ذهن بیمار رهبری عقیدتی مجاهدین (مسعود رجوی)
بنا به اذعان تعداد بیشماری از جداشدگان و کادرهای زن و مرد مجاهدین، مسعود رجوی در هزارتوی تشکیلات خویش و مناسبات درونی آن واقعیت ذاتی و ماهوی نیروهای و کادرهای تشکیلاتی را در مسیر اهداف تروریستی و خشونت طلبانه ی خویش مخدوش کرده است. افراد مستقر در قرارگاه اشرف از دیدگاه کادرهای جدا شده مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی در تنگنای شرایط و موقعیت پدید آمده از سوی سردمداران مجاهدین مبدل به بردگانی شدند که جز به کشتار و ترور نمی اندیشیدند.
استقلال یا سرسپردگی تمام عیار
رجوی هیچگاه نتوانست بعنوان یک سازمان مستقل دربرابر حمله نظامی عراق به کویت علیرغم اینکه دود آن به قول خودش به چشم مقاومت ومردم ایران رفت موضع بگیرد و این اقدام تجاوزکارانه رامحکوم کند برعکس سعی کرد که درنشست های داخلی نیروهارا چنین توجیه کند که حمله نظامی عراق به کویت ناشی از فشارهای دولت های مرتجع عرب وبخصوص عربستان وکویت وباحمایت امریکا بوده است.
چند سئوال از شورائی های مجاهدین
من واقعا تعجب میکنم از اینکه میبینم انسانهایی از نوع اعضای شورای مجاهدین تا حد چهل سال به دنبال این سازمان طی طریق کرده اند، بدون اینکه یک تجدید نظرمختصر نسبت به این فرقه و عملکرد رهبرانش بنمایند. همچنان بدنبال هدف مجهول سرگردانند. جالب است که افرادی مانند هزارخانی، مازندرانی، کریم قصیم، مهدی سامع و امثالهم خودشان را روشنفکر هم مینامند اما تابع تغییرات مثبت نیستند!!
اشرفی ها و اوری ها – قسمت دوم
وابستگان سازمان و بخصوص افراد مستقر در اشرف چنان بزرگ نشان داده میشدند که هرکس در مقابل آن کارها احساس خودکم بینی کند و کم کم اشرفی بودن به عنوان یک ارزش نشان داده میشد؛افراد جذب شده که حالا وارد یک مناسبات دوستانه شده بودند ؛ باید نشان میدادند که کارهایی که میکنند در مقابل کارهای اشرفی ها هیچ است و به حساب نمیاید, پس مجبور بودند که یا تن به کار بیشتر بدهند و یا درخواست کنند که به اشرف بروند.
اعتراف مریم رجوی به فروپاشی قلعه اشرف
با توجه به بیانیه هیئت عراقی در تاریخ 13.03.2009 که خبر از ممانعت رهبران مجاهدین برای مصاحبه خصوصی و گفتگو با اعضای مستقر در اشرف را می داد و همچنین واکنش فوری مریم رجوی به این موضوع و بافتن دروغ هایی که در بالا به آن اشاره شد، شرایط در قلعه اشرف به سمت فروپاشی تدریجی در حال حرکت است. و در این راستا اعضای اسیر در قلعه اشرف گام به گام به آزادی نزدیک تر می شوند، زیرا بالاترین بحران برای یک فرقه خروج اعضای آن از حصار فیزیکی و تشکیلاتی فرقه می باشد…
سوال از خانم مریم رجوی
ایا این فاجعه نیست که در مناسبات درونی خود، همین مردان و زنان را هر روز مورد بدترین شکنجه های روحی و روانی قرار می دادید و جهنمی بزرگ را در مناسبات کوچک خود ایجاد کرده بودید بطوریکه تعدادی برای رهایی از این فرقه جهنمی خود را ناچارا از بین بردند. البته فاجعه می تواند بوجود بیاید وانهم چیزی نیست به جز اعتصاب غذای اجباری و به اتش کشاندن افرادی در اشرف و یا در قلعه مریم رجوی در پاریس انهم به خواست بی مهر تابان این باند مافیایی و یا شیر در سوراخ خفته این فرقه.
