ریشه ی موشک لیبرتی از مسعود رجوی، واشک تمساح هم مختص اوست!

بازهم چه شورشی است که درفرقه ی رجوی است واین چه  خوره ایست که برجانشان افتاده که بر زمین و زمان نفرین میکنند وسیاوش جعفری نامی را به میدان فرستاده اند که دری وری های سی ساله رجوی را دگرباره بیان کند؟!
بلی! علت حضور تعدادی از خانواده های اسرای لیبرتی در مقابل درب آن است و رجوی با این برخورد ضعیف نشان میدهد که از چه میزان ازاعتماد بنفس پایین برخوردار است و میترسد این جمع آتشی به پوشال ایدئولوژیک او که سخت شعله ور شونده هم هست، بزند!
این نوچه ی مسعود رجوی درمقاله اش بنام " کمپ لیبرتی- موشک ودلسوزی " که وبسایت های رجوی آنرا منتشر کرده است، مینویسد:
" طنزتاریخ این است کسانی ادعای دلسوزی برای مجاهدین و دیدار خانواده ها را دارند، که قبل ازحمله به لیبرتی با هزینه وزارت اطلاعات به درب لیبرتی آورده شده بودند، تا با جاسوسی و فیلمبرداری،  حمله ۲۹ اکتبررا زمینه سازی نمایند ".
این فیلمبرداری توسط شما ها انجام میگرفت و خانواده ها حتی اجازه ندارند از موبایل خود هم استفاده کنند!
وانگهی دردنیای امروزی که یک فرد رادر هر نقطه ی جهان وتحت هر شرایطی با بهپاد ها هدف گرفته ومیکشند، احتیاج به این کارها نیست، دروغ میگویید و البته دروغ گفتن برای اعضای فرقه ی رجوی هیچ قباحتی ندارد وبلکه ازوظایف فرقوی آنهاست که کسانی را که دوست ندارند، مورد اتهام قرار دهند وخانواده ها که بدون توجه به رای منفی رجوی به لیبرتی مراجعه میکنند، دشمن است ولو درقالب خانواده و اتهام زدن برآنها عین صواب است وموجب تقرب دربارگاه رجوی!
آقای جعفری مثل اغلب همفکران خود مینویسد:
" البته مجاهدین خلق ایران بسیار بسیار مشتاق دیدار فرزندان و خانواده خود هستند و ازآن بشدت سود میبرند. درحالی که رژیم از تاثیر گذاری مجاهدین بر روی خانوداه ها بشدت بیمناک میباشد. بهمین دلیل فقط تعدادکمی از خانواده های وزارتی و اجیر شده مانند مصطفی محمدی و هند جگر خوار ثریا عبداللهی و احمد هاجری و مهران کریمدادی و… را به درب لیبرتی می فرستد ".
اگر مجاهد خلقی وجود داشت، این حرف درست بود اما مسئله دراینجاست که ما دربین ذوب شدگان دررجوی، چنین شخصی را با چراغ هم نمیتوانیم پیدا کنیم.!
اگر مجاهد هستید و دارای عواطف انسانی مورد ادعا، پس اینهمه نگرانی ازحضور خانواده ها برای چیست؟!
دیگر اینکه دراین مدت 11 ساله، تعداد مراجعه کنندگان به کمپ های شما اسرای رجوی، خیلی بیشتر ازشما بودند وشما باذکر دوتن از نام خانواده هایی که به قهرمانان مبارزه برعلیه بردگی فرزندان خود مشهورند، سعی نکنید که موضوع را کم اهمییت جلوه دهید!
مصطفی  محمدی عمری را درراه فرقه ی رجوی هدر داده، جمع اوری کمک مالی اش برای رجوی بی نظیر بوده، اقدام به خودسوزی بنفع مریم کرده و اینقدر دراین وادی تحرک داشته که  زمانی دوفرزند دلبندش را بدست شما سپرده وزمانی که بخود آمده ومتوجه شده که چه راه خطایی رفته است، موفق به نجات یکی ازاین دو شده وبرای نجات دومی به وظیفه ی پدرانه وانسانی اش عمل میکند وعملش قابل تحسین است.
خانم ثریا  عبدالهی اما یک فرد سیاسی نبوده وبعنوان یک شهروند کاملا عادی، کم وبیش دررفاه زندگی میکرده که پسر دلبند ش را با فریب ونیرنگ وبا قول زندگی مرفه تر و آزادی بیشتر ازدست او ربوده اید واین شیرزن آذربایجانی کاری که میکند، کارهایی است که از گذشتگان پرافتخارش مانند هاجر، زینب پاشا و… به ارث برده ونمیخواهد شما سارقین انسان ها وگروگان گیر های محیل را به حال خودتان گذاشته وطلب فرزند نکند!
