سرمستی فرقه ازحکم لندن، برایش فراموشی آورده
آری این ها همان خلقی هستند که فرقه برای جلب حمایتش دست به هراقدامی می زند وبا تلفن های نا معلوم وتماس های مبهم تلاش دارد نفری را جذب واطلاعاتی را کسب نماید. همان خلقی که با نه گفتن به فرقه وسرانش سال هاست بر چهره ی ضد خلقی شان آب ملامت می پاشند. وحالا فرقه ای که با افتخار اطلاعیه می داد ومسولیت انفجار ها در داخل را به عهده می گرفت،این گروه را ایادی دولت ایران می داند، و البته مشکلی نیست کافر همه را به کیش خود پندارد!!!
محمد و آنچه در اشرف گذشته و می گذرد
اما نکته ی مهم دیگر در نوشته محمدی – برادر سمیه – مسئله ی سست بودن ویا عدم اعتقادات مذهبی میا ن اعضا ست. همان گونه که محمد می گوید بسیاری از بچه ها که از کانادا و یا دیگر کشور های اروپایی جذب شدند به نماز وروزه زیاد معتقد نیستند.که البته خود این اعتنا ندادن به چنین مسائلی در بین اعضا ریشه در سست اعتقادی خود فرقه دارد وهمین امر باعث می شود توجه به عواطف ونیاز های اولیه ی انسانی از سوی فرقه نادیده گرفته شده و حتی به بحران های روحی واخلاقی تبدیل گردد.
الگوی رهبری فرقه ای در مجاهدین خلق
در واقع رهبران فرقه ها جامعه را آگاهانه به مسیری هدایت و رهبری می کنند که جز منافع فرقه ای خود هدف دیگری را دنبال نمی کند. این تلقی اساسا از آنجا ریشه می گیرد که رهبران فرقه ها ماهیتا برای شعور اجتماعی و سیاسی و… مردم مشروعیتی قائل نیستند. همان گونه که رهبران فرقه ها در اشل مناسبات بسته و کوچک تشکیلاتی موضوعیتی برای شعور و اصالت فردی اعضای خود قائل نیستند در اشل اجتماعی نیز به همان اندازه توده های مردم را فاقد شعور لازم برای انتخاب و تصمیم گیری متصور هستند. به همین دلایل بدیهی، رهبران به مفهوم واقعی برخواسته از مولفه های جوامع دمکراتیک با رهبران فرقه ای متفاوت و متمایز می شوند. بنابراین نمی توان به صرف شباهت هائی نسبت به ضرورت رهبری و یا در نهایت موقعیت متفاوت او نسبت به شهروندان عادی دچار ذهنیت منفی شد.
تاریخ نویسی از نوع سوم
من نه نویسندهام و نه تاریخنگار، که بخواهم از کسی مُهر تأیید بگیرم. اما مانند یک شاگرد نوآموز، کوشیدم که از مسعود، پرچمدار بیبدیل راه بهروزی مردم ایران زمین، بیاموزم. البته درمثل مناقشه نیست.هرگردی گردونیست و هر سبزی خیار نیست و هر درختی چنار یعنی هر چند نادر شاه و میرزا مسعود رجوی شجاع الدوله و میرزا عبدالعلی گماشته هر سه اهل خطه خراسان هستند ولی ملا مسعود متواری کجا و نادر شاه افشار کجا که فتح هند کرده است. نادر شاهی که هنوز پشتوانه پول ایران از غارت هندوستان در بانک مرکزی وجود دارد،از شکست خود می گوید زیرا نادر شاه می داند که پذیرفتن شکست،شرط پیروزی است.
حفاظت از جان بچه های اسیر در اشرف را به طرف عراقی واگذار کنید
قبلا هم گفته بودم. اشرف آسیب پذیر است. گروه های مختلفی در عراق هستند. مسلح و خطرناک. جمع و جور کردن اشرف برای آنها کاری ندارد. مجاهدین هم که لیاقت خود را در بکشتن دادن بچه های مردم و موج سواری روی خون آنها ثابت کرده اند! کمی از آموزه های تشکیلاتی خودتان کمک بگیرید و مطلب را روی خودتان ببرید. پول عراقی ها را خورده اید؟ چه ظلم هایی کرده اید؟
حسن نعمتی دومین قربانی مجاهدین خلق در دو ماه اخیر است
به نظر می رسد بی تفاوتی نهادهای بین المللی از جمله کمیساریای عالی و همچنین خستگی و انفعال و یاس اعضای جداشده مجاهدین در کمپ تیپف یکی از دلایل عمده به جان خریدن انواع خطرات از جمله کشته شدن توسط پلیس مرزی و همچنین تبعات فرار از راه های آبی باشد. این در حالی است که مجاهدین تلاش می کنند با انواع ترفندها و دسیسه ها به ادامه وضعیت انفعال و بلاتکلیفی در کمپ آمریکایی و در میان اعضای جداشده دامن بزنند.
