دینامیزم اختناق و مجاهدین
در سازمان با گذشت اولین روز می بینید به شما اعتماد ندارند و همیشه روی شما شک است – رهبری خود تمام تصمیمات را می گیرد و فقط از شما انتقاد میشود و در مقابل هر روز شما را به انواع مختلف میکوبند و پس از مدتی میگویند که این 69 تا قانون است و هر روز بر تعداد انها اضافه خواهد شد.
زن ستیزی درفرقه رجوی
فرقه رجوی که وجود خانواده ها رابعلت وجود احساسات وعواطف سد راه سرکوبگری های خود می داند بنابه یک نقشه ضدانسانی ورذیلانه تحت نام انقلاب ایدئولوژیک! زن وشوهرها را درابتدا مجبور به طلاق وجدایی از هم نموده ودرراستای همین تئوری زنان جداشده را جزو اموال سرکرده فرقه منظور می نماید و به کلامی دیگر سرکرده فرقه صدها زن اسیر را با دستور تشکیلاتی تحت نام گذر ازانقلاب مسعود ومریم بعد از جدایی مجبور می نماید تا خود را دردرجه اول ازجهت ذهنی ودردرجه بعد ازجهت فیزیکی دراختیارسرکرده فرقه قراردهند!
تاکید انجمن ایران سبز بر گسترده بودن جنایات مجاهدین
انجمن ایران سبز ضمن استقبال از این گزارش تاکید دارد ابعاد جنایات توسط رهبری مجاهدین در تشکیلات مخوف آن فراتر از آن است که در این گزارش به آن اشاره شده است چرا که اعضای جداشده از سازمان مجاهدین در این سالها مکررا آن را افشا کرده اند و همچنان به افشای آن مشغول میباشند. اما در این میان آنچه باعث تاسف فعالین حقوق بشری میباشد این است که با توجه به اینکه بارها از مقامات آمریکایی و عراقی برای هر چه روشن تر شدن ابعاد این جنایت برای حضور و دعوت رسمی برای پرده برداشتن عمق این جنایات در نقطه به نقطه قرارگاه اشرف روانه شوند، هنوز جوابی در یافت نکرده اند.
در فرقه رجوی هیچ فرزندی نباید متولد شود
اگر زنان فرقه رجوی فرزندی بدنیا بیاورند دودمان فرقه را ویران خواهد کرد پس بنابراین فرزند انسانی حق حیات و تولد ندارد پس طبق دستور سریح رهبر فرقه باید نابود شوند. ماحصل این خطوط ایدئولوژیک افرادی خواهند بود مکانیکی و فاقد کوچکترین احساس و عاطفه و محبت و عشق و پرنسیبهای انسانی، و فقط میکشند، شکنجه میکنند، جاسوسی میکنند، ترور میکنند درندگی و توحش ضد انسانی میکنند!
عقیم سازی در مجاهدین، از منظر حقوقی و فرقه ای
پدیده مقطوع النسل کردن چه در شکل مدرن آن یعنی اختگی ذهنی و یا در تازه ترین روش آن یعنی فیزیولوژیک صرفنظر از کمیت و نوعیت آن پدیده ای است که مجاهدین یکسره از فرقه باطنیه عاریه گرفته اند. و نکته جالب توجه اینکه رهبری مجاهدین درست برای توجیه چنین اقدامی به توجیهاتی متوسل می شود که دقیقا معادل آن را می توان از زبان تئوریسین های باطنیه بازخوانی کرد.
چه کسی از گزینه سوم مجاهدین حمایت می کند
مریم رجوی راه حل سوم را در حمایت مردم ایران می بیند. مردمی که به سختی به یاد می آورند که مجاهدین کیستند و اگر هم سالمندان جامعه ایرانی مجاهدین را به خاطر بیاورند، مطمئناً بمب گذاری و ترورهایی که آن ها علیه هموطنان خود چه شهروند و چه مسئول مرتکب شدند را به خاطر می آورند. آن ها هرگز فراموش نمی کنند که مجاهدین در طول جنگ ایران و عراق به عنوان ستون پنجم به صدام حسین خدمت کردند.
