استمداد از اعضای جداشده فرقه مجاهدین
زندگی درون فرقه ای واقعا و عمیقا تا چه اندازه غیر مترقبه و غافلگیرکننده و در نهایت برای آدم های بیرون فرقه ها می تواند شگفت انگیز و البته خوفناک باشد. چنین ضرورت هایی ایجاب می کند، اعضای جداشده از فرقه ها نسبت به کوچک ترین و کمترین اتفاقات درون مناسباتی در زمان حضورشان در فرقه بی تفاوت و با عدم جدیت برخورد نکنند. چه بسا آنچه به زعم جداشدگان بی اهمیت، ساده، تکراری و حتی ملال آور تعبیر و تلقی شود، در بیرون از ذهن او و در دنیای آزاد می تواند به منزله یک شوک عمل کند.
جنگجویان خدا در پیاده رو
تابستان امسال صدها دانشجوی دانشگاهی در لهستان به چشم خود دیدند که حتی تحصیل در رشته ی علوم سیاسی نیز نمی تواند در مقابل یک سفر کوتاه و ارزان به پاریس و بیگاری کشیده شدن توسط یک سازمان تروریستی، حفاظت کند. چه کسی می تواند در مقابل پیشنهاد سفر سه روزه به پایتخت فرانسه با هزینه تنها شش یورو (شامل جا برا ی اقامت) مقاومت کند؟ بدین گونه لهستانی های ساده و بی تجربه حاضر شدند که برای یک روز تبدیل به مجاهدین اسلامی شوند.
درباره احتمال بازگشت مجاهدین به وضعیت صفر
بر خلاف تصور شما من فکر می کنم منتفی کردن یکسره و بدون قید و شرط اقدامات تروریستی و نظامی سازمان اساسا فرض خوش بینانه ای است. همانگونه که شما قول ابریشم چی را درباره مذاکره برای مذاکره مستند قرار داده اید، معنی اش این است که مجاهدین هم الزاما موضوع ترک اقدامات تروریستی شان را برای انتفاع از آن یعنی خارج شدن از لیست تروریستی و پیشبرد اهداف استراتژیک شان بهانه قرار داده اند و اگر قرار باشد از این ترفند طرفی نبندند، دلیلی برای التزام به آن نخواهند داشت.
مجاهدین و ادبیات فرقه ایی
جاسوسی و تملق سیاسی برای جناحهای جنگ طلب امریکایی به کسانی همچون حسن دایی السلام و عیلرضا جعفر زاده و چند مهره دیگر سپرده شده است و در اروپا مهره های اصلی این فرقه خود را تحت الشعاع مریم عضدانلو قرار داده اند و مقالات و حملات فلانژی نسبت به منتقدین خود را از زبان کسانی بیان می کنند که فاقد هر گونه سواد و بینش سیاسی می باشند.
قربانیان مناسبات ضد دموکراتیک مجاهدین
بر همگان آشکار است چنین مناسبات و شرایطی که در قرارگاه اشرف پدید آمده است بی شک ناقض حقوق بشر و توهین به شان و کرامت انسانهاست. با مطالعه و دقت در سوابق تروریستی فرقه مجاهدین دولت های غربی پی برده اند، دارودسته مجاهدین همانند فرقه های بنیادگرا و خشونت طلبی چون القاعده دشمن دموکراسی و تمدن بشمار می روند و بدین خاطر مجاهدین را در لیست گروه های تروریستی طبقه بندی کردند.
اگر حرف منطقی ندارید چرا متوسل به دروغ میشوید؟
اگر مخاطب برنامه شما افراد سازمان هستند که انها بهتر میدانند و مرا نیز بهتر می شناسند اگر هم مخاطب و بیننده برنامه شما مردم ایران هستند باید به اطلاع شما برسانم که در ایران کسی وقت خود را با نگاه کردن به برنامه شما هدر نمی دهد.پس منظور شما چیست فقط خواسته اید جواب بدهید یا فقط برنامه خود را پر کنید واضح است که تمام کارهای شما در تبلیغات دروغهای بی پایه و اساسی است که سازمان شما روی آن بنا شده است و همان وارونه نمایی که ما از ان فرار کردیم را هنوز رها نکرده اید.
