خودشیفتگی مسری در فرقه ی رجوی
نگاهی به سایت های تبلیغاتی فرقه ی رجوی روشن می کند که خود بزرگ انگاری بی حد و حصر در این تشیکلات، نیروی محرکه ی ماشین تبلیغاتی آن شده است. برای نمونه علیرغم آن که بیانیه ی سخنگوی گمنام سازمان در اسلو که در چهارم دی ماه منتشر شد و موجی از مقالات تمسخرآمیز از سوی اعضای جدا شده و تحلیل گران به دنبال داشت، مانع از توهم خود بزرگ بینی سازمانی نشد، چنانچه چندی پس از انتشار این بیانیه ی مبهم و غیرمعمولی،یکی از عوامل مجاهدین در یکی از سایت های وابسته به فرقه ادعا کرد که” برق سلاح” مجاهدین”رعشه بر جان ولایت فقیه” انداخته است.
فروپاشی تشکیلات و کابوس خانواده ها
تشکیلات از آغاز انتقال عده ای از اسرا به آلبانی تلاش کرد تا بزعم خودش با انتقال غیر قانونی افرادی چون حسن نایب آقا، عبدالوهاب فرجی، فرزانه میدانشاهی، جواد خراسان و… بند های پاره شده تشکیلات را مهار نماید اما مگر میشود پرندگان را و انسانهای آزاد و رها را برای سالیان متمادی بی هیچ انگیزه و دلیلی در بند اسارت نگه داشت؟!!! و خوشبختانه خود افراد اعزامی سازمان که برای به بند کشیدن نیرو ها اعزام شده بودند مسئله دار شدند و تغییر سازماندهی و تعویض سران سر سپرده نیز کارساز نبود طوری که با مینا رضایی و فائزه محبت کار که 180 درجه با نامش منافات دارد هیچ مشکلی از سازمان حل نشد
فرقه ی رجوی، سرهنگ سناتور جان مک کین و حمایت از وجدان بشری؟!
بنابراین جامعه ی جهانی ازطرف جان مک کین و نوچه های مجاهدش، همان آمریکا ومتحدان اروپائی ومنطقه ای اش هستند که با جمعیتی کمتر از یک ششم مردم جمعیت جهان، این موقعیت را برای خود قائل هستند که منطقا ودرحکم اقلیتی ازمردم جهان، نمیتوانند چنین ادعایی داشته باشند وبنابراین آنچه ازطرف مجاهدک های ما وجان مک کین جامعه ی جهانی نامیده میشود، کشک است!
سلسله موضعگیری های خشونت طلبانه و تروریستی اخیر مسعود رجوی
مسعود رجوی در ادامه خشونت طلبی و تهدید به قتل منتقدان و جداشدگان (از فرقه و شورای دست ساز خودش) که در یک نوار صوتی در تاریخ ۱۱ اّبان ۱۳۹۳ منتشر شد، اوج درماندگی واستیصال و شکست سیاست هایش را به نمایش گذاشت. وی در این نوار (مانند ضحاک ماردوش که از مغز جوانان ارتزاق می کرد و آرام می گرفت)، دستور صادر کرد که ساکنان نگونبخت لیبرتی که در واقع گروگانهای وی بشمارمی روند، تا آخرین نفر بجنگند و کشته شوند. در این سخنان وی خطاب به لشگر فدایی و اشرف نشان هایش گفت که آماده جنگ شوند.
پرده برداری از خوی تروریستی رجوی
خانم مریم رجوی! به چه علت با آن نقاب دمکراتیک و مدرن خود در پی کشتار این عده افراد بی پناه هستید؟ تهدیدهای شوهر شما خطاب به ساکنان لیبرتی و منتقدان و جداشدگان چه ارتباطی با دعوت به تسلیح امروز شما دارد؟ چرا خود به عراق نمی روید و در کنار نیروهای خود سلاح به دست نمی گیرید؟ چرا شوهر شما در نقطه امن مخفی شده و هر دو می خواهید از راه دور برای نیروها”حماسه عاشورا” تولید کنید؟ چرا شما در این عاشورا! و در عاشورای! سال ۱۳۸۲ که نیروهایتان در زیر بمباران بودند حضور ندارید و نداشتید؟ چرا در آن یکی عاشورای! سی خرداد ۶۰ که هزاران نفر را به قتلگاه فرستادید حضور نداشتید؟
خاطرات دوازده سال اسارت در فرقه رجوی از زبان علیرضا رحمانی مقیم درآلمان – قسمت دوم
نفرات را برای شعار دادن علیه خانواده ها به زور بسیج می کردند یادمه یکبار فرمانده قسمت ازمن خواست که درشعار دادن برعلیه خانواده ام شرکت کنم من قبول نکردم سراین موضوع تحت فشار روحی زیادی قرار گرفتم حرفهای تکراری وخسته کننده پوچ وبی محتوا جلسات همه ساختگی برپایه توهمات همه چی جبر؛ نه من بلکه خیلی از نفرات به سیم آخر زده بودیم یادمه موقع حمله پلیس عراق خودم را چند بار جلوی گلوله قرار دادم که شاید گلوله به من بخورد واز این مرگ تدریجی رها شوم ولی گویا سرنوشت بازی دیگری داشت
موضع استیصال رهبری مجاهدین از زبان سخنگوی فرقه
رجوی با دماغ سوختگی تمام از بازپس دهی یک سوم ازسلاح های انفرادی خود که توسط امریکا خلع سلاح شده سخن می گوید ملتمسانه خواستار آن است و می گوید اکنون که امریکا و ملل متحد خطر داعش را جدی و به مجاهدین گوشزد کرده اند لازم است آنها سلاح به مجاهدین دهند تا ببینند چه کسی جرأت حمله به آنهارا دارد. رجوی به دلایلی جرأت نکرده اسم داعش را به زبان بیاورد وگفته ببیند چه کسی جرأت نزدیک شدن به مجاهدین را دارد.
