفا کند و حالا که خانواده هایشان را دیدند از اشرف بروند ولی رجوی می گفت که اشرف دربهای ورودش باز است ولی خروجی در کار نیست من یادم هست که مهوش سپهری به صفت نفر شماره یک مجاهدین بعد از مریم رجوی می گفت که دربهای اشرف به روی همه باز هستند ولی خروجی در کار نیست و حتی می گفت که مگر چشمتان نمی دید که کجا می آیید! اینجا مبارزه و سختی است و همه این را می دانند و ما نقل و نبات اینجا پخش نمی کنیم
پیام ۵ دی رجوی، سخنرانی یا انحطاط اخلاقی؟
رجوی در سخنرانی 5 دی 1391 که ابتدا بطور کامل در 59 صفحه در سایت های این فرقه قرار داده شد (و بعدا بدلیل انتقادات گسترده از غیر اخلاقی بودن مطالب تنها 27 صفحه از آن باقی ماند و بقیه از سایت حذف شد) در واکنش به افشاگری های یکی از جدا شدگان از سازمان، بصورت دیوانه وار به وی حمله کرده و او را متهم نمود که مشکل جنسی داشته و همجنس باز بوده و برخی مطالب دیگر که بدلیل رعایت ادب نمی توان آنها را بازگو کرد.
هراس رجوی ازافشاگری جداشدگان
امروز در یکی از سایت های فرقه رجوی خواندم که مرضیه قرصی میخواهد به اروپا برود و برعلیه رجوی شیطان سازی کند!!حقیقتا مدتی بود که خاطرات خانم قرصی را دنبال میکردم و میخواندم. خیلی تحسینش کردم که اراده کرده است که با روشنگری صادقانه و شفاف از حضور اجباری خودش در مناسبات فرقه ای تجاربش را به نسل جوان انتقال میدهد تا جوانان ما طعمه چنین فرقه های مخربی نشوند.دلم میخواهد به ایشان هم بخاطر فعالیتهای روشنگرانه شان تبریک بگویم وهم اینکه پس ازسالیان دوری توانستند به یگانه فرزندش برسند و با هم زندگی آرامی داشته باشند.
مطرح کردن مساله مجاهدین؛ از روی کودنی سیاسی است یا کاری است که مزد آن پرداخت شده است
همچنین از جمله مسائلی که هر از چندگاهی از سوی برخی نمایندگان و سیاستمداران و حزب سیاسی مشهوری مطرح می شود جای تاسف دارد. آنان با شرایط و اوضاع سازمان تروریستی خلق همدردی می کنند و برای آن آه و حسرت می کشند که این مساله ای شرم آور و زشت است. به خصوص اینکه توطئه گری عناصر این سازمان تروریستی علیه ملت عراق آشکار شده است.
مجاهدین خلق کابوس داستان های اورول
در کتاب قلعه حیوانات دیدیم که بچه های سگ ازمادر و پدر خود جدا شدند تا مورد تعلیم قرار بگیرند و بالاخره این سگ ها جوری روانشناسی و تعلیم قرار گرفتند که تنها در خدمت رهبر گروه (ناپلئون خوک) قرار گیرند. هدف رجوی هم بدون شک از جدا کردن بچه ها از خانواده شان مغزشویی و روانشناسی تا جایی که تنها به رهبر عقیدتی خود به هیچ چیز دیگر فکر نکنند و همه عواطف در آنها خشکانده شود.