فرقه رجوی و باز هم عجز و ناتوانی در مقابل جداشدگان
. درصداقت این افراد همین بس که بارها خانواده های اسیران خطاب به آنها گفته اند یک نوع صداقت خاصی درحرفهای شما وجود دارد برای ما عجیب است که هیچ تناقضی درحرفهای شما وتمامی جداشدگان وجود ندارد. وهمه شما در رابطه با ماهیت رجوی یک حرف دارید واین نشان دهنده عمق صداقت شماست. آری نسلی که تمامی سرمایه عمر و جوانی و پتانسیل واستعداد ذاتی و مهارتهای علمی خود را بیش از ربع قرن در جهنم تشکیلات مخوف رجویها به رایگان وتنها به جرم بذل اعتماد نثار این جنایتکاران نمود
نماینده رجوی « در کافه میگویم، میخندم، بحث سیاسی میکنم و میخورم و مینوشم»
وی در یک مطلب پر تملق که در مدح ملکه ترور، مریم قجر نوشته، از اینکه این ملکه مرگ و نیستی قبل از همه عالم متوجه شکست ایران در جبهه مصر شده، به مریم قجر تبریک گفت!!!او برای چاپلوسی بیشتر در این مطلب مدعی شده بود که کلیه مخالفان رجوی ها « کافه نشین هستند » و نوشت « به ما شورایی ها و به سازمان محوری مجاهدین در کافه ها مرتب ایراد بنی اسراییلی میگیرند ». در جواب این چاپلوسی، فردی که وی را می شناخت عکس او را در حال خوشگذرانی در یکی از کافه های نروژ درج نمود
رجوی: دشمن درجه یک ما، بتول سلطانی است
آنقدر ما را ترساندند که من خودم به شخصه تصمیم گرفتم که بمانم اونجا و بعد ببینید حالا بعد از بیست سال همکاری با این سازمان و در حالیکه از همه چیز خودم گذشتم چگونه است که به صرف انتقاداتی که به اونها و تشکیلاتشون از روز جدائی داشته ام دشمن درجه یک من می شوم اینها شیرازه تشکیلاتشون در حال از هم پاشیدن است
گزارش نماینده سازمان ملل از نقض حقوق بشر در لیبرتی و فرار به جلو مریم رجوی
سوال اینجاست چه کسی کمپ لیبرتی را به اسارت گاه تبدیل کرده است؟ مگر غیر از این است که خود رهبران فرقه با نگه داشتن اعضاء در فضای خفقان و اسارت گونه لیبرتی در راستای حفظ ساختار فرقه ای گروه هر گونه ارتباط این افراد با دنیای بیرون را منع کرده و نه تنها به خبرنگاران و رسانه ها که به نهادهای حقوق بشری نیز اجازه دسترسی به داخل این کمپ را نمی دهند؟
گزارش یک مجله آمریکایی از فریفته شدن سیاستمداران آمریکایی توسط مجاهدین
مجله آمریکایی”این روزها” در گزارشی درباره فریفته شدن سیاستمداران آمریکایی توسط گروه تروریستی مجاهدین نوشت که گروهی از این افراد به راحتی به اعضای کنگره دسترسی دارند و اشاره کرد که در همایش این گروه که ماه گذشته در پاریس برگزار شد، گروهی از سیاستمداران آمریکایی از هر دو حزب حضور داشتند.
روسیاهی به رجوی ماند!
زمان گذشت و شرایط تغییر کرد! شرایط هرچند خیلی سخت اما تغییر کرد و روسیاهی به ذغال ماند. به رجوی! بقول قدیمی ترها خانه ظلم پایدار نمیماند! اکنون همان بچه هایی که زمانی اجازه دیدن آسمان را هم به دل خوش نداشتند به کشورهای اروپایی میروند ولی رجوی جرات ندارد از زیر زمین بیرون بیاید. اما این هنوز پایان ماجرا برای او نخواهد بود! مردم ایران مردمی بسیار نجیب صبور و حرمت نگه دار هستند اما هرگز از خیانت و مزدوری و وطن فروشی نمیگذرند!
متدولوژی متداول مجاهدین
مجاهدین برای پیش برد کارهایشان از یک روش ثابت وحالا دیگر نخ نما استفاده میکنند برای آنها مهم نیست که این شیوه به نتیجه میرسد یا نه , بعد از سالیان حالا دیگر استفاده از شیوه ثابت مهم تر از نتیجه است چرا که خودی ها به نتیجه بخشی آن طبق رسم تایید و تملق اذعان میکنند و غیرخودی ها هم هرچه بگویند از نظر آنان یاوه ای بیش نیست , بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن حالا دیگر این شیوه ها تقدسی دارد که هیچ فرد تشکیلاتی نمیتواند و نباید آنها را زیر پا بگذارد
آلبانی: اندک اندک جمع جداشدگان می رسند
اکنون آنروی سکه یعنی جدایی اندک اندک کادرهای رده بالا و پایین فرقه رجوی شروع شده و این موج دقیقا پایان عمر یک استراتژی و ایدئولوژی فرقه ای است که به وقوع پیوسته است. رجوی اکنون تن به خروج و رهایی اجباری کادرها و اعضای فرقه اش داده و چاره ای هم جز این ندارد.شرایط به هیچ وجه برنمی گردد و آب رفته بجوی باز نخواهد گشت در حقیقت شعار اندک اندک در یک نقطه دیگر به فروپاشی کامل آن انسجام فرقه ای می انجامد.
مناسبات فرقه نمادی از برنامه ۱۰ ماده ای واقعی رجوی ها – قسمت دوم
رجوی می گفت: سیاست ما در مقابل کسی که می خواهد از سازمان خارج شود سیاست مشت آهنین است. او می گفت سازمان کندوی زنبور عسل نیست که هر کس خواست بیاید عسل بخورد و بعد برود، سپس روی کلتی که در کمرش بسته بود با دست می زد و می گفت با مشت آهنین به کسی که بخواهد از ما جدا شود جواب می دهیم!!
تعهد ۳۰ساله کاخ سفید در حمایت از”گروه تروریستی مجاهدین”
ایالات متحده طی تعهدی به سران این گروه حفظ امنیت و تامین سلاح و کمک های مالی آنها را تضمین کرده با این حال چندین سال است که اعضای ارشد آن از بی توجهی و عدم اجرای تعهدات واشنگتن در قبال مجاهدین شکایت دارند. شاید بتوان این بی توجهی را ناشی از تشدید بحران های اقتصادی و سیاسی آمریکا دانست یا اینکه مقامات کاخ سفید”مجاهدین خلق” را مهره ای سوخته برای خود می دانند.
مجاهدین خلق، نه مردمی، نه دمکراتیک
شاید بر سران سازمان امر مشتبه شده است که با بیرون آمدن شان از فهرست تروریستی از این پس به عنوان جنبش دمکراسی خواه تلقی خواهند شد. به نظر می رسد که حمایت دو حزبی که توانسته اند در کنگره ی امریکا برای خود بخرند آن ها را در این سوء برداشت فرو برده است. روبین در این باره می نویسد:” این که دیگر در فهرست تروریستی نیست، مجاهدین خلق را دمکراتیک نمی سازد.”
بدنامی؛ سهم مجاهدین از سیاست خیانت و ترور
قبل از هر چیز باید توجه داشت که مجاهدین خلق طرفدار حمله نظامی به ایران است. عوامل این فرقه تنها راه رسیدن به اهداف خود را تهاجم نظامی به کشور می دانند. بر اساس همین تلقی است که بیش از همه بر طبل جنگ می کوبند. به نظر آنها برنامه هسته ای ایران می تواند دست مایه ترغیب غرب برای جنگ با ایران قرار گیرد. لذا به طرق مختلف سعی می کنند دیدگاه دولتمردان غربی در خصوص برنامه هسته ای ایران را تغییر داده و به آنها بقبولانند که تنها راه حل مشکلات میان ایران و برخی دول غربی، راه حل نظامی است.