جلوگیری از ملاقات خانواده ها

گزارش حمله فرقه رجوی به خانواده های جلو درب اشرف

این گزارشی است کوتاه و منطقی در رابطه با انبوهی از بیانیه هایی که سازمان تروریستی مجاهدین خلق در روز های اخیر در خروجی های غربی خود بیرون داده است. انتشار این گزارش در جهت آگاهی علاقه مندان به این موضوع بوده و ماوقع را بصورت خلاصه تشریح می کند. چه چیز باعث گردید ماموران سازمان مجاهدین خلق به خانواده ها حمله ور گردند؟ فاکت اولیه و پایه ای که بیش از هر دلیل دیگری خود نمایی می کند این است که رهبران سازمان مجاهدین خلق بعد از 66 روز بست نشستن خانواده ها هنوز در مقابل ملاقات خانواده ها با جگرگوشگانشان مقاومت می کنند. رهبران مجاهدین خلق تا کنون اجازه نداده اند که خانواده ها حتی برای دقایقی چند فرزندان خود را ملاقات کنند. شواهد و مدارک غیر قابل انکار نشان می دهند که سازمان مجاهدین خلق شروع کننده خشونت بوده این خشونت با برنامه ریزی قبلی و هماهنگی های گسترده انجام گرفته است و تمامی سیستم های مجاهدین خلق برای اجرای نقش خود در این برنامه در آمادگی کامل بسر می برده اند. این آمادگی بخصوص در قسمت تبلیغات و دروغ پراکنی معروف فرقه بشدت بالا بوده است که نتیجه آن انبوهی اطلاعیه و دروغ پردازی بوده که بزور پول و تبلیغات بیرون داده شده است. خانواده ها در آغاز هفته ها را به امید دیدار با فرزندانشان در جلوی درب قرارگاه سپری نمودند ولی رهبران فرقه مجاهدین خلق به هیچ وجه اجازه چنین ملاقات هایی را به این پدران و مادران ندادند. خانواده ها که مستاصل شده بودند و طاقت دوری بیشتر را نداشتند شروع به استفاده از بلندگوهایی نمودند تا شاید بتوانند نظر افراد مستقر در داخل کمپ اشرف را جلب کنند. آنها امیدوار بودند که فرزندانشان از حضور آنها در جلوی درب قرارگاه اشرف مطلع گردند. هفته گذشته خانواده ها تصمیم گرفتند تا در ضمن درخواستهایشان به افشاگری بر علیه فرقه و رهبران آن نیز بپردازند. آنها در پشت بلند گو شروع به خواندن و پخش مصاحبه های خانم بتول سلطانی (عضو جدا شده از شورای رهبری فرقه مجاهدین خلق) کردند. رهبران فرقه با اعتراض به این مسئله به نیروهای عراقی مسئول کمپ شکایت بردند و اظهار نمودند که خانواده ها در پشت بلند گو به آنها فحاشی می کنند. آنها پخش مصاحبه های خانم سلطانی را بعنوان دلیل مطرح نمودند. رئیس نیروهای مسئول کمپ اشرف از خانواده ها توضیح خواست که آنها متن ترجمه شده عربی مصاحبه های خانم سلطانی را در اختیارش قرار دادند. مجاهدین خلق یک باصطلاح بیمارستان درست در جلوی درب قرارگاه تاسیس کرده اند و نام آن را "بیمارستان شماره دو" گذاشته اند. فقط افراد مورد اعتماد در بین رهبری و اعضای بالا فرقه می توانند به این محل تردد کنند. با این وجود پخش سخنان خانم سلطانی از پشت بلندگو باعث گردید که افرادی که به این محل تردد داشتند تحت تاثیر قرار گیرند. تاثیرات به حدی بود که برخی از این افراد شروع به ارتباط برقرار کردن با خانواده ها از راه دور و با استفاده از علائم و دست و غیره بنمایند. برخی حتی بصورت علنی خانواده ها را تشویق نموده و خواستار ادامه تحصن آنها شده و اشاره می کردند که مایوس و تسلیم نشوند. خانواده ها در یک حرکت خود جوش و جالب تصمیم گرفتند در مقطعی صدای خنده یک بچه دو ساله را از طریق بلندگو به افراد داخل کمپ اشرف برسانند. میدانید که افراد داخل کمپ اشرف چندین دهه است که چنین صدایی را نشنیده اند. این مسئله تاثیر زیادی روی افرادی از فرقه که نزدیک تر به درب