راز خوشحالی چه کسی
شاید چند هفته بعد از 30فروردین51 ـ تیرباران اولین دسته از اعضای مرکزیت سازمانـ بود که ما ازطریق ملاقات باخبر شدیم که 4تا از بچهها را اعدام کردهاند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را به سعید دادیم، من حالتی از خوشحالی در او دیدم که در لحظه اول برایم نامفهوم بود. بعد خودش گفت «پس مسعود ماند» یا «چه خوب شد که مسعود را اعدام نکردند» سال بعد اگر مجاهدین هنوز باشند و هنوز عباس داوری را داشته باشند حتما اضافه خواهد کرد که سعید محسن گفته بود: « کاش همه ما را اعدام کنند ولی فقط مسعود را زنده بگذارند »
مشروعیت ترور
این گروه تروریستی نه تنها شهروندان بی گناه ایران را می کشد بلکه برای دو دهه، وسیله ای بوده است در دستان صدام حسین،. طی تهاجمات جنگی صدام حسین علیه ایران، مجاهدین خلق دست در دست سازمان های جاسوسی عراق علیه مردم ایران کار می کردند. سه سال بعد، پس از این که ارتش عراق در کویت طی عملیات های” طوفان صحرا” درهم کوبیده شد، این سازمان به صدام یاری رساند تا شورش های مردمی در شمال و جنوب کشور را سرکوب کند. اشتباه نکنید این همکاری ها فقط شامل سرکوب قیام شیعیان نمی شد بلکه همکاری در کشتار حلبچه را نیز در پی داشت.
نقش خانواده در بازپروری اعضاء از مناسبات فرقه ای
در حال حاضر فرقه مجاهدین خلق تلاش های گسترده ای، برای مخدوش کردن مناسبات عاطفی و به خصوص میان والدین و فرزندان را دنبال می کنند. از زمانی که ورود خانواده های مجاهدین برای ملاقات با فرزندان خود در عراق شتاب بیشتری گرفته است، رسانه های مجاهدین نیز با اشراف نسبت به تاثیرات و پی آمدهای اجتناب ناپذیر آن نفس این مناسبات را هم به لحاظ سیاسی و هم عاطفی به چالش کشیده اند. به این دلیل که مجاهدین می دانند ادامه این روند تمام رشته های دو دهه اخیر مجاهدین برای قطع مناسبات این گونه را پنبه خواهد کرد. این میزان توجه برای زدودن و حذف خانواده از ضمیر و ذهنیت فرد بخودی خود بر اهمیت و کارکرد آن در زندگی افراد تاکید دارد.
آغاز فصل مرگ
ضمن آنکه انحرافاتی همچون خودارضایی و همجنسگرایی از بارزترین بحرانهای منتج از انقلاب ایدئولوژیک میباشد که وقت و انرژی فراوانی را از رهبری و کنترلکنندگان مجاهدین برای مهار آن به هدر داده است (خود کرده را تدبیر چیست؟). انحرافات موصوف در سالهای پایانی دههی هفتاد گسترش زیادی داشت که بهدلیل شکایت فراوان نیروهای میلیشیا، کنترلکنندگان مجاهدین مجبور به برخورد با آن شدند و حتی رهبری مجاهدین در چندین نوبت جهت مهار آن با نیروها برخورد کرده و نشستهای متعددی پیرامون آن برگزار نمود. همچنین جداسازی قرارگاه زنان از قرارگاه مردان در همین راستا بوده است.
انحلال کمپ تیف و انتقال جداشدگان به شهرک ماوی
طی چهار سال گذشته کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد کوشیده است امکان انتقال جداشدگان مجاهدین خلق از عراق و پناهندگی آنان به کشورهای غربی را فراهم آورد اما به نظر می رسد هنوز موافقت این کشورها برای پذیرفتن مجاهدین جداشده جلب نشده باشد. طی همین مدت، ایران تنها کشوری بوده که حاضر شده جداشدگان از مجاهدین خلق را بپذیرد و آن گونه که دفتر مطبوعاتی ائتلاف تحت فرماندهی آمریکا در عراق به بی بی سی اطلاع داده، طی چهار سال گذشته 380 تن از جداشدگان از مجاهدین به خواست خود به ایران بازگشته اند.
ترور امپریالیستی
نمونهی مجاهدین خلق نمایانگر نفوذ امپریالیستی همیشهحاضر غرب در تعریف”دگر بودن”، بهواسطهی مالکیت زبان، است. با توجه به اینکه ایالات متحده با کمک متحد خود بریتانیا”جنگ علیه ترور” را بهراه انداخت – جنگی که تا به امروز به کشته شدن بیش از یک میلیون نفر انجامیده است – نفاق کاملاً آشکار است. در همین حال”لرد کوربت” عضو مجلس اعیان حزب کارگر،”گوردون براون” بههمراه”باب فیلنر” – این دو حامی سازمان تروریستی مجاهدین خلق هستند – به یک ایدهی مشترک رسیدهاند. از نظر آنان، گفتوگو با ایران، بیش از هرچیز خطر ِ حمایت از”تروریسم بینالمللی” را بههمراه خواهد داشت.