شما فرقوی ها،علاوه بر چوب و پیاز، جریمه هم پرداخت خواهید کرد!
ازاین نقل قول های فرقه ی رجوی، به هیچ وجه استنباط نمی شود که روند موجود بمعنی شکست ایران وجلوس عنقریب رجوی وشهبانویش درتخت شاهی ایران باشد! وبرعکس با جمع بندی این اظهار نظرها واخبار دیگری که دردست است و البته باند رجوی مایل به انتشار آنها نیست، جنبه های مثبت مذاکرات بر جنبه های منفی اش می چربد!
فوبیای جداشدن و ترس رجوی از جداشده ها
گویا رجوی شیاد پیشه که از صدای صحبت کردنش هم خوب قابل تشخیص بود، دچار اختلالات حالات روحی و روانی شدیدی شده است. جداشدن ها و جداشده ها اگر چه تا قبل از این، با رمال بازی و هوچی گری و بهره گرفتن از فضای سانسور خبری قرارگاه ها، برای اعضای دربند و نگون بخت بی اثر می گشت. حال به اصلی ترین مشکل تشکیلات فرقه ای رجوی تبدیل شده است.
استیصال رجوی در مقابل جداشدگان
بعد از افتادن نقاب از چهره رهبری فرقه مجاهدین از سال 64 به بعد تا ورود به عراق و تن دادن به ذلت و خواری به دشمن ملت ایران و کشتار ایرانیان و شراکت در جنایات صدام و حتی چند قدم جلو تر از او اعضاء و کادرهای این فرقه شروع به ریزش و جدایی و حتی تقابل و افشاگری علیه انحراف و جنایات و جاسوسی های رهبری فرقه مبادرت کردند.
۱۶ آذر سالروز مبارزه با امپریالیسم یا فرصتی برای خودنمایی مجاهدین
سایت های سازمان مملواز تصاویر و فیلم ها و سخنرانی های نمایندگان و سیاستمداران امریکایی و انگلیسی است که در حمایت از فرقه ی رجوی به عنوان اهرمی برای سرنگونی جمهوری اسلامی، قدم برداشته اند. امروز بازوی تبلیغاتی مجاهدین خلق، شورای به اصطلاح مقاومت با مبالغ هنگفت سیاستمداران غربی را می خرد تا بیشتر و بیشتر بر طبل حمله ی نظامی به ایران بکوبند و برای کارشکنی در مذاکرات هسته ای و اعمال تحریم های بیشتر علیه ایران با آن ها همراهی کنند.
فلسفه تبدیل”شورای رهبری” به”شورای مرکزی” به دستور مریم رجوی
آنچه امروز باید بر آن متمرکز شد، بازی جدیدی است که مریم قجرعضدانلو با همفکری مسعود رجوی بدان متوسل شده تا خود را از فاجعه ای فروپاشنده حفظ نمایند. مسلماً طرح مسئله انتخاب”شورای مرکزی” در فرقه، برای چندین ماه افراد معترض و متناقض را سرگرم می کند تا به مسائل سیاسی-منطقه ای فکر نکنند (همانگونه که در سال ۱۳۸۰، مسعود رجوی با برگزاری نشست های سرکوب موسوم به”طعمه” موفق شد افکار معترض و متناقض اعضای فرقه را از مسائل سیاسی-منطقه ای، به سمت دعواهای درونی منحرف نماید). اما آنچه که برای مریم در چشم اندازی دورتر ترسیم شده، خطر بزرگی است که تمامیت تشکیلات مافیایی وی را تهدید می کند.
جماعت رجوی از چهره مثبت و خوش نام مرتضی پاشایی هم نگذشتند
البته که مردمان هنردوست مملکتمان هنرمندان محبوب خود را دوست میدارند و درگذشت تاثرانگیز خواننده محبوب خود مرتضی پاشایی را ارج نهادند وب سا درحسرت خاموشی اش اشک ریختند. ولیکن دراین وانفسا عمده شغالها و ماروعقرب خارجه نشین به خود آمدند شاید که با درج مطلبی به ظاهردرستایش ازاین خواننده مردمی مقیم ایران بی خردانه آنرا”سیاسی” کرده تا به مطامع کثیف خود نایل آیند. دراین خصوص ازجمله آن شغالها تشکیلات مافیای رجوی بوده که به دروغ ازشکل گیری اجتماعات طرفداران مرحوم پاشایی درجای جای ایران ازجمله در رشت خبردادند که واویلا…نیروی انتظامی به جان مردم هواخواه پاشایی افتادند وعده ای را مضروب و شماری را دستگیرو روانه زندان کردند!
