جمعه, ۵ تیر , ۱۴۰۵
نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت چهارم 12 دی 1389

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت چهارم

شما خانواده های محترم فقط مشکلات و سختی های خودتان را نبینید. فشارهای روانی، روحی و ذهنی که به بچه ها در اشرف از طرف مسئولین سازمان وارد می شود فشارهایی است طاقت فرسا که برای شما توضیح دادم تا کسی در اشرف نباشد و حصارهای ذهنی و روانی که رهبران مجاهدین به دور بچه ها در اشرف کشیده اند را از نزدیک لمس نکند شاید عمق فاجعه را در نیابد. ما چه تعریفی از حصارهای ذهنی مجاهدین داریم؟

گردهمایی خانواده های اسیران فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات مازندران 09 دی 1389

گردهمایی خانواده های اسیران فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات مازندران

تعدادی از این خانواده ها در دفتر انجمن استان گرد هم آمده تا ضمن بیان مشاهدات خود از جنایات رجوی ها در اشرف، خواهان تلاش بیشتر برای کمک به آزادی عزیزان اسیر خود شدند. در این گردهمایی هر یک از آنان به گوشه هایی از ستمگری و ظلم رجوی ها اشاره کرده و همگی بر این موضوع تاکید داشتند که عزم آنان برای رسیدن به ابتدایی ترین حق قانونی خود یعنی « ملاقات حضوری » جزم بوده و تا آزادی عزیزان اسیرشان از اسارتگاه اشرف از پای ننشسته

در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع درشهرستان آستانه اشرفیه – قسمت نهم 04 دی 1389

در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع درشهرستان آستانه اشرفیه – قسمت نهم

حجت در حالیکه عنصر بازگشته را بشدت درآغوش می فشرد بغض کرده و پرسید تو بگو اسماعیل ما را دیدی و میشناسی؟ آخر مادر و پدرم دیگر تاب و تحمل ندارند بیش از بیست سال است که خبری از وی نداریم. خانواده مان چشم انتظار بود تا از کسی خبر اسماعیل را بگیریم و مادرم در تنهایی خود گریان زمزمه میکرد که خدایا کسی خواهد آمد تا خبرسلامت اسماعیلم را به من بدهد…

پیام خانواده های استان مرکزی به خانواده های مستقر در پادگان اشرف 29 آذر 1389

پیام خانواده های استان مرکزی به خانواده های مستقر در پادگان اشرف

.. با خبر شدیم که شما عزیزان در ضلع جنوبی پادگان اشرف تجمع کرده و با فریادهای تان ارکان فرقه را به هم ریختید، به طوری که سران فرقه با حیله و فریب فرزندان شما را در ضلع جنوبی مستقر کردند که بر علیه شما شعار دهند و وانمود کنند که با شما بیگانه هستند…فرقه ای ضد مردمی که ماهیت آن برای همگان روشن شده است و تنها با قربانی گرفتن می تواند بقای خودش را حفظ کند.ما نیز هم صدا و هم پیمان با شما تا فرزندان مان را از چنگال فرقه ی رجوی آزاد نکنیم از پا نخواهیم نشست.

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت اول 23 آذر 1389

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت اول

آقای محمود دشتستانی عضو با سابقه ی مجاهدین که زمستان سال 1388 به شکلی جسورانه از اسارتگاه اشرف فرار کرد و به میهن عزیزمان ایران بازگشت به دعوت انجمن نجات استان آذربایجانغربی در نشست صمیمانه با خانواده های استان آذربایجانغربی طی دو روز و به مدت دوازده ساعت به طرح دیدگاهها و نقطه نظرات خویش در باره ی روند سیستماتیک شستشوی ذهنی و شیوه های مخرب و ویرانگر قربانی نمودن افراد مستقر در اسارتگاه اشرف و مناسبات تشکیلاتی مجاهدین پرداخت

گزارشی از سفر خانواده های گلستانی به درب اشرف 10 آذر 1389

گزارشی از سفر خانواده های گلستانی به درب اشرف

خانواده های استان گلستان که برای دومین بار پیاپی راهی جلوی درب قرارگاه اشرف می شدند مشتاق تر از قبل در پشت میکروفون حاضر می شدند و نسبت به فرزندان خود سخنانی را ایراد می کردند که دل تمامی کسانی را که در آن محوطه بودند به درد می آورد ولی سران از خدا بی خبر فرقه که فقط از طریق شستشوی مغزی که در هیچ جای دنیا سابقه ندارد فرزندان خانواده ها را از آنها دور نگه می داشتند و در برابر سخنانی که از ته دل پدران و مادران بر می آمد این ظالمان فرقه بودند که بلندگوهای خود را که حاوی فحاشی و سخنانی رکیک که شایسته خودشان می باشد را از بلندگوهای خود پخش می کردند.

نامه خانم نوری خطاب به سران فرقه رجوی 22 آبان 1389

نامه خانم نوری خطاب به سران فرقه رجوی

اگر رهبران فرقه راهشان حق بود تا به حال به هدفشان می رسیدند و آنقدر تو سری خور نمی شدند. در خارج در رفاه و آسایش زندگی خودشان را می کنند. ای سران یزیدیان پادگان اشرف گناه فرزندم چیست که فرزند ُخرد سالش بایستی بدون محبت مادری زندگی کند. آیا شما خدا را می شناسید؟ شما نمی فهمید کودکی که در کنار مادرش نباشد زندگی کردن بر او سخت و مشکل می شود. مدعی هستید که دل برای مردم ایران می سوزانید.

خانواده ها و آشفتگی ذهنی سران مجاهدین 05 آبان 1389

خانواده ها و آشفتگی ذهنی سران مجاهدین

ما وقتی که به درب اشرف رسیدیم تازه متوجه وخیم بودن حال فرزندانمان شدیم. به دری که سالها آرزوی دیدنش را داشتم ولی افسوس که اجازه داخل شدن را نداشتیم. خیلی سخت بود که این همه راه بیایی ولی نتوانی داخل شوی، عزیزانمان در چند قدمی ما بودند ولی امکان ملاقات وجود نداشت. پس چاره ای جز توکل بر خدا نداشتیم. در سیمای آزادی می گویند: اینها خانواده نیستند. بلکه مزدوران رژیم آخوندی هستند. آیا به این مادران ناتوان می شود گفت ماموران وزارت اطلاعات.

واگویه های برادر دردمند تقی صالح؛ عضو اسیر در فرقه رجوی 03 آبان 1389

واگویه های برادر دردمند تقی صالح؛ عضو اسیر در فرقه رجوی

مگر خانواده ها از سازمان چیز زیادی می خواهند که سران سازمان خانواده ها را بسیجی و سپاهی نام می برد؟ این هم یکی از حقه بازی و حیله گری سران سازمان است که شما را بر علیه ما بشوراند و ما را در ذهن شما دشمن جا بیندازد.آخر مگر می شود برادر و خانواده دشمن آدم باشند؟

تبریک به مناسبت جدایی مرتضی بدن آرا مرز دشتی از اسارتگاه اشرف 14 شهریور 1389

تبریک به مناسبت جدایی مرتضی بدن آرا مرز دشتی از اسارتگاه اشرف

انجمن نجات گیلان جدایی و فرار جسورانه مرتضی بدن آرا مرز دشتی از اسارتگاه بدنام اشرف را به ایشان و خانواده چشم انتظارش تبریک و تهنیت عرض می نماید. آقای مرتضی بدن آرا مرز دشتی از شهرستان خمام استان گیلان که در سال 1382 به منظور کاریابی در اروپا عازم ترکیه شده بود با وعده های دروغین طعمه فرقه رجوی شده و با بکارگیری ترفندهای کاذب از طرف عناصرآموزش دیده رجوی در باب ربودن طعمه های خویش به اسارتگاه اشرف کشانده شده بود.

در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع در شهرستان آستانه اشرفیه – قسمت چهارم 31 مرداد 1389

در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع در شهرستان آستانه اشرفیه – قسمت چهارم

آقا فریدون مراد خانی مدام با انجمن درتماس بود که بتواند به دیدارآقای کشاورز بیاید که ما هم انجام وظیفه کرده و آقا فریدون درهمایش استمداد انجمن نجات واقع درشهرستان آستانه اشرفیه از جمله مدعوین بودند.آقا فریدون دو ساعت تمام پای صحبتهای تلخ و شیرین عناصر بازگشتی تماما گوش بودند. پس از پایان مراسم نیز تلاش وافری داشتند که در حاشیه بتوانند با آنها درد دل کند و بیشتراز داوود از زبان آنان بشنود.

سخنرانی های رضا اکبری نسب در مقابل درب ورودی اشرف – قسمت اول 27 مرداد 1389

سخنرانی های رضا اکبری نسب در مقابل درب ورودی اشرف – قسمت اول

من رضا اکبری نسب، نصف روزی است که برای ملاقات حضوری، درچند صد متری محل استقرار این عزیزان مستقر بوده و منتظر دیدارشان بودم که ظاهرا تاکنون مقبول نیافتاده ومن چشم انتظار مانده ام.این چهارمین مراجعه ی من به شهر اشرف است که تجربه و تاریخ نشان داده که فرق اساسی با دیگر شهرها دارد. من از مقامات این کشور همسایه برای ورودم به این مکان مجوز لازم را دارم اما عملا نمی توانم از این مجوز خود استفاده کنم. چرا؟

blank
blank
blank