آمریکا، صدام، مجاهدین
آمریکا و اسراییل اگرچه مثل همه، هرگز به خائن اعتماد نمی کنند، اما مثل همه اقران خود، آماده استفاده از خائن هستند. بنابر این ضمن نگاه داشتن آن ها در لیست تروریستی، خدمات اطلاعاتی و امنیتی و نظامی آن ها را پذیرفتند و سرانجام پشت کردن به مردم و دشمنی با آن ها، و به ازای آن، خدمت به جنگ طلبان و دشمنان مردم ایران، همین سرنوشت سیاهی است که این سازمان امروز با آن مواجه شده است.
در اورسورواز چه خبر است؟
؛ آنها شهرک اورسواز در فرانسه را تبدیل به مقراصلی کنترل و هدایت فرقه ای خود کرده اند ؛ بیش از سی خط تلفن و اینترنت قوی ؛و خانه هایی در ردیف هم که دیوارهای بین آنها برداشته شده تا بشود آنها را تبدیل به سالن های تجمع ؛ خوابگاه و محل کار و نشست کرد،این محل حتی به سنگر و مخفیگاه نیز مجهز است ؛ جایی که مریم رجوی نیز در آن زندگی میکند ؛و هم از این محل است که کنترل فرقه را در دست دارد
آخرین جمع بندی در فرقه تروریستی رجوی
با توجه به اینکه در شرایط حساسی از نظر فرقه بسر می بریم و نزدیک شدن سرانجام”تعهد دو ساله” و تحویل کمپ اشرف و نزدیک شدن به موعد شش ماهه ای که دولت عراق تعیین کرده بود و خارج نشدن اسم سازمان از لیست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا و فشار خانواده های اعضای اسیر در کمپ اشرف بر ای دیدار با فرزندانشان و همچنین بالا گرفتن بحران های درونی فرقه، تلاش جداشده ها در گوشه و کنار جهان برای افشای هرچه بیشتر روابط و مناسبات درونی و بیرونی فرقه،خوب معلوم است که طبق معمول فرقه وارد جمع بندی مرحله ای شده یعنی بالاترین عناصر فرقه در حال حاضر در نشست جمع بندی هستند
تداوم سیاست مصادره تاریخ توسط مجاهدین
فرقه ای که آخرین تلاشهای حیاتی خود را در حال به سرانجام رساندن است چاره را در این یافته تا با چسپاندن ناچسپ خود به امثال مصدق و دکتر فاطمی بلکه بتواند چند روز دیگر دوام بیاورد. در حالی که در راهروهای دولت انگلیس قدم میزند و دست دولت مردانی را به گرمی فشار میدهد که اسلافشان دیروز در سحر گاه نوزده آبان 1333 دست در دست شاه خائن به تماشای به زمین افتادن مرد بزرگی چون فاطمی ایستاده بودند…
توهم و خیال پردازی رجوی بعد از سقوط صدام
جبهه دیگری که رجوی می خواست از شکاف آن استفاده کند، جلب توجه فرماندهان ارتش آمریکا در عراق بود. او با دادن مهمانی های آنچنانی و جعل خبرهایی مبنی بر دخالت نیرو های ایران در بمب گذاری ها و درگیریهای عراق و…، سعی در فریب افکار آنان داشت، ولی بدلیل خالی بودن دستش از اطلاعات موثق و فاکتور های مشخص نظامی عملا راه به جائی نبرد و همانند سایر ترفند ها، تیرش به سنگ خورد
باند رجوی، از نفس افتاده در بازی بزرگ
مرگ سیاسی مجاهدین نه تنها بهواسطهی ناتوانی در تأثیرگذاری بر اوضاع سیاسی و سرنوشت گروه و رقصیدن در تندباد ِ حوادث ِ خودبهخودی و خارج از دایرهی تصمیم و ارادهی رهبری مجاهدین، بلکه به این دلیل است که در سرفصل ِ اخیر ِ تحولات ِ پس از سقوط صدام و تغییر تاکتیک اجباری آنان از تروریسم به رویکردهای بهظاهر سیاسی، هیچیک (حتی یکی) از تحلیلهای رهبری مجاهدین درست درنیامده است…