شکستن دیوارهای لیبرتی و اورسوراواز ارجح تر است!
نویسندگان این فراخوان، ابدا بنفع خود ندیدند که علت این اعتصاب دانشجویی وکشته شدن سه تن ازدانشجویان در16 آذر1332 و25 سال قبل از استقرار باصطلاح حکومت آخوندی را روشن کنند! این دانشجویان دراعتراضات مربوط به ورود” نیکسون- معون رئیس جمهور وقت آمریکا”- که دولت متبوعش با سرکوب نهضت ملی نفت وبرای ابراز خوشحالی آمریکا ازموقعیت تثبیت یافته ی محمد رضا شاه واعطای وامی به او که ازدولت ملی مصدق دریغ داشته شد – به شهادت رسیدند!
ناله های پدرانه در دوری پسرانش
آقای متکی که چهار پسرش بنامهای محمدحسین – علی حسین و بهنام و غلامحسین (حجر) متکی در اردوگاه سازمان مجاهدین گرفتار می باشند و اسیر ایدئولوژیهای بی هدف و پوچ مسعود و مریم رجوی خائن برای رسیدن به امیال و آرزوهای پوشالی آنها شده اند و چندین سال است که نتوانسته با فرزندانش صحبت کند و صبح گاهان با آرزوی دیدار آنها سپیده دم را آغاز می کند ولی این جنایتکاران فرقه رجوی هستند که این آرزوی پدران و مادران را به هدفی دست نیافتنی تبدیل کرده اند.
صمد نظری: از خدای خود خواستم که تنم ذرهای از خاک وطن شود
آقای نظری چهره زحمت کش و استوار صحنه های درد و رنج اسارت و گرفتاری در دورانی از حیات فرقه تروریستی مجاهدین می باشد که با عنایت الهی توانست در سال72 از فرقه جدا و با گذراندن شرایطی سخت به ایران بازگردد. صمد متولد 1338می باشد و از بدو ورود به انجمن نجات شاخه مازندران با تلاش خستگی ناپذیر کوشید تا با جلسات و مصاحبه ها چهره زشت و کریه رهبران فرقه را برملا سازد و بتواند به قوه الهی وسیله ای باشد برای آگاهی افراد گرفتار در فرقه و راه خروج یا فرار آنها از مناسبات تشکیلاتی قرارگاه اشرف و لیبرتی در عراق و آگاهی رساندن به خانواده های آنها.
حمایت جان بولتن، عدم حقانیت گزارش دوستان فرقه ی رجوی را نشان میدهد!
البته دراین میان نتایج تحلیل سود و زیان ازطرف حاکمین آمریکا هم اهمیت زیادی دارد وهمچنین جسارت جناح صلح طلب شان که نخواهند زیر فشار لابی های صهیونیستی قدرت وانرژی انجام مذاکرات صلح آمیز را نداشته باشند! آمریکا نیز در پیشرفت این مذاکرات و بدست آمدن توافق جامعی که منافع هردو طرف درآن ملحوظ باشد، ذینفع است ولی ما مسئول کارهای خود بوده ونمیتوانیم آمریکا ودیگران راوادار به انجام کاری که مایل نبوده ویا ازفشارها می ترسند، بکنیم!
تهدید به قتل جدا شدگان توسط رجوی و ابراز سوزش از شکست خوردنش
رجوی طی یک سخنرانی صوتی که برای اسیران نگون بخت لیبرتی پخش شد به ارعاب اسیران لیبرتی وتهدید جداشدگان ومنتقدین سازمان پرداخت و به اسیران لیبرتی دستور باقی ماندن درلیبرتی تا مرگ آخرین نفر را داده است! رجوی در این سخنرانی صوتی که درپناهگاه امن وی ضبط شده بود درحالیکه مثل همیشه دربیرون میدان بود به اسیران نگون بخت لیبرتی دستور داد که باید مانند امام حسین بجنگند وکشته بشوند. رجوی این جنایتکار و شکنجه گر وخائن به میهن درحالیکه شکست خورده و درمانده بود فریاد می کشید و بخود می پیچید و آسمان وریسمان را بهم می بافت.
دوست عزیزم، چرا اینقدر زود؟
چرا اینقدر زود، چه با شتاب مثل سایر کارها و فعالیت هایت؟؟؟ و چه بی صبرانه ما را ترک کردی و این دیار را وداع گفتی؟؟؟؟ راستی صمد جان: مهربانی و گشاده رویی، چهره متبسم و شوخ طبعی، و حرارت و تلاش هایت را در کجای این دل غمزده ام پنهان کنم.؟؟؟؟