سال ۱۳۹۰ و شکست های پیش روی فرقه مجاهدین
حال سازمان در یک نمایش انتحاری تمام تلاش خود را برای گرفتن کمترین امتیاز قبل از ترک اردوگاه اشرف در اواخر آذرماه 1390 انجام میدهد از تحصن 42 نفره در ژنو برای حفاظت اشرف گرفته تا برگزاری کنفرانس 100 نفره با 5 مقام پیشین امریکایی مواجب بگیر. پیش بینی می شود سازمان در لوای تشکیلات اقدامات بایسته را از هم اکنون برای نحوه چگونگی خروج از اشرف آغاز کرده است. ولی در هر صورت آخرین دژ فرقه رجوی با شرایط مخفی ماندن مسعود رجوی در حال حذف شدن، از هم پاشیدن بوده
خرافه پردازی فرقه در مورد نمایندگان اخراجی امریکا از عراق
مسئله از اینجا شروع می شود که نخست وزیر دولت عراق در چند روز گذشته با توجه به حق حاکمیت کشور خود به تعدادی از پس مانده های اتحادیه اروپا اجازه وارد شدن به داخل پادگان اشرف را نداد که این در نوع خود باعث ضجه و درد و فغان بسیار زیاد سرکرده گروه تروریستی رجوی شد
تلاش مذبوحانه سران فرقه برای بسیج نیرو جهت گردهمائی ۱۸ ژوئن
اولا این خیمه شب بازیها در شرایط کنونی نه تنها دردی از بن بست لاعلاجی که رجوی واطرافیانش درش قرار دارند دوا نمی کند بلکه با تحریم هموطنان در خارج کشور مواجه خواهد شد و مایه رسوائی هر چه بیشتر مریم خانوم خواهد گردید.وثانیا با تحریم وعدم استقبال هموطنان شریف در خارجه کشور چهره کریه و نداشتن پایگاه مردمی این فرقه ضد مردمی هر چه بیشتر افشا خواهد شد. وثالثا اربابانش را به دلیل عدم قدرت نمائی بوسیله جلب نفرات برای گردهمائی نا امید خواهد نمود تا دست از حمایت از آنان بر دارند.
فلقه روزگار
در ارتباط با آن چه که درون مجاهدین خلق می گذرد و آنان از هر حادثه و فرصتی به دنبال سوء استفاده از مردم و اپوزسیون هستند و به دنبال آن، اپوزسیون نیز هر از گاهی ناچار به موضع گیری هایی از نوع اما و اگر و یکی به نعل و یکی به میخ می شود، اگر منصف باشیم، آنان تقصیری ندارند. تا همین حد نقد و مخالفت نیز نتیجه مستقیم اعترافات و روشنگری های اعضای سابق این گروه است. از نگاه اپوزسیون، مجاهدین خلق بازی را باخته و کارت معتبری نیستند که بیشتر از این به آن ها پرداخته شود.
افشای وطن فروشی رجوی ها از زبان یکی از حامیانشان
این فرد با آنکه بخوبی می داند رجوی های پلید چگونه با وطن فروشی، افرادی همچون جان بولتن را به برنامه های خود می کشانند، دست به تبلیغ برای آنان می زند. وی ناخواسته پشت پرده دم تکان دادن رجوی ها برای غربی ها را بر ملا کرده و ثابت می کند که هم رجوی ها و هم کسانی همچون خود وی که برای شرکت در مراسم فرقه در پاریس تبلیغ می کنند نه تنها ماهیت افرادی همچون جان بولتون را می شناسند بلکه از اهداف آنها در غارت و کشتار و چپاول مردم آگاه هستند
تلاش برای درهم شکستن باقیمانده تابوت پوسیده مجاهدین
وظایف انسانی و وجدانی و سیاسی بر یکایک ما حکم می کند با هزاران بار گلوله باران فرهنگی و سیاسی و حتی اجتماعی یعنی افشارگری های اساسی از خیانت های مجاهدین درایران و کشور عراق و جدیت در پیگیری شکایت های مطرحه جداشدگان علیه سران و تشکیلات مخوف رجوی این لحظات آخرین را از آنان گرفته و با اقتدار پیروزی درهم شکستن اردوگاه اشرف را حتی پیش از آذر 90 بچشیم.