آقا سیاوش بطور شیادانه ای به دروغ بافی های خود چنین ادامه میدهد:
" وزارت اطلاعات از روز ۲۰ نوامبر سری جدیدی از خانواده های وزارتی را به درب لیبرتی فرستاده است. هدف خانواده های وزارتی، شناسایی و آماده سازی حملات تروریستی رژیم در آینده میباشد ".
فقط این اتهام را به این فرزند ازدست دادگان زمانی میتوان وارد کرد که فرزند ویاوابسته ی درجه اولی درمیان اسرای لیبرتی نداشته باشند وثانیا مجهز به ادوات جاسوسی هم باشند که با توجه به وسعت کم لیبرتی و حضورپررونق! سازمان های اطلاعاتی کشورهای مختلف درعراق، هرحکومتی میتواند نقشه ی تمامی زوایای این کمپ کوچک را داشته باشد با صرف مقداری پول ویا طی بده وبستان های اطلاعاتی رایج درجهان!
با این وجود بازهم بر دروغگویی خود که خانواده ها به جاسوسی میآیند، ادامه خواهید داد؟!
همچنین:
" چرا دولت عراق به خواست رژیم ملا ها اجازه دیدار از لیبرتی را به وکلا و نویسندگان و خبرنگاران و شخصیت های اروپایی و آمریکایی و… نمیدهد؟ از چه چیزی می ترسد "؟
ازاینکه چنین ادعایی درست است یانه، اطلاعی ندارم ولی ازشما میپرسم که این خبرنگاران چه کسانی هستند خواص؟؟ ویا هرخبرنگاری ازطرف رجوی پذیرفته میشود؟!
اگر جواب مثبت است، اجازه دهید گروه های متنوعی ازخبرنگاران غیر حکومتی وازجمله خبرنگاران وابسته به گروه های اپوزیسیون به مصاحبه با هرفرد مورد انتخاب خود بپردازد تا آن موقع سیه روی شود هرکه دراو غش باشد!
درادامه میخوانیم:
" عشق و علاقه مجاهدین به خانواده برای رژیم آخوندی ناشناخته نیست این عشق تا آخرین لحظات زندگی هم ادامه دارد. هنر مجاهدین این بوده که علاوه بر عشق به خانواده، به عشق بالاتری یعنی عشق به وطن و عشق به آزادی و عدلت و برابری هم مسلح شده اند…".
کاش مجاهدی بود که دراین مورد محک تجربه میخورد اما بشما گماشتگان رجوی که می رسیم ازعشق شان به خانواده ها باخبریم ومیدانیم که با اظهار این عشق- که طبق آموزه های رجوی مال اوست ونه مال خودتان- مرتد بحساب میآیید!
عشق بالاتر رجوی – بعنوان کسی که همه چیز شما وازجمله غشاء دوگرمی بین دونیمکره مغزتان دردست اوست- درعملیات برون مرزی وشرکت درجنگ میهنی وجاسوسی هایش برای اسرائیل وبرخورد های نوکرمنشانه اش با وهابیت سعودی، اظهر و من الشمس است و ما برای آگاهی از این عشق به وطن، راضی به زحمت شما نبودیم!
ونیز:
"… ما روزی خانواده هایمان را می بینیم. آنها را در آعوش میگیریم، میبوییم، اشک میریزیم ولی در وطن آزاد شده. درمیدان آزادی، یا در جایی که اثری از قساوت و سنگدلی آخوندی نباشد ".
فعلا خانواده هایتان را در میدان قساوت آخوندی تنها نگذارید وزمان آزادی وطن را- بشرطی که چلبی وار نباشد- بگذارید برای بعد!!
او با ادبیات خاص رجوی، برخورد این چنینی با خانواده های متحصن درمقابل کمپ لیبرتی و یونامی دارد:
"… چنگالهای خونیتان را پشت اداهای رقت قلب دروغینتان پنهان نکنید، کسی گول شما را نمیخورد شما قاتلین و یا همدستان قاتلینی هستید که  به نوعی در کشتار ساکنان لیبرتی و مردم ایران دست دارید ".
این درحالی است که حاضران فعلی درمقابل لیبرتی، ممکن است یک پرونده قضائی درحد چوب زدن زاغ کسی را نداشته باشند، آقا سیاوش تمام القابی را که لایق مراد بوالهوس ومتواری اش مسعود رجوی است، ارزانی این خانواده ها میکند!
صابر
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.