آرزوهای مریم رجوی دیکتاتور!
اخیرا در سیمای فرقه رجوی برنامه ای از مریم قجر پخش شد که از زبان این بانو اشاره ای به آمال و آرزوهایش داشت. او در این برنامه مدعی می شود که خواهان آزادی مردم ایران می باشد. هیچ یک از کلمات تکرار شده مریم قجر از جمله آزادی فردی و دموکراسی و داشتن حق اعتراض و آزادی بیان و… در ایدئولوژی فرقه ای رجوی ها جایگاهی ندارند نگاهی گذرا به مناسبات این فرقه در اشرف بیانگر این ادعا است.
لبنانی ها دماغ اسرائیل و رجوی را با هم سوزاندند
این سفر بخوبی نشان داد لبنانی ها نیز دریافته اند که راه برون رفت از بحران در وحدت بوده و ایران بعنوان یک کاتالیزور تبدیل به نقطه ایجاد وحدت بین تمام جناح های این کشور شده است.رجوی نشان داد همچون اسرائیل بدنبال ایجاد اختلاف بین مردم خاورمیانه است تا منافع اربابان اش را بهتر تامین کند. کاری که در ایران و عراق کرده بود و حالا می خواست در لبنان آن را ادامه بدهد. اما مردم لبنان دماغ او و اسرائیل را با هم سوزاندند.
مادر اسماعیل ونک: درد خودم را به چه کسی بگویم!
هر چه فریاد زدم حنجره خودم را پاره کردم که من بعد از چندین سال می خواهم فرزندم را ملاقات کنم کسی جواب مرا نمی داد. آیا سران سازمان خودشان را جزء انسان می شمارند؟ چگونه اینها دم از آزادی و دفاع از حقوق بشر می زنند؟ به چه کسی درد خودم را بگویم؟ به حقوق بشر، به صلیب سرخ و یا سازمان ملل؟
مرضیه (اشرف السادات مرتضایی) مرد
مرضیه پس از خروج از ایران و در همان سالهای آغازین زندگی خود در فرانسه به سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران پیوست. بعضی از منابع داخلی مجاهدین در صحبت های خصوصی خود گفته بودند که مرضیه مدتها است که از این عمل احساس شرم دارد و سخت ناخرسند است که چرا گول شعارهای پر طمطراق مجاهدین را خورد و با آنان همکاری کرد و بخصوص به عراق تحت سلطه صدام رفت و روی تانکهای اهدائی صدام ترانه خواند
حمله چماقداران باند رجوی به هنرمندی که حاضر به خود فروشی نشده
یکی از موزیسین های معروف وطنمان آقای مصطفی ……که به اجبار سالیان است ترک دیارکرده است. در غربت سکنا گزیده است. در غربت هم از دست مدافعان دروغین حقوق بشر خلاصی ندارد، هر آنچه که لایق مریم قجر عضدانلو و خان ابله (مسعود رجوی) بوده نثار وی کرده بودند.
گلادیاتورهای رجوی یا مردگان متحرک
مسعود رجوی فشارهای چند گانه را به حد ماگزیمم رساند و آنقدر پیچیدگی تضادها ومعضلات را متعدد وگسترش داد تا افراد با روبرو شدن با هر مشکل جدید و ترفند تازه در مقابل فشارها وارفته شده و دست تسلیم را بالا ببرد و در این صورت رهبر فرقه گام به گام بر ذهن و روح آنها غلبه می کرد و هر چه بیشتر انسانها را به قسمت تاریکتر ایدئولوژی فرقه ای سوق می داد اعضای موجود در قلعه الموت بد نام اشرف چند مدار بالاتر از مردگان معمولی مرده اند
جنگ، رویایی که رجوی به گور خواهد برد
رجوی پس از سقوط صدام نیز او با تصور اینکه چون بوش نام ایران را بعنوان یکی از کشورهای محور شرارت اعلام کرده پس به ایران حمله خواهد کرد، بعد از تسلیم کامل به آمریکایی ها شروع به مزدوری برای آنان و دمیدن در تنور جنگی جنگ طلب ترین جناح های آمریکا نمود و به پاداش جاسوسی و چاپلوسی، در زمانی که رامسفلد وزیر دفاع آمریکا بود پنتاگون از مجاهدین حمایت می کرد.
تحمل پذیری بالاجبار مجاهدین برای اعضای خواهان جدایی
شنیده ها از نفرات جداشده اخیر حاکی از آنست که سازمان برای عدم خروج نفرات از تشکیلات به هر دری زده و حتی می پذیرد اعضا اعلام بریدگی نموده و فقط فرار نکنند.!! عجب روزهایی را بعد از حکومت صدام حسین جنایتکار شاهد هستیم روزهای وحشتناکی که نفر برای کوچکترین خواسته فردی توی نشست عملیات جاری یا همان بلوای شستشوی مغزی له می شد
خودکامگی رهبر عقیدتی مجاهدین
رهبر عقیدتی مجاهدین ” روایتی بزرگ” از خویش می سازد که هیچ بهره ای از واقعیت ندارد و جز خودشیفتگی محض نیست. پدید آوردن شرایط و موقعیتی که کادرهای تشکیلاتی مجاهدین طی بیش از سه دهه امکان ارتباط و مواجه شدن با دنیای پیرامونی را از دست دهند، ماهیت واقعی مسعود رجوی را برای همگان به تصویر می کشد.
مجاهدین و سوء استفاده از چهره هایی همچون مرضیه
هیچوقت اخبار درست در اختیار او نیمگذاشتند بقول همان نیکو خانم ؛ خوشبختانه خانم مرضیه زیاد هم اهل خبر نبود ؛ میگفت همینکه نامه های هوادارانش را برایش میخوانیم و میگوییم که استقبال کرده اند برایش دنیایی است. نه ایمیل و سایتی داشت و نه گذاشتند که بفهمد میشود داشته باشد ؛نه تلفن و موبایلی داشت و نه گذاشتند که بفهمد میشود داشته باشد ؛ نه مصاحبه ای با رسانه های آزاد داشت و نه گذاشتند که بفهمد میتواند مصاحبه کند.
چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است
مسعود رجوی همیشه در نشستهای عمومی از جامعه بی طبقه توحیدی که بر روی سنگ مزار هر مجاهد خلق حک شده یاد می کرد و می گفت که جامعه بی طبقه توحیدی جامعه یی است که الزاما تضادهای طبقاتی آن حل شده است پس بی طبقات است چرا که طبقات بالا و پایین، غنی و فقیر بودن محصول استثمار است محصول فرعونیت است جامعه بی طبقه توحیدی مسعود رجوی همانند سایر شعارهای او می باشد
به اصطلاح فاتحان رجوی دغل کار پا به فرار می گذارند
تبلیغات مضحک و مشمئز کننده رجوی بعد از یکسال در رابطه با درگیری های مرداد 88 با نیروهای عراقی در حالی است که تاکنون تعداد زیادی از اعضا و افرادی که بالای 15 سال سابقه تشکیلاتی و حضور در اشرف را داشتند شبانه پا به فرار گذاشتند و چنین اقرار نمودند که در صورت هر گونه طلسم شکنی و شکستن حصارهای فیزیکی قرارگاه قریب به اتفاق نفرات اشرف پا به فرار می گذارند