مطالب

نامه سرگشاده به رئيس پليس کلن در رابطه با نمايندگي شورای ملي مقاومت در آلمان

نامه سرگشاده به رئيس پليس کلن در رابطه با نمايندگي شورای ملي مقاومت در آلمان
مهندس علی اکبر راستگو، کانون آوا، هشتم مارس 2007
جناب آقای کلاوس اشتفنهاگن Klaus Steffenhagen
رياست محترم پليس شهر کلن!
مستحضرهستيد که سازمان مجاهدين خلق ايران از سال 1994 در ليست گروه های تروريستي ايالات متحده آمريکا، از سال 2000 در ليست گروه های تروريستي بريتانيا و بالاخره از 2002 در ليست گروه های تروريستي اتحاديه اروپا قرارگرفته است. اين سازمان از سال 1965 تا 2003 مورد حمايت سياسي، مالي و نظامي رژيم سابق عراق قرارداشته و از آن بعنوان «ارتش خصوصي صدام» نام برده مي شد. سازمان مزبورکه به روشهای خشونت آميز و مسلحانه برای رسيدن به اهداف خود معتقد است، مسئول کشته شدن بسياری از مردم عادی در ايران در حملات خمپاره ای به شهرها بوده و همچنين به ادعای خود سازمان حدود 11000 نفر را در جنگهای چريکي در داخل ايران بقتل رسانده است. سازمان مجاهدين تا بحال بدرخواست جامعه متمدن غربي برای کنارگذاشتن سلاح و استفاده از روشهای مسالمت آميز وقعي نگذاشته است.
سازمان مجاهدين برای خروج از ليست گروه های تروريستي که فعاليت آن را در کشورهای غربي محدود مي کند، دست به تشکيل انجمن ها و شورا های پوششي زده وبا سوء استفاده از قوانين دموکراتيک اين کشورها اهداف خودرا به پيش مي برد. سازمان در عرض چند سال اخير اقدام به تاسيس 170 انجمن پوششي در اروپا، آمريکا وکانادا کرده است که اسامي همه آنها در نشريات خود سازمان اعلام شده است و در صورت لزوم تقديم مي گردد.
از جمله اين انجمن های پوششي، شورای ملي مقاومت « NWRI » مي باشد که خودشان از آن بعنوان «دولت در تبعيد» نام مي برند و 99% آن از مسئولين درجه اول سازمان مجاهدين ميباشد. مسئول اول آن آقای مسعود رجوی رهبر مادام العمر مجاهدين و رئيس جمهور خود ساخته آن همسرش مريم رجوی مي باشد.
سازمان مجاهدين و شورای پوششي « NWRI » آن در آلمان زير کنترل امنيتي قراردارند و سازمان های مختلف امنيتي آلمان هرساله گزارشاتي در مورد مجاهدين و انجمن های پوششي آن منتشر مي کنند که تقريبا شبيه بهم مي باشند. از جمله در گزارش سال 2005 اداره حراست قانون اساسي ايالت بايرن صفحه 82 مي خوانيم:
“در آلمان مرزی مابين سازمان مجاهدين و شورای ملي مقاومت قابل تشخيص نيست. مجاهدين در ميان اپوزيسيون ايراني در تبعيد از ساليان پيش ايزوله هستند چرا که خودشان را «تنها آلترناتيو دموکراتيک» رژيم ايران مي دانند. ولي در حقيقت اين سازمان از دموکراسي حزبي (مابين گروهي) بسيار دوراست. ساختار سخت طبقه بندی و تقديس شبيه به فرقه رهبری حول زوج مسعود و مريم رجوی به اين موضوع اذعان دارند. سازمان در ابعاد بسيار بالا مستعد خشونت مي باشد.”
جناب آقای رئيس!
نمايندگي شورای ملي مقاومت « NWRI » در آلمان که مسئوليت آن را خانم معصومه بلورچي از اعضای عاليرتبه کميته مرکزی سازمان مجاهدين بعهده دارد، ديريست که از وظايف اصلي خود بدور افتاده و در امنيت داخلي آلمان دخالت بيجا مي کند. اين نمايندگي در اطلاعيه ای که در 1 مارس 2007 انتشار داده و به پيوست مي باشد اتهاماتي را متوجه اينجانب نموده که بسيار جای نگراني و قابل پيگرد قضايي مي باشد. نمايندگي در مورد جرياني که در برلين روز 27 فوريه امسال ظاهرا اتفاق افتاده و به شخص من هيچگونه ربطي ندارد، مرا عامل وزارت اطلاعات ايران لقب داده که «تحت عنوان چند انجمن قلابي بنامهای آوا، روشنا و فلق به جاسوسي عليه پناهندگان ايراني و مخالفان فاشيسم مذهبي حاکم بر ايران مشغول هستند.». در رابطه با اين اتهامات سنگين هيچگونه مدرکي ارائه نشده و صرفا به شيوه مجاهدين به ذکراتهام اکتفاء شده است.
اولا روز 27 فوريه اينجانب در جلسه ای مربوط به ايران در پارلمان اروپا در بروکسل حضور داشته و مسلما در برلين نبوده ام. ثانيا کانون آوا و شخص من از مدتها پيش هيچگونه رابطه و همکاری سياسي، ارتباطي وحتي خصوصي با دو انجمن روشنا وفلق و مسئولين آن نداشته و نداريم. ثالثا فعاليت های کانون آوا در چارچوب قوانين آلمان و صرفا حقوق بشری است و واقعه مورد اشاره شورا اگر واقعيت داشته باشد از نظر کانون آوا محکوم مي باشد.
بدنبال انتشار اطلاعيه شورای ملي مقاومت، يک انجمن پوششي بدون ثبت ديگر مجاهدين بنام «انجمن عدالت» در تاريخ 28.02.2007 وگروه مشکوک بدون هويت «جمعي از ايرانيان پناهنده ساکن کلن» در تاريخ 04.03.2007 در اعلاميه های جداگانه ای که در کلن نزد ايرانيان اين شهر در مقياس وسيع پخش شد، جنگ رواني عظيمي را برعليه شخص اينجانب و کانون های حقوق بشری از جمله آوا براه انداختند. ضمن اينکه تيم های عملياتي تعقيب ومراقبت مجاهدين عکس ماشين شخصي مرا برداشته ودر سايت های وابسته گذاشته اند تا مورد صدمه قراربگيرد.
جناب آقای رئيس!
نمايندگي شورای ملي مقاومت با مسئوليت خانم معصومه بلورچي بايد طبق ساختار فرقه ای اين تشکيلات مخوف از همه اعمالي که بنام مجاهدين درآلمان انجام مي شوند، با خبر باشد. طبق اين ساختار خانم بلورچي مستقيما با فرماندهي مجاهدين در پاريس در تماس بوده وبدون اجازه آنها آب نيز نمي خورد.
انجمن عدالت مورد ذکر بالا، در سال 2005 در کلن با اطلاع خانم بلورچي تشکيل شده و مديريت آن بعهده فردی بنام نادرثاني (با نام مستعار علي ملک) مي باشد که از اعضای اصلي بخش اطلاعات وامنيت وعضو شورای مرکزی مجاهدين محسوب مي شود. نادر ثاني از فدائيان سرسپرده اين سازمان ميباشد و بدستور مريم رجوی خودرا در ژوئن 2003 درپاريس به آتش کشيد تا مقامات فرانسوی را برای آزادکردن رهبرمذهبي اش تحت فشار بگذارد. نادر ثاني همراه با ديگر اعضای بخش اطلاعات وامنيت مجاهدين نظير هادی روشن روان درحال حاضر درکلن مستقراست.
کار اصلي انجمن عدالت توطئه چيني، پرونده سازی، شانتاژ و پخش اطلاعات نادرست در جامعه آلمان مي باشد. دراين زمينه اين انجمن تابحال هزاران نامه به مقامات آلماني فرستاده ودر آن ها انجمن آوا وديگر انجمن های فعال حقوق بشری را مورد تهمت وفحاشي قرارداده است. نمونه هايی از اين نامه ها به ترتيب تاريخ در زير فهرست شده اند ومتن آنها به پيوست ارسال ميگردد:
– انجمن عدالت از مقامات آلماني خواست عناصر وزارت اطلاعات رژيم را از آلمان اخراج كنيد 19 جولای 2005
– مقاله گامي بسوي عدالت پنجره اي بسوي حقيقت درتاريخ 3 نوامبر2005
– نامه اعتراضي انجمن عدالت به رئيس بخش فارسي دويچه وله درتاريخ 26 ژانويه 2006
– نامه به رئيس مجلس آلمان آقای نوربرت لامرت در تاريخ 18 فوريه 2006
– نامه به وزير كشور آلمان آقاي دكتر ولفگانگ شويبله بدون تاريخ
– نامه به وزير كشور آلمان آقاي دكتر ولفگانگ شويبله در 15 آوريل 2006
با نگاهي کوتاه به متن نامه های بالا ميشود تشخيص داد که انجمن عدالت کار ديگری بجز فعاليت عليه انجمن های فعال حقوق بشری ندارد.
اينجانب بعنوان يک ناظر سياسي از چند سال قبل نسبت به رشد تروريسم در آلمان هشدار داده ام. در اين زمينه کتابي نيز به نام «صدای تيک تيک بمب مي آيد» در سال 2001 به زبان آلماني نوشته ام که درآلمان منتشر شده است.
کتاب دوم من به نام «مجاهدين خلق در آئينه تاريخ» يک کتاب تحقيقي مي باشد که در نوامبر 2003 به زبان فارسي در آلمان منتشر شده است. اين کتاب با فاکت واسناد بسيار زياد به بررسي تاريخ مجاهدين مي پردازد.
از 15 مارس 2004 نيز باتفاق گروهي از دوستان همفکر دست به تاسيس انجمني بنام «انجمن آوا» درکلن زده ام که به شماره 14771VR در دادگستری کلن ثبت شده است. هدف اين انجمن ادغام وانتگراتسيون اجتماعي، سياسي وفرهنگي ايرانيان مقيم آلمان در جامعه اين کشور مي باشد.
جناب آقای رئيس!
بعد از قرارگرفتن بحق نام سازمان مجاهدين در ليست سازمان های تروريستي اتحاديه اروپا ما شاهد اين هستيم که بعضي از کشورهای اروپايي به امنيت کشور وجامعه خود بهای لازم را داده ودست به اقدامات اساسي زده اند. منجمله مي توان به اقدام قاطع دولت ايتاليا در تاريخ 16 آوريل 2004 در رابطه با بازرسي وحکم دستگيری اعضای مجاهدين در ايتاليا اشاره کرد.
متأسفانه دولت آلمان در مبارزه با تروريسم جهاني بحد کافي جديت نشان نمي دهد. نمونة آن اغماض و چشم پوشي از ورود واستقرار مستمر افراد مجاهدين در خاک کشور آلمان مي باشد. اين افراد که مدت بيش از 15 سال در عراق توسط کارشناسان عالي رتبه عراق مورد آموزش قرارگرفته اند، در طول آموزش خود با همه نوع ابزار وادوات سبک وسنگين جنگي آشنايي کامل پيدا کرده اند. جنگ های چريک شهری، ساخت وکار با مواد منفجره از موارد مهم مورد آموزش اين افراد در عراق بوده است.
با توجه به روابط درون گروهي اين سازمان که شبيه به فرقه های مذهبي بوده و در آن فرد مورد شستشوی مغزی قرار گرفته ورهبر بعنوان خدا مورد پرستش قرار مي گيرد، افراد اين سازمان تبديل به بمب های ساعتي شده اند که به دستور رهبری، هرآن امکان منفجر شدن آنان مي رود. خودسوزی 5 نفر از اعضاء بدستور سازمان، منجمله نادر ثاني مسئول انجمن عدالت، بعد از دستگيری رهبر مجاهدين مريم رجوی توسط پليس فرانسه در 17 ژوئن 2003 در پاريس بهترين دليل اين مدعاست. سازمان در حال حاضر حتي از القاعده نيز برای امنيت آلمان خطرناک تر مي باشد. آنها در سايت هايشان علناً آلمان را امپرياليسم ميدانند. آقای مهدی ابريشمچي نفر سوم سازمان در برنامه تلويزيوني اين گروه که در تاريخ 4 مارس 2007 ساعت 9 شب از تلويزيون وابسته به مجاهدين پخش شد، اتحاديه اروپا و سران کشورهای اروپايي را «مماشات گر، وقيح، بيشرم و فرومايه» خوانده است.
باتوجه به اينکه سازمان هنوز مبارزه مسلحانه را بعنوان شيوه کار مردود اعلام نکرده وهمچنين تعريف دروني سازمان از مقوله امپرياليسم، اگر اقدام مقتضي صورت نگيرد، من آينده را برای امنيت آلمان بسيارتاريک ارزيابي مي کنم.
جناب آقای رئيس!
بعنوان يک شهروند و رای دهنده آلماني که حيثيت، خانواده و امنيت شغلي و قلمي اش مورد حمله يک جريان تروريستي خارجي قرارگرفته از شما درخواست مي کنم:
1- اجازه ندهيد تروريست ها خاک آلمان را مورد تاخت وتاز قراربدهند.
2- باتوجه به مسئوليت شما در حفظ امنيت شهرکلن شمارا مسئول حفظ جان خود و خانواده ام دانسته و تقاضامندم از انجمن عدالت بخواهيد دست از اعمال غيرقانوني خود بردارد.
3- از خانم معصومه بلورچي بخواهيد اتهامات خود را پس گرفته و رسما از اينجانب معذرت خواهي نمايد.
4- در صورت تکرار اينجانب از شخص ايشان به مراجع قضايي آلمان شکايت خواهم نمود.
با تشکر
مسئول اول انجمن آوا
مهندس علي اکبر راستگو
07.03.2007

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا