ذره ای دلشان به حال من مادر نسوخت
سلام مادرجان… محمد جعفر امیدوارم در سال جدید به من خبر دهند که فرزندت محمد جعفر خودش را از زندان رجوی نجات داده و زندگی آزادی را برای خودش انتخاب کرده است. زمانی که در عراق بودی چند بار به عراق سفر کردم و در کنار پادگان اشرف چند روزی بودم از زندانبانان رجوی درخواست […]
پدر و مادر و فرزندت مشتاق دیدار تو هستند
درود بر برادر عزیزم حمید رضا نوری عزیز دلم، امیدوارم هر کجا که هستی به شما خوش بگذرد و همیشه شاد و پیروز باشی. برادر عزیز، پدر و مادر پیرمان خدمت شما سلام گرم می رسانند و همیشه برای سلامتی تو و برای بازگشت تو دعا می کنند. آنها فقط چشم انتظار تو هستند و […]
نامه خانم نجفی به فرزندش محمد جعفر نجفی اسیر فرقه رجوی
سلام مادرجان محمد جعفر سال جدید را به شما تبریک می گویم و سال خوبی داشته باشی و در سال جدید به من خبر دهند که فرزندت محمد جعفر خودش را از زندان رجوی نجات داده و زندگی آزادی را برای خودش انتخاب کرده است. زمانی که در عراق بودی چند بار به عراق سفر […]
چه شده که حتی یک تماس کوچک با ما نگرفتی؟
سلام محمد جان من علی اکبر برادرت هستم. از طرف خودم و همه خانواده این نامه را برایت می نویسم. امیدوارم که آن را بخوانی و با یک تماس همه ما خوشحال کنی. محمد جان سالیان سال است که از شما بی خبریم و می دانم که شما در البانی هستی. ولی نمی دانم چرا […]
امیدوار به دیدار فرزندم هستم
آقای حسین حسن کاویار پدر محسن حسن کاویار می باشد که اسیر فرقه رجوی و ساکن آلبانی می باشد. آقای حسن کاویار که از خانواده های فعال و در ارتباط با انجمن می باشد پس از یک دوره بیماری وعمل قلب با کادر انجمن دیداری تازه کردند. در این دیدار آقای حسن کاویار اظهار داشت. […]
خواهر دلتنگت در رویای با تو بودن زندگی می کند
بنام خدای مهربانی ها سلام برادرم حسن جان سلامی را به تو هدیه می کنم به اندازه سالیان سال هجر و فراق برخاسته از زیر خروارها خاک خاطرات با تو بودن، با تو زیستن من خواهرت رضوان این نامه را از طرف خودم و از طرف پدر و مادر، برادرانت حمید و محمود و همگی […]
مگر تماس گرفتن چه اشکالی دارد؟
محمدعلی جان سلام، امیدوارم حالت خوب باشه، و هیچ کدورتی نداشته باشی. از اینکه با ما تماس گرفتی ما را خیلی خوشحال کردی، همه خانواده از دیدن تو خیلی خوشحال می شوند و دوست داشتند که این تماس برای همیشه برقرار باشه ولی متاسفانه تو ارتباطت را قطع کردی که نمی دانیم چرا؟ ما از […]
سلامی که شاید آخرین باشد
دختر خوبم سلام. معصومه ی پاکم سلامی که شاید آخرین باشد. در نامه ی قبلی عکسم را همراه با عکس خودت برایت فرستادم. امیدوارم که آنها را دیده باشی! معصومه جان بیش از ده بار با برادرت بهروز در بدترین و سخت ترین شرایط به اشرف و لیبرتی آمدم و پشت آن دیوارها ودرهای بسته […]
هنوز نور امید دیدار تو در چشمانم سوسو میزند
یوسفم از چه برون آی، خریدارت منم روز و شب گریان و نالان، کنج بازارت منم سلام پسرم محمد زارع زاده بغدادآبادی گرچه بین من و تو فاصله هاست اما این فاصله ها یادت را از دل نبرده و نمی برد. محمد عزیزم نگاهی به عکس مادر پیر و چشم براهت بیانداز ببین که هنوز […]
دخترم که نماز می خونه دعا می کنه زودتر تو برگردی
آقای مجتبی مرادی آزاد (با نام مستعار رضا مرادی) اهل استان کرمانشاه می باشد وی حدود بیست و چند سال پیش به همراه پسرعمویش جهانشاه مرادی آزاد(بانام مستعارعلی مرادی) فریب دروغ ها ونیرنگ های فرقه رجوی را می خورند وبه بهانه کار درشرکت بزرگ و درآمد بالا توسط عوامل مجاهدین به عراق برده می شوند […]
من یک مادرم و دلم می خواهد فرزندم در کنارم باشد
سلام! سال نو مبارک. امیدوارم حال شما خوب باشد. چندین سال است شما را ندیدم و خیلی دلم برای شما تنگ شده است. به من حق بده! من یک مادرم و دلم می خواهد فرزندم در کنارم باشد. حال مساعدی ندارم و دلم می خواهد مابقی عمری که دارم یک بار هم که شده شما […]
نامه خانم عذرا کریمی به فرزندش سعید عبدی اسیر در فرقه رجوی
سلام… سال نو مبارک. امیدوارم که حالت خوب باشد و سال خوبی در پیش رو داشته باشی سال آزادی تو از دام عنکبوتی بنام فرقه رجوی. چندین سال است که از شما خبری ندارم نمی دانم اوضاع احوالت چطور است من و پدرت و زن و بچه ات نگران شما هستیم. خبرهای فرقه را از […]