پتک خانواده بر ملاج رجوی ها
وقتی رجوی ها دیدند که پافشاری خانواده ها دارد حسابی آنها را بی آبرو می کند، در گام بعدی لحن خود را مقداری تغییر داده و اینبار خانواده ها را «بستگان شمار معدودی از ساکنان اشرف که عمدتا مورد اعتماد و در ارتباط با اطلاعات هستند» معرفی می کند. آنها هنوز هم سعی می کردند تا اوضاع را از آن چه هست خرابتر نکرده و فضاحت بیشتری به بار نیاورند، به همین دلیل از کلمه «عمدتا» استفاده میکنند تا بگویند این چند نفر استثنا می باشند و در ضمن بستگان شمار معدودی از ساکنان اشرف هستند.
از دید رجوی تمام مردم ایران اطلاعاتی هستند!
پدران و مادرانی که با مشکلات زیادی از ایران به ملاقات فرزندانشان به پادگان خراب شده اشرف مراجعه می کنند همیشه با توهین از طرف سران سازمان مواجه شده اند. این یعنی اینکه از دید سازمان هر ایرانی که به درب اشرف مراجعه کند یک مامور اطلاعاتی است و این اوج تفکرات خنده دار و لومپنی مسعود رجوی است.
مجاهدین و پایان موج سواری مذبوحانه
در شرایط کنونی مجاهدین خلق در عراق و روند رو به افزایش جدا شدن اعضاء از گروه و بحران های داخلی سازمان از جمله نارضایتی اعضاء و مشکلات روانی آن ها به دلیـل سرخوردگی ها و افسردگی ها و با توجه به ماهیت اپورتونیستی (فرصت طلب) سازمان، بعید نیست که آن ها امواج اعتراضات را در ایران فرصتی دیده اند تا از روش های غالباً خشونت آمیز و غیردمکراتیک خود برای گرفتن ماهی از آب های گل آلود آن روزها، استفاده کنند.
خانواده ها نقاب از چهره رجوی برداشتند
سران فرقه این موضوع را از پائیز سال 82 تجربه کرده اند ؛ بعد از سرنگونی پدر مادی و معنوی رجوی (صدام ملعون) برای اولین بار خانواده ها توانستند برای ملاقات به درب اشرف بروند و با توجه به کارشکنیهای سران فرقه حتی شده به مدت 2 ساعت با فرزندان خود ملاقات کنند و همین ملاقاتها باعث شد چشم اسیران اشرف به واقعیتهای بیرون باز شود و زنده شدن احساسات و عواطف انسانی و خانوادگی در وجودشان جرقه بزند که پشت ان اعلام جدایی فرد از فرقه می شد و این ترس از همان موقع در وجود سران فرقه افتاده
عبرت از چاکر منشی و مزدوری مجاهدین
در زمامداری صدام حسین پدر مادی ومعنوی فرقه رجوی، اینها در مزدوری و چکر منشی تبدیل به دست راست صدام شده بودند. قدرتی که داشتند از سازمان اطلاعت عراق یعنی مخابرات هم بیشتر بود. ازآنجائی که در دروغ گوئی و شیادی رقیبی ندارند، در دل صدام حسین و اربابان غربی توانستند بودند خودشان را جای بدهند. خودشان را تنها اپوزسیون و برای دولت ایران بدانند آنقدر این دروغ را تبلیغ کردند. خودشان هم باورشان شد که نکند اینها تنها اپوزسیونی با شند که می توانند بر ایران حکمرانی کنند.
عاطفه و انسانیت فرقه رجوی کجاست؟
من به عنوان یک قربانی از کلیه خانواده های قربانیان در بند فرقه رجوی چه در ایران و چه در سایر کشورها میخواهم در صورت امکان به پشت درب زندان فرقه رجوی در عراق بروند و با اتحاد با خانواده های بست نشسته در انجا یک صدا ازادی و نجات فرزندان و عزیزان خود را خواستار شوند. من ایمان دارم که دیکتاتوری رجوی در مقابل عزم اهنین خانواده ها بزانو در خواهد آمد.به امید ازادی تمامی اسیران در بند فرقه رجوی.