حرف های نامتناسب آقا رحمان در توجیه دشمنی و توهین به خانواده ها!
تنها کسانی که درضلع شمالی قرارگاه به نگبانی مشغول بودند، قسمتی ازاین اعتراضات واشک ریختن و بیهوش شدن مادران وخواهران را دیده اند و نگهبانان ضلع جنوبی قرارگاه این مسائل را نمیدیده ونمیشنیده اند وتنها بعد از مدتها این اخبار درز میکرد وآنها هم اطلاعات کم وبیشی از موضوع مییافتند وجالب اینکه افراد مسئله دار به ضلع شمالی کمپ راه داده نمیشدند واین ذوب شدگان در مریم ومسعود رجوی کنترل قسمت شمالی قرارگاه را بعهده داشتند که باوجود این، اطلاعات مربوطه بطور قطره چکانی به دیگران هم منتقل میشد!
چه کسی حسرت آویختن به آمریکا را دارد؟؟؟
ما با چشم و گوش خودمان دیدیم و شنیدیم وقتی که نمایندگان کنگره آمریکا از شما حمایت می کنند چگونه شیپورهای پیروزی با نام و نمایش پرچم ایران بصدا در می آورید که گویی فتح و المبین کرده اید… حال بگویید چه کسی حسرت آویختن به آمریکا را دارد؟؟؟ البته تا کنون شیشه عمر تشکیلاتی شما در دستان آمریکا بوده اما دیدید که بور شدید و حتی آمریکا هم موفق به نجاتتان از فروپاشی نشد؟!
خانواده؛ رعشه مرگ و کابوس مجاهدین
خانواده های آن اسیران هم که اغلب دو دهه از وجود فرزندان و پدران ومادران خود بی خبر بودند فعال شدند و با وصل به این انجمن ها اقدام به تحصن در پشت دیوارهای اشرف کردند که این کار رجوی را ابتدا غافل گیر و مجبور به تن دادن به برخی ملاقات ها با تمامی محدودیت ها کرد. از آنجایی که این ملاقات های محدود باعث جدایی صدها تن شد لذا رجوی درب اسارتگاه را بست و همه خانواده ها را عامل اطلاعات ایران و مزدور معرفی کرد و آنچنان ترس و رعشه ای بر اندامش افتاد که سران ورهبران فرقه به تکاپو افتاده و مرگ خود را در حرکت خانواده دیدند و با تحریک و اجبار اسیران برای سنگ زندن به صورت پدران و مادران خود و به تلویزیون کشاندن آنها برای سرهم کردن چرندیات ضد خانواده راه آنها را برای خروج سد کند.
خوش خدمتی برای تحریم یک ملت ۷۰ میلیونی چه نام دارد؟
رجوی ها از تحریم هایی حمایت می کنند که آنقدر ظالمانه اند که حتی بعضا بر اساس آن مانع از ادامه تحصیل دانشجویان ایرانی در برخی کشورهای غربی شده اند. تحریم هایی که هدفش قطع نان مردم ایران است. اگر عدم ورود «مقدار کمی بنزین» که اساسا هیچ تاثیر جدی نمی تواند برای تردد در یک محیط 500 متر در 500 متر داشته باشد «محاصره ظالمانه» است، پس تحریم ها علیه یک ملت 70 میلیونی را چه باید گفت؟ و آیا تلاش برای صاف کردن راه این تحریم ها را جز جنایت بزرگ و خیانت عظیم می توان نامید؟
رابطه ی مشروع و متقابلا سودمند مشکلی ندارد!
درجواب این سئوال باید گفت که” کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من”! وما بهمراه دولت منتخب خود میدانیم که مشکلات تلنبار شده ی چند صد ساله وعمدتا مولود روابط استعمار نوینی را خودمان باید حل کنیم وباتوجه به اوضاع جهان، ابدا قرار نیست که خود را منزوی کرده و ازدستاوردهای دانشمندان ومردم دیگر کشورها استفاده نکنیم! دولت ومردم ایران فرقه ای مخوف وگوشه گیر نیست که بخواهد با هیچکس رابطه نداشته باشد ودراول انقلاب هم اقدام به قطع رابطه با آمریکا نکرد واین آمریکا بود که باوجود اطلاع از واکنش های مربوط پذیرش محمد رضا شاه درخاک خود وزمانی که دقیقا حساسیت مردم وبخصوص دانشجویان ایرانی را باین موضوع میدانست، دست باین کار غیر دیپلماتیک وتحریک کننده زد که حاصلش تصرف سفارت خانه اش بود و قطع رابطه ازطرف آمریکا صورت گرفت!