سه‌شنبه, ۳ شهریور , ۱۴۰۵
نامه حسین ثابت رستمی به برادرش محمد مهدی 19 بهمن 1401

نامه حسین ثابت رستمی به برادرش محمد مهدی

به سرفصل پیروزی انقلاب ایران نزدیک می شویم و تو برادرم محمد مهدی هنوز در مناسبات جهنمی رجوی قرار داری و عمرت را بیهوده تلف کردی. پدر و مادر همیشه چشمشان به در یا به زنگ تلفن است که شاید روزی صدای تو را بشنوند و هر بار صدای زنگ تلفن بلند می شود آنان […]

برادر رضا زنگنه: دلم می خواهد چهره ات را ببینم 18 بهمن 1401

برادر رضا زنگنه: دلم می خواهد چهره ات را ببینم

رضا جان سلام .حالت چطور است؟ روز مرد را به شما تبریک می گویم. این چندمین نامه ای است که برای شما ارسال می کنم ولی جوابی از شما نمی گیرم. هدفم از نامه نوشتن برای شما این است که می خواهم بدانم در چه وضعیتی هستی چون من و خانواده خیلی نگران شما هستیم […]

پیام زهرا قلیزاده به برادرش علی قلیزاده به مناسبت روز مرد 17 بهمن 1401

پیام زهرا قلیزاده به برادرش علی قلیزاده به مناسبت روز مرد

بهترین برادر دنیا سلام و روزت مبارک عشق خواهر علی جانم امیدوارم حالت خوب باشد. برادر قشنگم تمام اعضای خانواده از راه دور ولادت با سعادت مولا موحدین علی علیه السلام و روزمرد را به تو تبریک می گویند. علی جان خودت بهتر میدانی کنار هم بودن، یکی از بزرگترین الطاف خداوند منان است که […]

نامه خواهر چشم انتظار حمداله مستانه 11 بهمن 1401

نامه خواهر چشم انتظار حمداله مستانه

خواهر چشم انتظار “حمداله مستانه” خطاب به برادر اسیر خود در فرقه رجوی نوشت: برادر عزیزم شب و روز، از تو حرف می‌زنیم، از دلمان خارج نمی شوی برادر، فدای تو شوم، ما را بیش از این چشم به راه مگذار. در پیام ارسالی “طاووس مستانه” از انجمن نجات مرکز استان اردبیل به برادرش آمده […]

نامه ای به برادرم سید مرتضی اکبری نسب در کمپ مجاهدین خلق 10 بهمن 1401

نامه ای به برادرم سید مرتضی اکبری نسب در کمپ مجاهدین خلق

سلام بر برادر داغدار و زجر کشیده ام راستش را بخواهی من امید چندانی به رسیدن این نامه بدست تو ندارم. چرا که ارگان های مدافع حقوق بشر جهانی مسئول هستند تا این نوع نامه ها را به دست امثال تو برسانند. تویی که مظلومانه همسر جوان و غیر سیاسی ات را از دست دادی […]

شکوه جان، چشم انتظارت هستیم و بی قرار دیدار 09 بهمن 1401

شکوه جان، چشم انتظارت هستیم و بی قرار دیدار

دخترم شکوه جان سلام امیدوارم که حالت خوب باشد. نامه هایی که برایت می نویسم را به پای درد دلی پدرانه بگذار. درد دل پدری با دخترش. دختری که سالهاست من و مادرش را رها کرده و از او بی خبریم. تا به حال چندین نامه برایت ارسال کردم اما جوابی به من ندادی! گویی […]

نامه مهین حبیبی برای دخترش پروانه ربیعی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 09 بهمن 1401

نامه مهین حبیبی برای دخترش پروانه ربیعی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

پروانه جان سلام نمی دانم با چه زبانی احساساتم را برایت بیان کنم که درک کنی در چه حالی هستم. چطور از دلتنگی هایم بگویم تا بدانی قلبم در سینه فشرده شده و نفسم در نمی آید. دخترم در نبود تو چه غصه ها که نخوردم. دلبندم با تمام وجودم از تو خواهش می کنم […]

سمانه نوری در آستانه روز پدر، به پدر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق نامه نوشت 08 بهمن 1401

سمانه نوری در آستانه روز پدر، به پدر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق نامه نوشت

پدر جان سلام امیدوارم که سلامت باشید. پدر عزیزم روز پدر نزدیک است، اما تو فرسنگ ها با من فاصله داری. دلتنگت هستم و چاره ای ندارم جز این که چند خطی نامه برایت بنویسم و امیدوار باشم که به طریقی به دستت برسد. پدر جانم امیدوارم که هر چه زودتر برگردی و سال آینده […]

نامه ای برای برادرم رضا زنگنه اسیر مجاهدین خلق در آلبانی 05 بهمن 1401

نامه ای برای برادرم رضا زنگنه اسیر مجاهدین خلق در آلبانی

رضا جان سلام. حالت چطور است امیدوارم خوب باشی. اگر از احوالات این جانب خواسته باشید ملالی نیست جز دوری شما. همه خانواده دلتنگت هستند. ما که شماره تماسی از تو نداریم تا از حالت باخبر شویم.  حساب سالهایی که با خانواده تماس نداشته ای را داری؟ خبر داری چند سال است با خانواده خودت […]

نامه مرتضی پورحسن به برادرش اسماعیل اسیر در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 05 بهمن 1401

نامه مرتضی پورحسن به برادرش اسماعیل اسیر در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

اسماعیل جان سلام خوبی برادر نازنینم مرتضی هستم برادرت. خیلی دلم برایت تنگ شده است و یاد تو بیقرارم کرده است. از آن تاریخ که در هاله ای از محدودیت و کنترل‌ها در سال ۱۳۸۳ در مقر اشرف عراق دیدمت و قول جدایی و بازگشت به وطن و کانون خانواده را دادی، دلم با تو […]

نامه محسن یونسی به پدرش محمد هادی یونسی به مناسبت روز پدر 04 بهمن 1401

نامه محسن یونسی به پدرش محمد هادی یونسی به مناسبت روز پدر

پدر عزیزم سلام. روز پدر نزدیک و نزدیک تر می شود و من به همان اندازه دلتنگ تر. کاش می توانستم تو را ببینم تا از دلتنگی هایم برایت بگویم. کاش شانه مهربان پدرانه ات در دسترسم بود تا حداقل چند لحظه ای قلب بی قرارم در کنارت آرام بگیر. پدر عزیزم از همین جا […]

نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 04 بهمن 1401

نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

محمد جعفر جان سلام، حالت چطور است؟ تا کنون چندین نامه برایت ارسال کردیم اما جوابی از شما نگرفتیم. برادرجان، پدر و مادر سالهاست در حسرت دیدار تو هستند. آنها برای دیدارت و شنیدن صدایت لحظه شماری می کنند. پدر و مادر از این بی خبری که نسبت به تو دارند در رنج و عذاب هستند […]

blank
blank
blank