بودند گذاشت بطوری که برخی لبخند به لب آوردند و چهره هایشان باز شد. این البته مورد توجه سران مجاهدین خلق هم قرار گرفت و باعث گردید که بشدت بر خود بلرزند. سه روز قبل آقای ایمان یگانه خراسانی از مشهد بعد از بیست و دو سال با کامیونی که بخاطر مسئولیت کاری در اختیار داشت به سمت درب قرارگاه آمد و خود را تسلیم نیروهای عراقی نمود. وی بعدا به جمع خانواده ها پیوسته با آنها گفتگو نمود. ایمان به ایران اینترلینک گفت: "چندی قبل از نوروز رهبر قسمت اول شروع به فحاشی بر علیه خانواده ها نمودند. من از او سوال کردم که چرا به خانواده ها ناسزا می گوید؟ وی جواب داد که آنها توسط رژیم ایران فرستاده شده اند. من گفتم حتی اگر چنین باشد شما حق ندارید به مردمی که برای دیدار فرزندشان آمده اند ناسزا بگویید و اضافه کردم که آیا اگر خانواده من هم بیایند شما میخواهید همین حرف ها را به خواهر و مادر من هم بزنید؟ در این لحظه دیگر صبرم تمام شد و به آنها گفتم که بیش از این اینجا نخواهم ماند". ایمان اضافه کرد: "آنها شروع به گذاشتن جلسات مغزشویی کردند ولی بعد از مدتی برایشان مشخص شد که من دیگر نمی مانم. آنها به من گفتند که تا نوروز بمان چون همه تعهد داده ایم که تا نوروز بمانیم و تو باید روی حرفت بایستی." "چند روز قبل از فرا رسیدن نوروز آنها مجددا شروع به تعهد گیری نمودند که همه باید تا نوروز سال دیگر هم در کمپ بمانند و تعهد بدهند که می مانند. من دیگر چاره ای نداشتم بجز این که از کمپ به صورتی فرار کنم. ولی رهبران مجاهدین خلق اکنون هر گونه حرکت یا کار و یا راه رفتن تنها در سطح کمپ اشرف را ممنوع کرده اند. هیچ کس حق ندارد به تنهایی به جایی برود یا کاری انجام دهد". وی چگونگی فرارش را اینطور توضیح داد: "دیروز من در کامیون نشسته و منتظر بودم تا نفر دوم بیاید که با هم به سر کار برویم. وی چند دقیقه ای تاخیر کرد. من از این فرصت استفاده کردم و با کامیون خود را به نیروهای عراق رساندم و از آنها تقاضای حفاظت و پناهندگی نمودم". ایمان به ایران اینترلینک گفت: "رهبران مجاهدین خلق اعضای فرقه را بر علیه نیروهای عراقی شستشوی مغزی داده اند. بنابراین اعضا بشدت از افسران عراقی وحشت دارند. در آن لحظه من ترجیح دادم بدست نیروهای عراقی کشته شوم ولی یک روز دیگر در زندان رجوی نمانم. البته وقتی که متوجه رفتار مودبانه و انسانی عراقی ها شدم از خودم خجالت کشیدم". از زمان فرار ایمان، مجاهدین خلق دیگر به اعضای عادی خود اجازه انجام کارهای خدماتی را نمی دهند. رهبران خودشان این کارها را انجام می دهند. مثلا رهبران هر قسمت شب ها خودشان معابر را جارو می کنند. مجاهدین خلق برای کنترل افراد کمپ با مشکل جدی روبرو شده است. آنها برای جلوگیری از رسیدن صدای خانواده ها به افراد کمپ و جلوگیری از فرار افراد دست به هر کاری می زنند. بعد از فرار ایمان، رهبران مجاهدین خلق تعداد پست های خود در داخل کمپ را زیاد تر کرده و قوانین شدید تری را برای جلوگیری از فرار افراد به اجرا در آورده اند. رهبران مجاهدین خلق اکنون می دانند که دیگر قادر به کنترل انبوهی از افرادی که خواستار خارج شدن می باشند نیستند و اکنون میدانند که خانواده ها به هیچ وجه قصد ترک محل خود در جلوی درب کمپ را ندارند. این بن بست است که اکنون رهبران مجاهدین خلق را وادار نموده تا سناریویی مشابه ژوئیه 2009 را تدارک ببینند و البته این بار گناه را به گردن خانواده ها بیاندازند. صبح روز پنج شنبه گذشته افراد مجاهدین بصورت مخفی شروع به کار گذاشتن