مناسبات فرقه نمادی از برنامه ۱۰ ماده ای واقعی رجوی ها – قسمت پایانی
اگر رجوی بیشتر از این جنایت نکرد تنها تنها به این علت است که از دستش بر نیامد والا اگر رجوی می توانست بمب شیمیایی و بمب اتمی دست به کشتار می زد. انبوه جدا شدگان شاهد هستند که او باره در نشست ها می گفت « وقتی رفتیم ایران و حکومت را گرفتیم، در کوههای البرز سنگرهای زیر زمینی می سازیم و با آمریکا جنگ می کنیم و آمریکا هر چقدر می خواهد بمباران کند، در سنگر ها هیچ اتفاقی نمی افتد ».
سرنوشت لیبرتی و مجاهدین پس از کوبلر
نتیجه ای که می شود از موضوع گرفت، تعارض خواسته های رجوی با خواسته های دولت عراق و سازمان ملل و ارگانهای ذیربط آن می باشد. دولت عراق که موضع آن کاملا مشخص است، بارها و بارها خواستار خروج آنها از کشورشان شده اند و حتی در درگیریهایی که بوجود آمده افراد زیادی نیز کشته شده اند. اما سازمان ملل هم که وظیفه آن انتقال افراد تشکیلات به خارج از عراق است، نیز در تعارض مستقیم با مجاهدین قرار دارد.
عواقب جدایی ها از شورای فرقه رجوی
هیچگاه رجوی نتوانست چهره واقعی خودش را طی این سالیان مخفی نگه دارد و همواره دستش توسط اعضا، کادرها و هوادارانش روشد تا به امروز که بعد از جدایی آقا و خانم متین دفتری از شورا شاهد جدایی دو نفر دیگرهستیم به نامهای قصیم و روحانی. آه و فقان فرقه رجوی بالا گرفته که چرا جدائی از شورا این هم دراین سر فصل سرنوشت ساز که خود مسعود رجوی خائن در سکوت و زنش همه مسئولیتها را بر گردن گرفته و بارکش مسعود شده تا او در آخورخودش بلمد و اندک زمانی سر در آخوردر سکوت باشد.
نگاهی کوتاه به فلسفه مواضع رهبری مجاهدین در قبال منتقدین و جداشدگان
مسعود رجوی برای فرار از پاسخگویی در صورت شکست همان ایام گفته بود؛”زود است که بدانند و بدانید.شاید ۳۰ سال،۵۰ سال طول بکشد که بفهمید مریم چه کرد و چرا؟ این انقلاب برای سرنگونی ضروری بود.مثل آب و هوا برای زنده ماندن، نفس کشیدن، مبارزه و پیروزی!”.اما این موضوع بر اساس اصل وحدت و تضاد ایدئولوژیک یعنی وحدت در درون و جنگ ایدئولوژیک در بیرون از فرد، نه تنها موجب شکوفایی آن در جامعه ایران نشد،بلکه مانند همه پیروزی های دیگر مجاهدین محدود به درون افراد گردید.
وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها
جدا شدن آقایان کریم قصیم و محمدرضا روحانی از شورای ملی مقاومت از قرار معلوم برای مسئولین فرقه به شدت گران آمده و گویا خطر و تهدیدی جدی از عواقب این امر احساس میکنند. جدا شدن این دو نفر یک سری سؤالات را در اذهان هواداران، خصوصا نزدیکان شورا، به وجود آورده است. اگر چه این سؤالات همیشه در ذهن آنها وجود داشته اما فرقه فضائی بوجود آورده بود که کسی جرأت سؤال کردن نداشته باشد
دیدگاه نژاد پرستانه رجوی ها در برخورد با حوادث
بدنبال فاجعه تاسف بار خارج شدن قطار مسافربری از ریل در اسپانیا که موجب مرگ ده ها نفر شد، مریم قجر بلافاصله پیام تسلیتی برای نخست وزیر این کشور فرستاد. این در حالی است که در این مدت تقریبا هر روز تعداد زیادی از مردم عراق قربانی تروریسم شدند اما خبری از پیام تسلیت مریم قجر نبود!! سوانح طبیعی درکشورهای مسلمان جان بسیاری از مردم را میگیرد اما خبری از پیام تسلیت مریم قجر نیست!!
مختصات فرقه رجوی ۲۵ سال بعد از عملیات خیانت جاویدان
رجوی از همان ابتدا برای جلوگیری از ریزش نیروها، بحثی بنام انقلاب ایدئولوژیک یا همان انقلاب طلاق را شروع کرد که آغازی بود بر فرقه ای شدن مناسبات آنها در عراق. در این مسیر او بدلیل اینکه تحلیل هایش درباره احتمال وقوع جنگ بین ایران و عراق همواره غلط از آب در می آمد و از سویی، نیروها مسئله دار شده و خواهان جدایی بودند، با یک ترفند دیگر اعلام نمود که باید ارتش او زرهی شود!!
عملیات فروغ جاویدان و نشست های توجیهی آن
اما چراهای نشست که هرگز جواب داده نشد و هرگز هم سران این گروه جواب نخواهند داد: مسعود رجوی در آن زمان هم بین دو چیز مانده بود و در سر داشت بعد از آتش بس کاری کند که از دست نیروهای ناراضی خلاص شود وآن نیروها که علناً مخالف رجوی بودند مثل علی زرکش ؛ باید کاری می کرد تا آن مخالف ها خاموش شوند وهمان کار را کرد ودرهمان میدان علی زرکش کشته می شود آن هم به دست خودی و این نشانگر یک واقعیت بود باید رجوی تمام نفرات را به صحنه می فرستاد تا کشته شوند
مناسبات فرقه نمادی از برنامه ۱۰ ماده ای واقعی رجوی ها – قسمت سوم
رجوی برای تحت فشار گذاشتن افراد ناراضی و ایجاد ترس و رعب رسما اعلام کرده بود که « همه چیز را جمع تعیین تکلیف می کند » منظور وی این بود که اگر فردی اعتراض و انتقادی دارد و یا خواهان جدا شدن از فرقه است، طرف حسابش جمع می باشد و به این ترتیب به محض اینکه کسی اعلام می کرد می خواهد از فرقه جدا شود، مسئولین فرقه در یگان مربوطه وی را بین دو راه می گذاشتند، یا پس گرفتن خواسته اش یا اینکه وی را به جمع می سپارند
مرصاد شکست مفتضحانه گروه مجاهدین – قسمت اول
گروه مجاهدین با کلی خسارت و تلفات و مخصوصا در عقب نشینی شکست سختی خورد و کمرش خم شد و چندان نیرویی برایش باقی نماند تا آنجا که اطلاع دارم از نیروی هوایی عراق نیز کمک گرفتند، ولی یک جای دیگر نیروی هوایی عراق نیز کمک نکرده بود و ترسیده بود و در این عملیات هم تلفات جانی زیادی داشتند و هم خسارات زرهی و تجهیزات خودرویی و غیره…
سؤالات در مورد هزینه های سفر باب فیلنر به پاریس
فیلنر در بازگشت از پاریس به خبرنگاران گفته بود سفر وی با حمایت مالی یک شرکت غیرانتفاعی وابسته به یک سازمان غیرانتفاعی اپوزوسیون دولت ایران صورت گرفته است. وی ادعا می کند سفر وی هیچ هزینه ای بر مالیات دهندگان تحمیل نکرده است. البته، فیلنر از افشای هویت این سازمان پرهیز دارد. شهردار همچنین ادعا می کند بودجه ای که از پلیس برای سفر به پاریس دریافت کرده را در امور امنیتی مربوطه صرف کرده است.
تنگنای فروغ جاویدان، مجاهدین از سازمان تا فرقه
مسعود رجوی بخوبی از این شکست آگاه بود و هیچ کارشناس نظامی هم چنین حمله دیوانه واری را تائید نمی کرد ولی از آنجائیکه که رجوی تشنه قدرت به هر قیمت بود دستور چنین حمله ای را صادر کرد تا شاید رویای به قدرت رسیدن در ایران در فرصتی که آنرا طلائی میخواند محقق شود.بعد از عملیات، وضعیت تشکیلات زیاد تعریفی نداشت و خیلی ها به تدریج از تشکیلات مجاهدین جدا شده و رفتند. رجوی تلاش میکرد تا بقول خودش «کمرهای خم شده» اعضا در این شکست سنگین را راست کند.