درخواست یاری برای نجات خانم ناهید داداش زاده از چنگال فرقه رجوی
به خوبی واقف هستید سران فرقه ی مجاهدین بیش از بیست سال افراد مستقر در کمپ اشرف را بی آنکه امکان و یا اجازه تماس به آنان با اعضای خانواده هایشان بدهند در محدودیت آزار دهنده و غیر اخلاقی قرار داده اند.لازم است یادآوری کنم، خانم ترابی مادر محترم خانم ناهید داداش زاده طی بیست و شش سال از وضعیت دخترش که در مناسبات مخوف فرقه ی مجاهدین اسیر شده است کمترین اطلاعی ندارد و این امری دردناک و غیر قابل هضم است.
حضور خانواده های آذری مصمم تر از همیشه جلوی اسارتگاه اشرف
خانواده های آذری دفعات قبل کاری کردند که فرقه رجوی دیگر نتوانست بدون موضع گیری باشد. روزهای اول سعی داشت لاپوشانی کند ولی بعد از 15 روز سکوت خود را شکست و شروع به مارک زدن علیه خانواده ها کرد. فکر می کنم اینبار خانواده های این دیار بتوانند چهره دیگری از رهبران فرقه را به جهانیان بشناسانند
در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع درشهرستان آستانه اشرفیه – قسمت اول
خانم کبری علیخواه عضو فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان با مشارکت خود درهمایش انجمن نجات درشهرستان آستانه اشرفیه موفق به دیدارجداگانه با محمد باقرکشاورزعضو جدید رها شده ازچنگال رجوی شده است و بلاواسطه و از نزدیک از زبان آقای کشاورز ازآخرین وضعیت تشکیلات فریبنده رجوی و ازاوضاع و احوال برادرش مطلع شده است.
نامه جمعی از خانواده های متحصن جلوی پادگان اشرف
رهبران این سازمان و بخصوص خانم مریم رجوی بعد از قریب چندین سال همکاری نزدیک ومشارکت سیاسی ونظامی با دیکتاتور عراق صدام حسین در سرکوب و کشتار مردم عراق و دیگر احزاب و سازمانهای عراقی که برای آزادی برعلیه یکی از مخوف ترین رژیمهای سفاک و دیکتاتور درمنطقه مبارزه میکردند اکنون بعد از سرنگونی صدام به غرب پناهنده شده تا با سوء استفاده از واژه آزادی ودموکراسی و فریب اذهان عمومی و بخصوص سیاستمداران و پارلمانترها و از جمله شخص شما گذشته سیاه خود ودستان آلوده شان را به فراموشی بسپارند.
شکایت یک بازگشتی از فرقه تروریستی رجوی
آقای جمشید سرایی و احمد سرایی که بهترین دوران جوانی خود را در غار تاریک و سرد قلعه اشرف سپری نمودهاند و هم اکنون بعد از مدتها اسارت و گرفتاری در بند رجوی، به خاک وطن بازگشته و ازدواج نموده و صاحب فرزند شدهاند؛ ازتمامی جوامع حقوق بشری و نیز دولت عراق خواهان رسیدگی به اوضاع برادرشان مهدی که در چنگال رجوی خائن گرفتار میباشد هستند.
