اوج نخوت، سقوط آزاد به درهم شکستگی وجهنم اعمال
ولی تمامی دیکتاتورهای سقوط کرده دقیقا به خاطر اوج نخوتشان در هنگام سقوط وشکست خود را د رجهنمی غیر قابل تحمل میابند. هیتلر به هنگام شکست مجبور به دستور دادن خودکشی جمعی شد وشاه در اوج نخوت اشگ ریزان ودرهم شکسته سرزمین ایران وتاج وتخت خود را ترک کرد ودرآخر نیز از رنج این سقوط از اوج نخوت به دره عمیق ذلیلی ودرماندگی رسید ودرهم شکسته در مصر جان داد.رفیق مسعود رجوی صدام حسین نیز در اوج ذلت به دست همدستان سابق خود به دار آویخته شد. واکنون مسعود
غسلی در اشرف – بالا آوردن تناقضات در درگاه رجوی
چرا مسئولین سازمان رهنمودهای برادر در مورد مبارزه با استکبار جهانی و آمریکا را فراموش کرده اند و هر روز با فرماندهان آمریکایی در قرار گاه اشرف فالوده میخورند و اطلاعات سری کشورمان را که با هزار کلک و تخلیه تلفنی بدست می آوریم به این راحتی در اختیار آنها قرار میدهند؟ بالاخره ایدئولوژی ما شرقی (چپ) است یا غربی (راست)؟ حساب آن علامتهای داس و چکش و ستاره های ارتش سرخ که در پرچم و آرم سازمان است چه می شود؟ وای من الذله!
ایران هرگز برنامه ی تسلیحات هسته ای اثبات شده ای نداشته است
گزارش نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده که در اواخر 2007 منتشر شد دولت بوش را حسابی گیر انداخت. بوش که در این وحشت گیرافتاده،ناامیدانه به این ایده چنگ انداخته که برنامه ی سلاح های هسته ای روزی وجود داشته است. هرچند که گزارش هیچ گواهی بر وجود برنامه ی هسته ای به عنوان حقیقتی اثبات شده ارائه نمی دهد…
سوء استفاده از نوجوانان، جنایت علیه بشریت
زمانی که خواهر و برادر نمی توانند با یکدیگر دیدار و گفتگوی بدون حضور مقامات امنیتی سازمان داشته باشند چگونه می توان پذیرفت که سمیه محمدی که تنها کانال خبریش مجاهدین هستند از آنچه که د رپیرامون وی می گذرد و فداکاری پد ر و مادر و خانواده اش خبر د اشته باشد. سکوت معنی دار مجاهدین در مورد نوشته های محمد محمدی که از ایران خاطره ای ندارد و در کانادا هم زندگی می کند دلیلی آشکار بر درستی روایت وی از شکنجه های روانی و نگهداشتن نوجوانان و جوانان علیرغم میل خود درسازمان مجاهدین می باشد.
چرا مجاهدین خلق غیر قابل اعتمادند
رفع محدودیت های قانونی از مجاهدین اگر چه محصول چالش های قضایی و حقوقی میان حامیان و مخالفان مجاهدین است، اما حقیقت امر آن است که کیس و موضوع مجاهدین بسا فراتر از این جنبه ها و بسیار غامض تر و پیچیده تر از ابعاد حقوقی و قانونی نیازمند یک نگاه جامع، کارشناسانه و غیرمصلحت جویانه در ماهیت ایدئولوژیک – فرقه ای مجاهدین است. نتایج حاصله از این ضرورت ما را به دور اندیشی توام با واقع بینی درباره مجاهدین متقاعد خواهد کرد.
