پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
پیام حسن آهنگر به برادرش عبدالحسین آهنگر 26 اسفند 1397

پیام حسن آهنگر به برادرش عبدالحسین آهنگر

پیام حسن آهنگر به برادرش عبدالحسین آهنگر اسیر در فرقه رجوی

محمد مهدی ثابت رستمی چگونه دوری مادرت را تحمل می کنی؟ 26 اسفند 1397

محمد مهدی ثابت رستمی چگونه دوری مادرت را تحمل می کنی؟

من حسین ثابت رستمی هستم که برادرم بیش از سی و هشت سال در چنگال رجوی گرفتار می باشد. رجوی باید بداند که ما خانواده ها حتی یک لحظه آسایش و خواب راحت برای رجوی باقی نخواهیم گذاشت. در ضمن ما به هیچ عنوان دست بردار نیستیم. عامل اصلی ماندگاری و شستشوی مغزی برادرم و […]

پیام خانواده به حمید طاهری خسروشاهی 25 اسفند 1397

پیام خانواده به حمید طاهری خسروشاهی

این پیام را برای آقای حمید طاهری خسروشاهی می فرستم، من احد طاهری خسروشاهی هستم، من از حمید 5 سال بزرگتر هستم، که خاطرات شیرینی با حمید داریم، انشاا.. این پیام من خدمت شریف حمید طاهری می رسد و حمید هم عرایض من را قبول می کند، به دوستانت هم صمیمانه سلام برسان، مخصوصا آقای […]

پیام نوروزی خانم آمنه یوسفی به برادر اسیرش محمد تقی 21 اسفند 1397

پیام نوروزی خانم آمنه یوسفی به برادر اسیرش محمد تقی

پیام نوروزی خانم آمنه یوسفی به برادر اسیرش محمد تقی

نامه خانم مهناز دهدشت نیا به برادرش بیژن اسیر در فرقه رجوی 14 اسفند 1397

نامه خانم مهناز دهدشت نیا به برادرش بیژن اسیر در فرقه رجوی

عزیزترینم بیژن جان سلام. تقویم باز یاداور رفتن توست. سالها میگذرد. بارها برایت نامه نوشته ام و بازهم مینویسم، تا روزیکه صدا و چهره قشنگت را بشنوم و ببینم. میدانم که آرزویم برآورده خواهد شد. من کماکان به این امید دارم زندگی می کنم. بیژنم، عزیز دلم، بهترین سالهای جوانیت به نوعی از دست رفت […]

مادر چشم به راه بود و ماند و انتظار کشید 08 اسفند 1397

مادر چشم به راه بود و ماند و انتظار کشید

درد دل یک خواهر دلشکسته به برادر اسیرش در زندان رجوی مادر چشم به راه بود و…. ماند…. و انتظار کشید….. و انتظارکشید…. اخر روز هجران به پایان نرسید و به بهشتی که بی صبرانه منتظرش بود شتافت. سلام علی جان.امشب هوای دلم اصلا خوب نیست. حرفهای امشبم بوی دلتنگی میدهد. دلم خیلی گرفته ودلم […]

امسال هم مثل سالهای گذشته، برایت جشن تولد گرفتیم 30 بهمن 1397

امسال هم مثل سالهای گذشته، برایت جشن تولد گرفتیم

نامه به علی قلیزاده عضو اسیر رجوی بنام یکتای بی همتا سلام علی جان، امیدوارم خوب و سلامت باشی. حال واحوال خانواده الحمدالله خوب است و ملالی نیست جزغم نبود تو. داداشی گلم سالهاست که از اسارت شما میگذرد. چه زمانی که درزندان صدام بودی وچه حالا درزندان رجوی ملعون هستی. بعضی روزها و شبها […]

خودت می دانی در چه دامی گیر کرده ای؟ 25 بهمن 1397

خودت می دانی در چه دامی گیر کرده ای؟

نامه آقای بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی از اعضای کمیسیون خارجه شورای فرقه رجویبا سلام!خدمت برادر عزیزم فرزین، امیدوارم که حال شما خوب باشد. قبلا تماسی با من می گرفتی مدتی است که تماس شما قطع شده و خبری از شما ندارم. با خودم گفتم نامه ای برای شما ارسال کنم شاید ارتباط ما […]

جایی برو که بتوانی آزادانه با مادرت صحبت کنی… 16 بهمن 1397

جایی برو که بتوانی آزادانه با مادرت صحبت کنی…

پیام مادر زجر کشیده ی مرتضی اکبری نسب به پسر دلبندش“سلام مرتضی، با من یکبار دیگر صحبت کن، نمی خواهم بگویم حتما به ایران بیا، ولی برو به یک کشور دیگر، تا بامن بتوانی آزادانه صحبت کنی.” (ترجمه صحبت های مادر مرتضی.) در ادامه ی دیدارهایی که با مادران رنج دیده ی اسیران سازمان مجاهدین […]

ای دنیا به چه جرمی بین ما جدایی انداختی؟ 03 بهمن 1397

ای دنیا به چه جرمی بین ما جدایی انداختی؟

بنام خدایی که آفریننده خوبیهاست سلام داداشی جونم! چند روزی است که بدجور دلم هواتو کرده. وقتی به عکست نگاه می کنم انگار خودت روبروم ایستادی وباهات دارم حرف می زنم، از گذشته، از آینده، از حال، از همین حالایی که توش هستیم. کاش بودی …. آخ آخ که چقدر دلتنگم. کاش بودی داداش. کاش […]

نامه مهربانانه یک خواهر دردمند به برادر اسیرش محمد تقی یوسفی 02 بهمن 1397

نامه مهربانانه یک خواهر دردمند به برادر اسیرش محمد تقی یوسفی

نامه به داداش گلم محمد تقی یوسفیبه نام خدایی که برادر مهربانی چون تو نصیب من کرده است.در ابتدای نامه عذرخواهی میکنم بابت تاخیر در نوشتن نامه و میدانم که چون قلب بزرگی داری این کوتاهی منو می بخشی.داداش گلم فدات بشم روی ماهت رو می بوسم. ببخشید از اینکه اولین بار هست که دارم […]

نامه مادر و برادر چشم انتظار محمد رضا پورمهدی 22 دی 1397

نامه مادر و برادر چشم انتظار محمد رضا پورمهدی

سلام محمدرضا اینجانب داود پورمهدی داداش، من سالم، خانواده سالم، از طرف ننه و خودم سلام مخصوص دارم، تلفن همراه، اینترنت، همه چی داریم، لطفا با من تماس داشته باش، تا به مادر، نشان (دهم)، خیالش راحت شود. داود پورمهدی

blank
blank
blank