سرنوشت نامعلوم کودکان در فرقه رجوی
کودکان به قربت فرستاده شدند و به افراد و خانواده هایی عمدتا غیر ایرانی سپرده شدند، که خود بعدها زمنیه ساز مشکلات مختلف روحی و روانی و هویتی، برای آنها شد. هنوز هم معلوم نیست که بر سر آنها چه آمد، چه رنجهایی را تحمل کردند، کدامشان موفق شدند بعد ها پدر و مادر خود را بیابند و به آنها برسند، کدام توانستند با محیط پیرامون و جدید خو بگیرند و علیرغم مادر عوض کردنهای پیاپی به آنها عادت کنند، کدام توانستند هویت خود را باز یابند. کدام یک توانستند از چنگال مشکلات روانی ناشی از چنین سوء رفتارهایی نجات پیدا کنند. هیچکس نمی داند. تنها فقط از روی تعدای که بعدها موفق شدند نجات پیدا کنند، میشود حدس زد که بر آنها چه رفته است.
مجاهدین، مایه شرمساری
فراموش نکرده ایم که روزگاری هیتلر در اروپا قدرت را در دست داشت اما به زباله دان تاریخ رفت. به طوری که امروز کسی از وی صحبت نمی کند حتی مجسمه وی را هم در موزه میشکنند. در ایران نیز کسی از رجوی و دارو دسته اش صحبت نمی کند اگر چه انها در گذشته به دروغ خود را حامی محرومان می دانستند و به دروغ خود را مبارز و انقلابی مینمودند.
واکنش فرقه رجوی به خبر عقیم کردن زنان
دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین، ده روز پس از انتشار خبر ِ عقیم کردن سیستماتیک زنان در این فرقه و افشای جزییاتی از چگونگی در آوردن رحم زنان محصور در اردوگاه اشرف، در یک نمایش رقتآور، با به صحنه آوردن چند زن و کوشش بینتیجه برای اعترافگیری از آنان بهمنظور القای حس رضایت آنان در اردوگاه اشرف، عملاً واکنشی حقیرانه به این خبر مهم انجام داد.
پایان تعهد دوساله مسعود رجوی تا چند روز آینده
عملکردهای اشتباه سازمان مجاهدین در سی سال گذشته که بر اساس تحلیل های غلط مسعود رجوی که با اتکا بر دولت های بیگانه صورت می گرفت، باعث گردیده که در این مدت نیروهای زیادی از این سازمان جان خود را بیهوده از دست بدهند، 30 خرداد سال 60 و عملیات موسوم به فروغ جاویدان در سال 67 از آن جمله می باشند. آخرین تحلیل و تصمیم مسعود رجوی نیز عنوان کردن” تعهد دوساله” می باشد که به پایان رسیدن تعهد دوساله امری است واقعی واجتناب ناپذیر که نه تنها هیچ مشکلی از سازمان مجاهدین حل نخواهد کرد بلکه بر بحران های درون تشکیلاتی سازمان خواهد افزود
خشونت یا مسالمت از منظر فرقه رجوی
بایستی این سئوال را از فرقه رجوی نمود که در اروپا و آمریکا و بعد در منطقه شما این تناقض را چگونه می پوشانید. بالاخره تغییر دموکراتیک را می پسندید یا تغییر خشونت آمیز؟ بدلیل اینکه الزمات و ابزار آن دو با هم متفاوت است. برای تغییر دموکراتیک نیاز به هرچه وجود داشته باشد یقیناً نیاز به اسلحه و بمب ندارد چه رسد به ارتش و به طریق اولا قرارگاه نظامی، بلکه یک حزب با اساسنامه مشخص و استراتژی مشخص و کادرهای اعلام شده می خواهد و تعدادی دفتر و سایت و حرکات مسالمت آمیز و حمایت های خاص خود.
سربازان کامل یا سربازان تهی مغز فرقه رجوی
مجاهدین دارای قدرت تشکیلاتی هستند که افراد را وادار به خودسوزی و عملیات انتحاری میکند و از انها سربازان تهی مغزی میسازد که حاضر به انجام هر گونه عملیاتی هستند. افرادش را در اروپا حتی کنترل میکند. کشورهای غربی این را به خوبی میدانند و اکنون سازمان را با اهرمهای خود کنترل میکنند. فکر نکنید که اختصاص وکیل و حضور پارلمانتر ها در گرد همایی انها بی دلیل است. انها در حال کنترل این افراد هستند…