مرور برچسب

طیبه نوری

چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم

خاطره گویی خانم اعظم نوریخانم نوری یکی از خانواده های فعال انجمن نجات استان مرکزی است. هر چند که خواهرش طیبه نوری از فرقه رجوی جدا شده است ولی کماکان با دفتر انجمن فعال است و می گوید من بدنبال آزادی همه اسیران هستم و هر کاری که باعث

نامه ای به مادرم (طیبه نوری) در آلبانی

امید وارم که حالت خوب باشد وقتی شنیدم که بعد از چندین سال در عراق شما را به کشور البانی منتقل کردند خیلی خوشحال شدم و از طرفی ناراحت بودم که چرا پدرم را همراه شما به آلبانی منتقل نکردند من الان برای خودم یک خانمی شدم اگر بخواهم برای شما…

نامه ای به دخترم که سالهاست در فرقه رجوی اسیر است

ای خدا لعنت کند رجوی و سرانش را که امیدوارم در آینده نزدیک نیست و نابود شوند نه فقط من بلکه خیلی ها را داغدار کردند طیبه جان برای چی و چه هدفی پیش این آدمهای از خدا بی خبر مانده ای می دانی که الان دخترت چند سال دارد و مستمر سراغ تو را می…

نامه نگار به مادرش طیبه نوری؛ اسیر در فرقه رجوی

هر چه فکرش را می کنم که شما برای چه هدفی در آن بیابان و در یک حصار بسته مانده اید به نتیجه مشخصی نمی رسم واقعا این 10 سالی که نزد شما نبودم از خودتان سئوال نکردید که من فرزندی داشتم الان در کجا بسر می برد و بدون محبت مادری چگونه بزرگ شده…

خواهرم ما منتظر رهایی تو از فرقه رجوی هستیم

خدمت خواهر عزیزم طیبه. خواهری که یادگارش نگار است نگاری که بوی تو را می دهد و صدایش تو را می خواهد در نبود تو بایستی اشک بریزد و دل پُر از دردش برای مادرش خون باشد. بچه های ایران زمین از لطف مهر و محبت مادری برخوردار هستند چرا بایستی نگار…

درد دلهای مادر طیبه نوری

من مادرت هستم و خوب شما را می شناسم چه چیزی باعث این کار شده. هر چه فکر می کنم که شما برای چی در آن بیابان برهوت مانده اید عقلم به جایی قد نمی دهد. آیا؟ غیر از اینکه عمر شما دارد تلف می شود کار دیگری هم دارید در کدام کتاب قانون نوشته شده…

نامه دختری رنج کشیده از دوری پدر و مادر

پدر و مادر من اهل سیاست نبودند. گزارشی که افراد جدا شده به ما دادند نشان می دهد که سازمان در ترکیه با فریب و دروغ پدر و مادر مرا به عراق منتقل کرده. قبل از انتقال آنها سازمان به آنها قول داده که بعد از 5 ماه کار در عراق و با کلی پول شما را…

نامه خانم نوری به دخترش طیبه از اعضاء مجاهدین

سئوال من این است که چرا این قدر بی عاطفه شدی؟ ناسلامتی من مادر شما هستم. واقعا خنده دار نیست سازمانی که مدعی است که در تمام نقاط دنیا نفوذ دارد از یک تماس تلفنی با خانواده ترس و هراس دارد. سازمانی که به شما که اعضای به اصطلاح خودش هستید…

اگر تمام دنیا را به من بدهند جای مهر شما را پر نخواهد کرد

شما می دانید من الان چند سالم شده و به چه کلاسی میروم. میدانید وقتی که در کلاسهای تابستانی شرکت کردم روزی که امتحان از ما می گرفتند پرسیدند که نام پدرت چیست؟ اما من متأسفانه ندانستم که باید چه بگویم. میدانید که چقدر دلم برایتان تنگ شده است.

خانه هنوز بوی تو را می دهد

سلام، سلامی با اشک و آه، سلامی با ناله و فغان، سلامی از جان، سلامی به گرمی خون وجودم، سلامی از جگرم که گوشه ای از آن متعلق به توست. دخترم، عزیزم، دلبندم، طیبه جان چرا ما را فراموش کردی. چرا ما را از یاد برده ای. طیبه جان تمامی افراد…