سقوط اسارتگاه اشرف نتیجه جنایات فرقه رجوی
بنابراین واقعیات طبعا برای این فرقه نباید جای هیچگونه نگرانی بابت آینده این اسیران باشد ولی علیرغم این تامین امنیت جانی برای این تروریست های تاریخ مصرف گذشته ونادم سرکرده این فرقه با تهدیدات توخالی خط همچنان دراسارت نگاه داشتن این چندهزار انسان درمانده وهستی باخته را دنبال می کند_ برای پی بردن به چرایی این پافشاری باید این حقیقت را بشکافیم که دربیست وسه سال دراین اردوگاه تروریستی برسراین افراد چه گذشته و آنها حامل چه خاطرات وخطراتی هستند که سرکردگان فرقه از آزادی این اسیران وافشای آن این چنین بهراس افتاده اند؟.
قلعه اشرف، دکان دجالیت رجوی در حال فروپاشی
فرقه رجوی در قلعه اشرف سالها ی سال جسم وجان وروح ما را به زنجیر کشید وحالا با نزدیک شدن به فروپاشی این قلعه شیطانی این سران فرقه هستند که به داد و فغان در امده اند مریم رجوی برای مظلوم نمائی به اوباما نامه می نویسد ومدعی نقض حقوق بشر می شود وبا دروغ پردازی مضحک وخنده دار حمله به مقرزنان درخواست کمک می کند.
پیام مریم رجوی سنخیتی با روز جهانی زن ندارد
اگر منظور شما از آزادی و دمکراسی برای زنان همان است که در قرارگاه اشرف در حال اجرا است، قبل از آن در گروه ها و حاکمان فرقه ای همچون طالبان سال ها قبل در افغانستان به اجرا در آورده بودند آنها هم با قوانین خاصه شان. کسانی که در فرقه بودند می دانند که چگونه افکار فرقه ای و قرون وسطایی و طالبان گونه تو که بر مناسبات و رابطه زنان و مردان تاثیرات منفی و سو بوجود آورده و بهترین مناسبات تشکیلاتی گذشته را به منجلاب مناسبات اخلاقی کشانده است
مجاهدین و یک هشدار مشکل ساز
اینکه مجاهدین نیز سناریوهای از پیش نوشته زیادی دارند که می توانند به نوعی بر روی واقعیت های جاری در اوور سرپوش بگذارند کما اینکه در اشرف چنین کردند و متاسفانه کلاهی بزرگ سر تعدادی از مهمانان اروپائی آنان رفت. مجاهدین وقتی با یک سئوال مشکل ساز روبرو می شوند، همیشه به یکی از تاکتیک های همیشگی شان متوسل می شوند. یا غرض ورزی را علت می دانند، و می گویند که سئوال از آنها بازی رژیم ایران است…
ترس و هراس رجوی ها از ملاقات خانواده ها
عوارض باز گشت نیرو به دنیای گذشته و بیداری از خواب غفلت را به دنبال دارد جرقه محبت مادری و نوازش پدر و لبخند خواهر و برادر آنچنان انقلابی از ذهن وافکار نیرو بوجود می آورد که آنچه آموزش ایدئولوژیک و سیاسی و نظامی با انواع شستشوهای مغزی اعمال شده بر اعضا را پاک. نیست و نابود میکنند. مشکل فرقه رجوی از همین جا شروع می شود عوارض باز دیدها چند روز بعد دیدار با خانواده ها شکوفا می شود و به مسئله دار شدن. تشدید ذهنیت اعلام جدایی و فکر و فرار و رهایی از قید و بندهای رجوی می انجامد.
پرونده ۱۷ ژوئن، تلخ تر از لیست تروریستی
سازمان مجاهدین خلق در یک گردهمآیی خصوصی با حضور وکلای استخدام شده خودش، به میزبانی مریم رجوی نشان داد که خروج از لیست تروریستی اتحادیه اروپا دردی از دردهای بیشمار این سازمان را دوا نکرده و چیزی که بیشتر از بودن در لیست گلوی این فرقه خطرناک را فشرده است پرونده 17 ژوئن در فرانسه و پرونده محاکمه جنایتکاران مسئول سازمان در عراق است