خانواده ها: آزادی اسیران از زندان اشرف، همت عالی ماست
سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) درراستای این فریب کاری کنترل خود براسراء را شدید ترنموده وگشتی های خود راافزایش دادند وبرقطروارتفاع سیم های خارداربرای جلوگیری ازفراراسراء افزودند وپرده اخراین نمایش مضحک،مصاحبه بافرزندان ما بود که با زور واجبار وتهدید وارعاب صورت گرفته است.
مجاهدین از بی هویتی در بین خانواده های اعضا و مردم ایران رنج می برند
تجربه سرکوب در درون مجاهدین نشان داده است پیگیری خانواده های اعضای ناراضی مجاهدین باعث تقویت روحیه آنها در برابر فشارهای مجاهدین می شود و سرانجام اعضای ناراضی به دنیای آزاد خواهند رسید و مجاهدین بار دیگر مانند همیشه رسواتر خواهند شد.
موضع رسمی دولت امریکا در قبال وقایع کمپ اشرف
ادعاهایی در طی سال مطرح گردیده است که به برخی از سه هزار و چهار صد عضو گروه تروریستی مجاهدین خلق که در کمپ اشرف بسر می برند اجازه و آزادی خروج از کمپ داده نشده است. این مسئله توسط تهدید های سران سازمان مجاهدین خلق که تهدید به انتقام نموده اند انجام شده است. این اتهامات توسط برخی از ساکنان سابق کمپ اشرف که از آنجا خارج شده اند مطرح شده است. افراد می گویند که تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند. مثلا برخی مدعی شده اند که با تهدید زندان انفرادی و انتقام از خانواده ها از خروج و جدایی آنها جلوگیری شده است.
گزارش حمله فرقه رجوی به خانواده های جلو درب اشرف
صبح روز پنج شنبه گذشته افراد مجاهدین بصورت مخفی شروع به کار گذاشتن بلند گو هایی در صد متری درب ورودی کمپ نموده و در ساعت ده و نیم شب با آوردن حدود دویست تن از اعضا شروع به فحاشی همزمان بر علیه خانواده ها نمودند. آنها در این سناریوی خود از بلندگوهایی قوی که صبح همان روز کار گذاشته بودند استفاده می کردند. مجاهدین سپس بیشترین سعی خود را کردند تا شاید بتوانند واکنش خانواده ها را که در پشت درب های بسته بودند برانگیخته و کار را به خشونت بکشند.
گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت سوم
آقای نصیر حیدری: شکنجه واقعی را با همه وجودم در قربانگاه اشرف لمس کردم. بعد از داستان چک امنیتی همه مواردی که رهبران مجاهدین به عنوان ارزش توی ذهن من کرده بودند یکی یکی زیر علامت سوال رفت بتدریج به همه چیز شک می کردم و در این رابطه با آنها درگیری داشتم.
گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت دوم
سایر بچه هایی که با من در یک سلول بودند اعتقاد داشتند بازجوهای سازمان برای ایجاد رعب و وحشت رگ علیرضا را زده اند و می گفتند علیرضا دروغ می گوید که اقدام به خودکشی کرده است به او گوشزد کرده اند تا در باره ی شکنجه و آزارش با کسی حرف نزند. یادم است علیرضا طاهر لو را چون خیلی شکنجه کرده بودند سلول به سلول بازجوهای سازمان می چرخاندند تا سایر بازداشتی ها را بترسانند.
مسعود رجوی طاقت شنیدن صدای مخالفان و منتقدان را ندارد
دمکراسی که خانم مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی در وصف آن می گویند و قرار است برای پیر و جوان به ارمغان آورند، اگر در فرقه رجوی و بین اعضاءِ وجود داشت، امروز چند هزار نفر مظلومانه در عراق گرفتار نمی شدند و به زنجیر کشیده نمی شدند، وقتی هر در و پنجره ای برای رهایی و فرار از زندان بسته است، فقط مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو فرمان می دهند و دیگران محکوم به اطاعت اجباری هستند نه آزادی وجود دارد و نه دمکراسی، بلکه خفقان مطلق است.
شکست فرقه رجوی و اجرای فرمان مسعود
بعد از 6 مرداد فرقه رجوی که در عراق راه بیرون رفتن از بحران موجود در داخل کمپ که با آن دست به گریبان است را پیدا نکرد. رجوی برای از هم نپاشیدن درون تشکیلات در عراق و در تشکیلات خارجه در شرایط فعلی با ترساندن آنهایی که در قرارگاه جدید عراق هستند و می خواهد جلوی ریزش های موجود را بگیرد به همین خاطر جانشین مسعود در فرانسه فرمان مسعود را که گفته بود اگر یک روز دیدید که شکست می خوریم اول جدا شده ها را قتل عام بکنید اطاعت کرده و چماقداران فرقه رجوی به نمایشگاه ایستگاه مترو راه آهن شهر سرژی پونتواز که در شهر پاریس برگزار شده بود حمله کردند و تعدادی از رفیقان ما و دوستان تلاشگر حقوق بشر در خارجه را مجروح و زخمی کردند
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت هشتم
وقتی از زندان مخوف اشرف به قرارگاههایمان منتقل و وارد یگانها شدیم مستمراً برایمان به اصطلاح به پا می گذاشتند و شدیدا تحت نظر بودیم در همین به پا گذاشتن ها یک نفر را فرستاده بودند از من حرف بکشد او کامبیز نام داشت. در یکی از روزها کامبیز به سوی من آمد و بعد از احوالپرسی گرم گفت: پرویز احمدی (در دوران چک امنیتی حین بازجویی و شکنجه کشته شد) خیلی آدم آقائی بود و خیلی مهربان.
همه از مرگ می ترسند مریم قجر عضدانلو از جداشدگان
بر اساس تجربه عینی و بودن در مناسبات این فرقه و با تاکید مکرر بگویم که این فرقه تروریستی رجوی ماهیتی به جز خشونت و ترور راه دیگری برای بقاء بلد نیست و از همین عملکرد های خشونت بارش در کشورهای ازاد اروپایی نسبت به منتقدان و جدا شده هایش می شود فهمید که در داخل مناسبات بسته اش در پادگان عراق جدید اشرف سابق چه اعمالی در مورد اعضاء نا راضی انجام گرفته و اکنون نیز ادامه دارد
کتک زدن مخالفان از اشرف تا فرانسه وتا هر کجای دنیا
این بی دلیل نیست که این سازمان تا آنجا که دستش میرفت خود را آلوده عملیات تروریستی کرد چرا که خود بنا بر تصمیم خود حکم میراند و آنرا اجرا میکرد. حالا چه کسی این اجازه را به او داده بود بماند اما مهم این بود که طرف مقابل بر ضد رجوی حرف زده و یا از او انتقاد کرده. شما ببینید در سالهای 60 چه اتفاقاتی افتاد و همین برخوردها باعث بسته شدن فضای باز سیاسی شد.
این برای اولین بار نیست و احتمالا اخرین بار هم نخواهد بود
این برای اولین بار نیست که من از دست عناصر فرقه رجوی کتک می خورم و خونی مالی می شوم. دقیقا یادم هست که برای اولین بار که در فرقه رجوی کتک خوردم در اسفند ماه 1363 در زندان منصوری ساختمان اطلاعات بود. در زمانی این مسله اتفاق افتاد که مریم قجر عضدانلو به عنوان همردیف مسعود خان توسط خان انتصاب شده بود. در یک همه پرسی که توسط ابراهیم ذاکری انجام شد وبعد از گرفتن گزارش از نفرات که نظرات افراد را می خواستند , تمامی مخالفین و کسانی که معترض بودند را جمع کردند به زندان منصوری و تعدادی را هم به زندان محمد مقدم در ماوت بردند.