بلند گو هایی در صد متری درب ورودی کمپ نموده و در ساعت ده و نیم شب با آوردن حدود دویست تن از اعضا شروع به فحاشی همزمان بر علیه خانواده ها نمودند. آنها در این سناریوی خود از بلندگوهایی قوی که صبح همان روز کار گذاشته بودند استفاده می کردند. مجاهدین سپس بیشترین سعی خود را کردند تا شاید بتوانند واکنش خانواده ها را که در پشت درب های بسته بودند برانگیخته و کار را به خشونت بکشند. برای همگان واضح بود که این نوع حمله بر علیه یازده نفر اعضای خانواده ها که در جلوی کمپ نشسته بودند بیشتر برای این برنامه ریزی شده بود که بتوانند نیروهای عراق را وادار به دخالت کرده و با به خشونت کشاند کار باز با مظلوم نمایی مسائل را مخدوش نمایند. یعنی اگر دقیق تر بگوییم سه هزار و پانصد نفر قربانیان یازده نفر از خانواده های بست نشسته معرفی گردند. حدود ساعتی یک و نیم صبح خانواده ها با توصیه رئیس نیروهای عراقی مسئول کمپ به محلی رفتند تا به نوبت استراحت کنند. ولی دو زن از فرقه مجاهدین خلق بدون هیچ مقدمه ای یکباره ظاهر شده و با چاقو به خانواده ها حمله ور گردیدند. خوشبختانه نیروهای عراقی با هوشیاری و دخالت سریع خود توانستند تا از یک واقعه خشونت آمیز جدی و یک سوقصد با سلاح توسط مجاهدین خلق جلوگیری کنند. مجاهدین خلق تا ساعت سه صبح آن روز به فحاشی های خود از پشت بلند گو ادامه دادند و بعد یک نوار سرود نظامی "پیروزی" پخش کردند و بعد هم اعلام نمودند که در صورتی که خانواده ها درب کمپ را ترک نکنند به این کار خود ادامه داده و دست به اعمال شدید تری بر علیه خانواده ها خواهند زد.
روز جمعه صبح خانواده ها مجددا با روحیه ای بسیار خوب و سرحال در جلوی درب کمپ جمع شدند. آن شب آنها جلوی درب کمپ را چراغانی کردند و "پیروزی" رهبران مجاهدین در شب قبل را جشن گرفتند. آنها شعار میدادند که "جنگ و پیروزی با شما، جشن و سرور و استقامت تا رسیدن به خواسته هایمان از ما". البته همانطور که انتظار می رفت مجاهدین مدعی شدند که نیروهای عراقی و خانواده ها به آنها حمله کرده اند. جالب است که بدانید در صورتی که سران مجاهدین تمامی لحظات این روزها و شب ها را ضبط کرده اند ولی تا کنون حتی یک مدرک و دلیل برای اثبات ادعای خودشان ارائه ننموده اند. البته ایران اینترلینک هم صحنه هایی را از این روزها ضبط نموده است که در آینده پخش خواهد کرد. فیلم ها در اختیار نمایندگی سازمان ملل در عراق قرار خواهد گرفت و به دستگاه قضایی دولت عراق تسلیم خواهد شد و کپی آنها به سازمان های حقوق بشری ارسال خواهد گردید. زن مجاهد خلق چاقوکش هم شناسایی شده است و خانواده ها در پی شکایت رسمی بر علیه وی در دادگاههای عراق هستند. خانواده ها می گویند از این که رهبر مجاهدین مریم رجوی به سازمان ملل نامه نوشته است بسیار خوشحال هستند. آنها بی صبرانه منتظر هستند تا ببینند سازمان ملل چه برنامه ای برای مقابله با گروگانگیری رهبر یک گروه تروریستی دارد و چه اقدامی خواهد کرد. سازمان تروریستی ای که علنی از طرف قاتلینی در امریکا و اسرائیل حمایت می گردند. خانواده ها یک پیام واضح و روشن هم دارند. آنها می گویند بدون فرزندانشان این مکان را ترک نخواهند کرد. آنها همچنین هشدار می دهند که بسیاری خانواده های دیگر گروگانهای فرقه در راهند و بزودی خواهند رسید. خانواده ها همچنین خواستند تا از طرف آنها از همه کسانی که در هر کجای جهان از آنها حمایت کرده و به آنها قوت قلب داده اند تشکر کنیم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا