استراتژی سردرگمی، راهبرد سی و چند ساله مسعود رجوی
یکی از نتایج متدولوژی مسعود رجوی این است که اکنون سازمان تبدیل به فرقه ی مخربی شده است که اعضایش را در بی رحمانه ترین شرایط، تحت کنترل ذهنی و تکنیک های مغزشویی و در بی خبری ازواقعیت های دنیای بیرون نگه می دارد. برای حفظ اعضا در درون حصارهای فرقه و همچنین حفظ بقای کیش شخصیتی مسعود رجوی، متدولوژی سران فرقه در هر لحظه و هر زمان ابزار و روشی متناسب با رخدادهای زمانه و موضع گیریهای سیاسی قدرت های جهانی، بر می گیرند.
اراجیف جدید ازمحمد علی توحیدی
حتی اشاره کرد که بزودی شاهد خواهیم بود که با تصادفی ساختگی یا سقوط هواپیمایش و… سر اورا زیر آب میکنند! بیاد دارم که در همان نشست جلال گنجه ای که در گذشته آخوند هم بوده است و در زمان شاه و در زندان با مجاهدین آشنا شده بود و به آنها پیوسته بود٬ بلند شد و خلاف حرف رجوی را زد و گفت که او این چنین نظری ندارد و خیلی بعید است که رژیم دست به چنین کاری بزند که به هجمه جمع مواجه شد که مجبور شد چند دقیقه بعد حرف خود را پس بگیرد و بگوید قطعا رژیم سر آقای خاتمی را زیر آب خواهد کرد!
کاری باقی ماند که میتوانستید برعلیه ایران بکنید، ولی انجام ندادید!
لرد مگینس که نماینده ی مجلس اعیان انگلستان است، در نشریه هیل که رسانه رسمی کنگره آمریکاست مقاله ای نوشته که ضمن ریختن زهر خود به مردم ایران، فراموش نکرده که ابراز ارادت هایی هم به مریم رجوی بکند! آیا این نماینده ی اعیان واشراف انگلستان که لقب عالی” لرد” را هم دارد وطبعا نباید احتیاجی به بخشندگی های مریم داشته باشد، اینقدر طماع است که نمیتواند هرچقدر هم که باشد ازپولی که به هروسیله بدست آید وحتی موجب شرمندگی مردم انگلستان هم بشود، نگذرد؟!
تحلیل کشکی رجوی ها سر توافق هسته ای ایران
اکنون رجوی ها مانند هر زمان دیگر مثل مار زخم خورده هستند که سعی می کند برای بر هم زدن این توافق دست به هر کاری بزند او اکنون سعی دارد با راه اندازی شوهای مسخره در کنگره آمریکا توسط اجیر شدگان خود شاید بتواند جلوی به نتیجه رسیدن توافق هسته ای در آمریکا را بگیرد و فکر می کند با مشتی از عوامل جیره خوار و از دور خارج شده به امتیازی برسد و از طرف دیگر با اعلام باصطلاح جام زهر برای حکومت ایران در داستان تواق هسته ای برای نیروهای خود در لیبرتی و خارج انگیزه ایجاد کرده تا مبادا کسی به فکر این بیفتد که چرا باز هم تحلیل رجوی همانند قبول آتش بس از طرف ایران و اینکه صلح طناب دار حکومت ایران است دروغ از آب در آمده است.
دبیرخانه پارلمان بحرین: مفاد اطلاعیه مجاهدین دروغ است
دبیرخانه مجلس نمایندگان بحرین اعلام کرد که شرکت «جمال بوحسن» نماینده تندروی پارلمان این کشور در جلسات سازمان مسلح مجاهدین خلق، به نمایندگی از پارلمان نبود بلکه اقدامی شخصی بوده است. دبیرخانه پارلمان بحرین در واکنش به مقالهای درباره حضور بوحسن در نشست مجاهدین خلق در پاریس، مدعی شد: مفاد این مقاله ادعایی بیش نبوده و سرشار از دروغ علیه این نهاد قانونگذاری است.
اشتباهات بزرگ فرقه رجوی
رجوی بعد از اینکه صدام حسین را از دست داد سعی کرد در این مدت سیزده سالی که مناقشه هستهای ایران با قدرت های بزرگ غربی در جریان بود سوار این تضاد شده و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا خواستار تحریم های اقتصادی شدید تر و جنگ و ویرانی علیه مردم ایران گردید و در این رابطه برای نشان دادن مخالفت خود با پیشرفت مذاکرات هستهای ایران با کشورهای پنج بعلاوه یک و کار شکنی در این رابطه ؛ پشت سر هم انواع و اقسام سایت های اتمی در ایران کشف می کرد و خلاصه اینکه کاملا در مقابل منافع ملی مردم ایران قرار گرفت ؛ همان خلق قهرمانی که به دروغ سنگ حمایت از آنرا به سینه می زند و به دروغ مدعی می باشد که می خواهد برای آنها آزادی را به ارمغان بیاورد.
باز هم رجوی در پیامش به اعضای خود وعده های سرخرمن داد!!
رجوی در پیامش اشاره کرد که غربی ها یعنی 1+5 با ایران مماشات کردند و وی در این مورد گفت: تردیدی نیست که دولت آمریکا تا منتهی الیه کشش تاریخی و بین المللی و سیاسی خود هوای حکومت ایران را داشته و به آن امتیاز داده است در این حقیقت جای شک شبه نیست فهرست این امتیازات به راستی طولانی و شرم آور است اگر به قول رجوی ها غربی ها با ایران مماشات کردند معنای سیاسیش چیست؟ غیر از این است ایران در منطقه جایگاهی دارد لاجرم باید با او مذاکره کرد نه به زور متوسل شد، این منطق را طرف حسابهای غربی می فهمند
وقتی که حرف لق لق زبان و برای فریبکاری باشد نتیجه اش می شود این!
کمتر از 4 سال از این تحلیل مشعشع نگذشت که توافق ایران با 1+5 حاصل شد. بعد از این توافق رجوی و مریم قجر پیام فرستادند. مقایسه صبحت های امروزشان با حرف های چهار سال قبل به شناخت بهتر این سمبل های وقاحت کمک خواهد نمود. رجوی در پیامی که نه صوت و نه تصویری از او در آن بود و توسط یکی از نفرات فرقه قرائت شد، در حالی که از یک سو برای روحیه دادن به نیروهای فرقه که مشخص است از 180 درجه غلط از آب درآمدن تحلیل هایش درباره توافق دچار تناقض شده و مسئله دار هستند
خانم مریم قجر اطلاعیه های محکوم کردنتان را آماده کنید؟!
بعد از توافق هسته ای و در خواستهای مکرر از جانب دولت ها و شرکت های مختلف برای آمدن به ایران و همکاریهای تجاری دو جانبه ایران و سایر کشورها، این همکاری ها ترس و وحشت گروه کوچکی را بدنبال خواهد داشت آنهم سازمان مجاهدین است. افرادی که همواره در شیپور مخالفت می دمیدند و بقاء و حیات خود را در گرو مخالفت با همین توافق می دیدند و سالیان زیادی را سر این موضوع سرمایه گذاری کردند و جار و جنجال براه انداختند اما با مذاکره صورت گرفته، تمام دکان شیادی این جماعت و خیمه شب بازیهای حول آن چپده شد و تمام معادلات تماما دروغ مجاهدین، طور دیگری ورق خورد.
فحاشی بجای طرح حرف حساب، کاری که محمد نیشابوری کرده است!
آقای نیشابوری عزیز! چرا درمقابل این اظهار نظر آقای جعفر زاده موضعگیری نکرده واین فحاشی ها را برعلیه او انجام ندادید؟! اوکه با ارائه این تحلیل جدید، دست رد بر سینه ی همه ی شما زده ورجوی را به خاک سیاه نشانده است؟! شما چگونه ازراه دور شعار” ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم در هر کوی و برزنی، شهر و دیاری” شنیدید وما درداخل اثری ازآن ندیدیم؟! مطمئنید که مغز پریشانتان برگوش میانی تان اثر نکرده تا مثلا صدای وز وز هرمگسی را اینطور تعبیر میکنید؟!
شما همان مجاهدین دوران شاه نیستید،خودتان را قاطی ماجرا نکنید!
دست ازسر این ده درصدی های شهید در راه مبارزه با امپریالیزم بردارید وبا داشتن دستی دائمی دردست اسرائیل ونئوکان ها ی خونریز، خودرا” ضد استعمار” و… معرفی نکنید که وقت این حرف ها 34 سالی است که گذشته است ومردم فعلی ایران، سواد واطلاعات بیشتری نسبت به آن زمان ها دارند! بس لطف کنید که برزحمات ما نیافزایید که حاصلی برای شما ندارد وبدتر اینکه ماها مجبور میشویم چهره ی کریه شما ها را بیشتر افشا کنیم!
کشته هایی که فراموش شده اند
علی می گوید که صبح روز بعد ابتدا در مورد تجاوزات ارتش عراق به خاک اشرف به ما سخنرانی نمودند و برخی از بچه ها را هوایی نمودند و سپس ما را به سمتی بردند که ارتش عراق از آنجا وارد اشرف شده بود و به سمت جلو در حرکت بود، به ما گفتند بروید جلو و آنها (ارتشیها) نمی توانند کاری بکنند و ما نیز جلوی نیروهای تا دندان مسلح یگانهای نظامی رفتیم که درگیری شروع شد و من صدای تیر را می شنیدم که از بیخ گوشم رد می شد و از طرفی فرماندهانمان به ما می گفتند کسی حق عقب نشینی ندارد و در یک لحظه دیدم که هیچ کدام از مسئولین در سنگرهای خود نیستند و آنها به عقب فرار کرده بودند و بچه ها یکی یکی در برابر ارتش عراق تلف می شدند و من و برخی از دوستانم از فرصتی استفاده کرده و فرار کردیم و جان خودمان را نجات دادیم.