آقای رجوی بعد از سی سال از سی خرداد چه کاری انجام شده؟
اما چرا آن اتحاد امروز نیست و چه چیز باعث شد اتحادی که در سال 60 در شورای ملی مقاومت با نفراتی همچون بنی صدر، حزب دموکرات کردستان، حاج سید جوادی،متین دفتری، خانم هشترودی وغیره…. دیگر وجود نداشته باشد، بلی ماهیت شما را همان موقع آنها فهمیدند و جداشدند، چرا در این30 سال به این فکر نکردید و همیشه آنها را مقصر دانستید و خودتان را عاری از هر اشتباهی، بلی اشتباهات شما آنقدر بود که باعث شد از جامعه دور شوید
سخنی با مریم رجوی رئیس جمهور شورای ملی مقاومت
به نظر بنده که 25 سال از عمرم را در تشکیلات شما سپری کرده ام اینگونه مارک زدن وضرب و شتم منتقدین از طرف هر کس و هر شخصیتی باشد نشاندهنده پاسخگو نبودن و فرار از رویا رویی با واقعیتهاست بخصوص اگر این انتقادات و ایرادات به شخص رهبراین سازمان باشد. همانطور که خودتان کاملا به آن آگاه هستید در درون سازمان شما اساسا انتقاد و بیان اشکالات فقط مربوط به بدنه و اعضای ساده بوده و هست یعنی دردرون سازمان شما هیچکس مجاز نبود و نیست که به لایه رهبری یعنی شورای رهبری و راهبران عقیدتی سازمان یعنی شما و آقای مسعود رجوی هیچگونه انتقادی بکند
فریب دادن پناهجویان و ایرانیان برای شرکت در شو مریم قجر توسط افراد فرقه رجوی
واقعیت اینکه زندگی و سر نوشت هیچ کس برای سران فرقه اهمیتی ندارد و انها برای اهداف کثیف و شوم خود حاضر هستند سرنوشت هر کس را به بازی بگیرند ؛ سران فرقه می خواهند شو مریم قجر با با بزک، دوزک و لباسهای زرق و برقدار به همراهی یک عده نماینده سابق یا افراد جنگ طلب و ضد ایرانی در جهت حفظ اسارتگاه اشرف برای ادامه زندگی خائنانه خودشان در اروپا و امریکا هم از اسیران اسارتگاه اشرف مایه بگذارد که چنان که تا به حال هم همین کار را کرده و میکند هم اینکه با بازی گرفتن سرنوشت پناهجویان ایرانی انها را در جهت اهداف خود مورد سوء استفاده قرار بدهد.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت پنجم
اساسا در تمامی گروههای فرقه ای رهبر مایل است که قدرت مطلق باشد.او هرگز نمیپذیرد که کسی باصطلاح موی دماغش باشد یا بخواهد حتی در کنارش بنشیند. در سازمان مجاهدین هم اینچنین بود. بارها از مریم شنیده بودم که میگفت: مسعود فقط بخدا پاسخگوست! و ادامه میداد که او به نقطه ای از کمال و نزدیکی بخدا رسیده که میتوان او را جانشین خدا بروی زمین بدانیم. او بمانند ائمه، معصوم و پاک است و هرکس شکی باو بکند پنداری به حقانیت خدا شک کرده است!
چرا سران مجاهدین اعضا را رها نمی کنند؟
با گذشت بیش از هشت سال از سرنگونی دیکتاتور عراق، صدام حسین، سران سازمان مجاهدین خلق کماکان اصرار بر حضور در اشرف دارند و اعضا را با زور و فشار در این قرارگاه نگه می دارند. آن ها با ساکنان قرارگاه اشرف همچون گروگانانی برخورد می کنند که اجازه ندارند با خانواده های متحصن خود در مقابل درب اشرف هرگونه تماس و دیداری داشته باشند چه رسد به خانواده هایی که در آن سوی مرز عراق در ایران چشم انتظار فرزندانشان هستند.
بسیج گسترده فرقه رجوی برای جمع آوری نیرو
با صرف دهها میلیون یورو در سال برای تقبل هزینۀ مسافرت صدها دانشجوی رومانیایی و بلغاری و… همچنین هزینۀ سرسام آور دعوت از خونخوارانی چون جان بولتون آمریکایی و برخی از سیاستمداران جیره خوار غربی که به خاطر گرفتن هزینه های تبلیغاتی خود از این فرقه (برای برنده شدن در انتخابات پارلمانی)… دست در دست مریم عضدانلو گذاشته اند، نمایشهای قدرت برپا نموده و از این افراد خارجی به عنوان سیاهی لشکر استفاده کرده