ما خانواده ها تمامیت مجاهدین را به چالش طلبیدیم
گفته میشود که حفاظت و کنترل اسارتگاه اشرف به عهده نیروهای عراقی سپرده شده است ولیکن هنوز ما دستان کثیف ومعامله گر نیروهای اشغالگر امریکایی درحمایت از تشکیلات رجوی را به عینه دیدیم و معتقد هستیم که سران سازمان به دلگرمی صرفا حمایت استکبار جهانی و نیروهای امریکایی موجود درپادگان اشرف قادرشدند که برغم تحصن شش ماهه خانواده ها مقابل اسارتگاه اشرف تا محقق شدن مطالبات برحق خود یعنی ملاقات با عزیزان دربند، اجازه ملاقات ندهند
بازگشت خانواده های چشم انتظار گیلانی ازمسافرت به عراق
خانواده ها با لغ بر دو هفته دم درب خروجی اشرف به انتظارنشستند. هرچه درتوان داشتند درحنجره خود متمرکز ومتکاثف کردند واسم عزیز در بند خود را فریاد کردند ولی گویی که فریاد رسی نبود!!. صحنه های مشابه روزانه تکرار شد شاید که دل سنگ و یخ زده سران سازمان به رحم بیاید تا فقط دقایقی ملاقات صورت بگیرد ولی هیهات ، هیهات که سازمان با فرافکنی بی انتها خانواده ها را به اصل نظام منتسب میکرد تا ازاین کانال بتواند اعضای غافل و نگون بخت خود را متقاعد بکند که دم درب، خانواده های شما نیستند بلکه اکیپ وزارت اطلاعات هستند
بیانیه خانواده های آذربایجان غربی نسبت به برخورد دوگانه غرب در برابر مجاهدین
ما اعضای خانواده ها که فرزندان و بستگانمان خود قربانی تروریسم و تحت شرایط بازدارنده و آزار دهنده ی قرار دارند و از امکان تماس با دنیای خارج از اسارتگاه اشرف محـروم هستند، از مقامـات سیاسی دولت های اروپایی و امریکایی مصرانه می خواهیم تا با تحت فشار قرار دادن سران فرقه مجاهدین، امکان و شرایط مطلوب دیدار و تماس خانواده ها را با عزیزانشان در اشرف فراهم سازند.
همایش انجمن نجات گیلان با حضورخانواده های چشم انتظارآستانه اشرفیه – قسمت هشتم
شاید شما بپرسید چه محدودیتهایی اعمال میکردند ببینید تلویزیون نداشتیم اگرهم بود مداربسته بود ومواضع سازمان را صرفا منعکس میکرد. رادیوی فردی نداشتیم و وسلیه ارتباطی مثل تلفن و یا موبایل نداشتیم که خارج ازکانال تعریف شده سازمان کسب خبربکنیم. چه تصویری شما میتوانید داشته باشید ازحداقل امکانات رفاهی وصنفی برخوردار نبودیم. دونفرکه محلی بودیم حق نداشتیم با هم خلوت بکنیم وحتی دلمان بخواهد با هم به زبان مادری مان صحبت بکنیم! نیم ساعت اجازه نداشتیم
در خواست کمک خانواده زاداسماعیلی از صلیب سرخ جهانی
اینجانب هوشنگ زاد اسماعیلی اهل گیلان از شهرستان تالش اسالم پلا ک 28 هستم. فرزندم داوود زاد اسماعیلی فرشمی بمدت 10 سال است که جذب سازمان تروریستی مجاهدین درعراق شده است. فرزندم برای اشتغال به آلمان رفته بود که توسط عوامل سازمان به بهانه دادن شغل مناسب با امکانات بسیار به عراق کشانده میشود که ازآن اطلاع دقیق نداریم.با شروع درگیریها که با تحریک سازمان به وقوع پیوسته است نگران وضعیت و سلامت فرزندم هستم
همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار آستانه اشرفیه – قسمت هفتم
ازآموزش های صرف نظامی که بگذریم اندک آموزش های آشپزی و یا باغبانی و رانندگی و حتی کامپیوترکه داشتیم تماما در چاچوب بسته اشرف مصرف داشت ودرجامعه هیچ اعتباری ندارد فی المثل خودم راننده خودروهای سبک وسنگین بودم ودرداخل قرارگاه رانندگی میکردم ولیکن وقتی به ایران بازگشتم دیدم بایستی دوباره مطابق با قوانین راهنمایی و رانندگی بین المللی آموزش ببینم تا بتوانم درخیابانهای شهر به رانندگی بپردازم
دیدار صمیمانه انجمن نجات گیلان با خانواده جمشید کارگر
خانم نرم دست لطفی که بسیارنگران وپریشان حال بود دراین دیدار صمیمانه به مسئولین انجمن نجات گیلان گفت:” فرزندم برای ادامه تحصیل که به قبل ازانقلاب برمیگردد به کشورآلمان میرود و درآنجا به تور رجوی می افتد و سپس به کشورناامن عراق منتقل میشود. شما باید به من راهنمایی کنید که چگونه میتوانم به دیدارفرزندم بروم و بتوانم ازآن جهنم وی را نجات دهم”