دوشنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵
از هفته سیمرغ چه می دانید؟! 16 شهریور 1398

از هفته سیمرغ چه می دانید؟!

انتصاب رئیس جمهور مادام العمر فرقه رجوی در میان مناسبت های فرقه رجوی مناسبت 26 مهر و 30 مهر به عنوان انتصاب مریم رجوی به سمت رئیس جمهور مادام العمر، در بین اعضای سازمان دارای ویژگی هایی بود و اهمیت این دو مناسبت از دید رجوی در آن ایام آنقدر بالا بود که به عنوان […]

من نمی دانستم معنی هرگز را… 16 شهریور 1398

من نمی دانستم معنی هرگز را…

دل نوشته یک فرزند به مادرش آری! آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمی دانستم معنی هرگز را.. تو چرا بازنگشتی دیگر؟ “حقیقت” چیزی ست که”باید” باشد و”واقعیت” آن است که بوجود می آید. “دوست داشتن” دلیل میخواهد، مثل دوست داشتن یک غذا، چون خوشمزه است و به آن نیاز […]

مجاهدین خلق، جریانی که مانند طبل پر غریو فروکاستند 16 شهریور 1398

مجاهدین خلق، جریانی که مانند طبل پر غریو فروکاستند

در تداوم جعل تاریخ بنفع باند رجوی ، مریدان رجوی هنوز هم ازرجز خوانی و دروغ بافی خسته نشده اند! دراین خصوص، هادی مظفری هم وارد میدان شده و نوشته است :” توفان که آغاز می شود، بی رگ و ریشه ها و خارها و خس ها جارو می شوند و فقط درختانی پا برجا […]

بعد از ۳۶ سال تنها فرزندم را دیدم 16 شهریور 1398

بعد از ۳۶ سال تنها فرزندم را دیدم

دیدار محمد تورنگ با مسئول انجمن نجات خراسان رضوی و خانواده های خراسان رضوی در سفر به شهرهای مشهد ، سبزوار ، تربت حیدریه ، خواف محمد تورنگ رهایی یافته از فرقه رجوی در سال 96 موفق شد از آلبانی به ایران نزد خانواده اش در جزیره قشم برگردد. او بیش از 30 سال از […]

چرا مسعود رجوی هرگز احساس امنیت نمی کرد؟ 16 شهریور 1398

چرا مسعود رجوی هرگز احساس امنیت نمی کرد؟

در عراق و در پادگان اشرف، اولین بار که در سال 1377 به نشست موسوم به آ-77 ، آماده باش سرنگونی برده شدم ، قبل از ورود به سالن نشست مسعود رجوی با انواع و اقسام تجهیزات حفاظتی مثل ددکتور بازرسی بدنی شده و حتی محتویات جیب هایمان نیز بازرسی شد و سپس اجازه ورود […]

درقاموس رجوی ها، مقاومت همان توبه است 16 شهریور 1398

درقاموس رجوی ها، مقاومت همان توبه است

فرقه ی رجوی پریشان حال از فعالیت های دیپلماتیک موثر ایران ، درصدد نفی دستاوردهای مربوطه بوده وکماکان سعی دارد که برای کمتر نشان دادن درد ورنج سوزشی که بدان دچار شده ، مقاله بنویسد. دریکی از این نوشته ها چنین میخواهیم : ” آمریکا، یک روز پس از بازگشت ِرئیس جمهور این کشور از […]

وحشت مجاهدین از دیپلماسی جدید دولت فرانسه 14 شهریور 1398

وحشت مجاهدین از دیپلماسی جدید دولت فرانسه

سایت ها و سیمای دروغ پرداز فرقه مجاهدین در برنامه های چند روز اخیر ترس و وحشت فزاینده خود را از ابتکارات دیپلماتیک که توسط دولت فرانسه وشخص ماکرون رییس جمهور این کشور به منظور نزدیک ترکردن مواضع ایران و آمریکا و برطرف کردن سایه تخاصم و جنگ صورت گرفته را بنمایش گذاشتند. سیمای اختناق […]

نیازهای جهان امروز از دید رجوی ها 14 شهریور 1398

نیازهای جهان امروز از دید رجوی ها

هر بار که به سراغ نوشته ای در سایت های کذابین رجوی می روم ، یک حماقت آشکار و یک سفاهت و نادانی، به وضوح هر چه تمام تر رخ نمائی می کند که تنها و تنها از دیدگاههای قرون وسطائی یک فرقه مخرب می تواند ترشح کند! این بار در جریان به کشتن دادن […]

داستان اشرف ،همان داستان اردوگاه اسرای جنگی کره است. 13 شهریور 1398

داستان اشرف ،همان داستان اردوگاه اسرای جنگی کره است.

چندی پیش یکی از دوستان مطلبی برای من فرستاد که محتوای بسیار جالبی داشت. این مطلب در رابطه با سربازان اسیر در جنگ کره بود که آن ها هرگز اقدام به فرار از اسارت گاه خود نکردند و بسیاری از آن ها در آن اسارت گاه مردند در حالی که شرایط اسارت گاه بسیار مناسب […]

روزی که مجاهدین از کانون استراتژیک شان با خفت بیرون رانده شدند 13 شهریور 1398

روزی که مجاهدین از کانون استراتژیک شان با خفت بیرون رانده شدند

وقتی به ماه شهریور می رسیم برای سازمان مجاهدین ماه بسیار دردناکی است چرا که بساط شارلاتان بازی رجوی در اشرف جمع شد و دیگر خبری از شعارهای پر طمطراق اشرف کانون آزادی خواهان جهان و مرز سرخ بودن آن و اراجیفی از این مدل نیست. در همین ماه به دستور رجوی از آنجایی که […]

مراسم محرم از ارتجاع تا اعتقاد 13 شهریور 1398

مراسم محرم از ارتجاع تا اعتقاد

وقتی وارد سازمان شدم همیشه مسئولین عنوان می کردند سازمان نباید مانند مسئولین حکومت ایران در مورد شعائر و برگزاری آن دست به فریبکاری بزند. ما باید خط و منش حضرت امام حسین (ع) را دنبال کنیم چون اسلام ما انقلابی است!!!. با شروع ماه محرم همیشه مراسم عزاداری به یک یا چند مراسم سخنرانی […]

بارها خبر مرگ من را به پدرو مادرم داده بودند 13 شهریور 1398

بارها خبر مرگ من را به پدرو مادرم داده بودند

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و ششم لحظات به سختی می گذشت. بالاخره جواد کاشانی برگشت و گفت ویزای خروج را گرفتم ، برویم. نفس راحتی کشیدم و راه افتادیم. از قرارگاه خارج و به سمت انتهائی ترین قسمت شرق اشرف مسیررا طی کردیم به یک سه راهی رسیدیم که یک سمت […]

blank
blank
blank