امسال سال آخر مجاهدین است
رجوی ریشه خودش را در ایران از سال 59 قطع کرده و دیگر نسل های دهه 60 و 70 و 80 اساساً سازمانی به نام مجاهدین نمی شناسند پس سرمایه گذاری رجوی روی انتخابات ایران که در پیام های پی درپی مشخص بود تحریم بود ولی 85%مردم شرکت کردند , و بعد از انتخابات که وضعیت در ایران کمی بغرنج شد همسرش در فرانسه هر روز پیام می داد که حکومت ایران رو به سرنگونی است و یک روز از موج سبز و روز دیگر از آقای منتظری حمایت می کرد
رجوی یک دجال حرفه ای است!
رجوی در سلسله افاضاتی تحت عنوان آموزش برای نسل جوان بعد از داستان عاشورا سال 88 به راه انداخته در قسمت یازدهم پیام خودش به تعریف دجال پرداخته است که حقا تعریف درستی از خود بیان داشته و کاملا خود را برای همه ترسیم نمود. او در این پیام می گوید:دجال فردی است که در آخر زمان ظهور می کند. منتهای فریب و ریا کاری و تزویر و دروغگویی است. بسیاری مردمان را می فریبد و حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهد و
جدا شدن هر نفر از فرقه رجوی یک عملیات بزرگ است و شکستی برای رجویها
حال حرفی که مسعود رجوی در نشست مطرح کرده بود که آمدن هر نفر به فرقه رجوی یک عملیات بزرگ است و آن نفراتی را که با فریب و نیرنگ و به اسم کار در کشورهای خارجی به اسارتگاه اشرف کشیده بودن و زندانی کرده بودن را جز یک عملیات حساب کرد و در یک آماری مسعود رجوی به دروغ گفت: در فرقه رجوی استراتژی دروغ همیشه ان لاین کاربری ومصلحت آمیز است اگر دروغ گویی را از مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو بگیرند راستی چیزی برای گفتن نخواهند داشت
حمایت فرقه رجوی از ریگی
موضوع اصلی بحث ما موضعگیری فرقه و دلسوزی فرقه رجوی از این مزدوری است که حتی کشوری مثل انگلستان که کلی آلاف و علوف برای او تهیه کرده بود نه تنها همکاری خودش را محکوم کرد بلکه حتی ابراز خوشحالی نیز نمود. اما جای شگفتی است که فرقه حتی محکوم هم نکرد و به صورت کلی و خلاصه خبر دستگیری را داد و پیشاپیش هم نسبت به نقض حقوق پناهندگی هشدار داد و خبری هم از اعترافات احتمالی، و این در حالی است که تصاویر جنایات ریگی وجدان هر انسانی از هر نوع سنخ فکر و اندیشه را به درد می آورد و می آزارد.
خودتان قضاوت کنید رجوی در کدام جبهه قرار دارد
رسیدگی به پرونده های برخی از مسئولین فرقه در قوه قضائیه عراق نیز به جریان افتاده است. حال اگر به این پارامترها، موضوع حذف شدن کاندیداهای حزب بعث که پشتیبان رجوی در عراق بودند را بیافزاییم، خواهیم دید که رجوی در عراق چگونه در باتلاق گیر کرده است و اصرارش بر ماندن در عراق آنهم با این وضعیت فلاکت بار، نه از موضع درک سیاسی یا استراتژیک، بلکه از این موضع است که این امر چقدر با موجودیت فرقه گره خورده و بسته شدن اسارتگاه اشرف به معنای مرگ سیاسی، استراتژیک، ایدئولوژیک رجوی نیز هست
پرواز در قفس – قسمت سوم
شکنجه ی کادرهای تشکیلاتی منتقد و معترض رهبر عقیدتی مجاهدین به خاطر آینده نگری سازمان معمولاً در خفا انجام می شد و از نظر مسئولین سازمان خوب نبود که در جمع کادرهای تشکیلاتی، افراد منتقد و خواهان خروج از اشرف تحت شکنجه قرار بگیرند. ولی بعضاً دیده می شد فردی به خاطر اعتراض به مسئولی توسط چند نفر در جمع افراد کتک بخورد.