دست مریزاد به محبوبه ومصطفی
برای نجات سمیه البته که اگر لازم باشد ۹بار که سهل است ۹۰۰بار هم باید رفت ودرب اسارتگاه فرقه رجوی را از پاشنه درآورد ؛اما بنظر من ابتدا باید در مقابل این همه تلاش از خودگذشتگی ونثار بی دریغ عواطف به پای فرزندی که اسیر اختاپوسی فرقه رجوی شده تعظیم کرد وبه مصطفی ومحبوبه درود فرستاد وچنانچه نمیتوانیم با آنان همراه شویم با آنان همدل شویم.
” چشم انداز سازمان مجاهدین خلق” و مسئله تعهد دوساله
کانون آوا در نظر دارد این بحث و تاثیرات آن و دلایل مطرح کردن تعهد دو ساله در سازمان مجاهدین را با همه هموطنان درمیان بگذارد و برای آگاهی مردم از خطرات احتمالی، آنرا موشکافانه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
پروژه ی ایران هراسی
علاوه بر این، با توجه به تغییرات چشمگیری که خاورمیانه طی چندین سال گذشته متحمل شده، و از بین رفتن مانع عراق برای پیشبرد نفوذ ایران، اینکه بتوان شاهد انزوای ایران بود، کاری دشوار است. در زمانی که مقام های ایرانی در پایتخت کشورهای عربی مورد استقبال قرار گرفته اند و تجارت بین ایران و همسایگان آن در حال افزایش است؛ یک موافقت منطقه ای برای انزوای ایران وجود ندارد.
در حاشیه همایش رهایی
شعار محوری این همایش:” رهایی فرزندان از بندهای اسارت فرقه تروریستی مجاهدین و دیدار خانواده ها با آن ها در عراق” بود. خانواده ها ضمن نوشتن تقاضانامه های جداگانه و امضای آن، از جوامع صلیب سرخ جهانی و دولت عراق خواستند تا در اسرع وقت و با هزینه های خود بتوانند فرزندان شان را به طور آزادانه و بدون حضور نیروهای سازمان در عراق ملاقات نمایند. “
دیکتاتور کوتوله رفتنی است ؛تاریخ خواندنی است
گفته ها ی محمد و تلاش ها ی فداکارانه مصطفی محمدی و محبوبه در عراق و فعالین حقوق بشری و مطالب جدا شدگان از تجارب شخصی خود باعث شد که مجاهدین نوار ویدئوئی مصاحبه سمیه را که هر بیننده ای را متاثر می کند از سایتها ی خود بردارند. و بجای آن در یک حرکت نمایشی و عوام فریبانه عکس سمیه را بارو سری قرمز و لباس های تمیز قرار بدهند.
یادی از فراموش شدگان
البته مجاهدین هم تمایلی به حل و فصل کار این افراد نداشتند،چرا که اگر اینها به اروپا و امریکا آورده شوند، مشکلاتی در خود اشرف پیش آمده و افرادی خواهان جدایی خواهند شد.چنان که همین الان هم یک کمپ از کسانی که نمی خواهند در روابط مجاهدین باشند و نمی خواهند به تیف بروند در همان اشرف تشکیل شده است.
سرنگونی هم به چشم
امروزه مشکلاتی چه اینجا که ما هستیم یعنی در درون اشرف و چه بیرون وجود دارد و آن این است که بعضی ها میپرسند پس سرنگونی چه شد؟ عده ای هم که اینجا مسئله دار هستند و درحال بریده مزدور شدن میباشند میگویند که ما برای جنگیدن با رژیم و مبارزه به سازمان پیوستیم نه برای ترانه خواندن و فیلم بازی کردن و شعار دادن وگرنه میرفتیم برنامه کودک تلویزیون رژیم نه اشرف،هرچه هم برادر پیام میدهد و مسئولین میگویند که یکسال و خورده ای مانده راصبر کنید اگر نشد خودمان یک فکری میکنیم به خرجشان نمیرود، من میخواهم به این عده بگویم که به سرنگونی رژیم ایقان داشته باشید؛ بگذارید یک مثال بزنم که بفهمید ما چطور سرنگونی را محقق میکنیم.