مجاهدین خلق و پایان لیست سیاه و آغاز روزگاری سیاه تر
البته سالها پیش مجاهدین از لیست تروریستی انگلستان و اروپا هم خارج شده بودند و باز قبل تر همچنین ازلیست تروریستی آمریکا، طی این سالیان خروجشان موجب چندان تغییر چشمگیری در درون سازمان و یا در ارتباطشان با سایر گروهها و اپوزسیون نشد که بتوان این پدیده را چنانکه مجاهدین میگویند یک پیروزی چشمگیر یا یک ضربه هولناک برای جمهوری اسلامی تعبیر کرد.
گشتم نبود نگرد نیست!
خود مریم از تمامی این قوانین مستثنی بود! جدیدترین لباسها و ست کردن لنز چشمش با لباس تنش بایستی انجام میشد و کسی هم حق نداشت که بگوید چطور برای خودت به، برای بقیه اه؟! بعد از سال 1372 هم تمامی مسئولین بالای سازمان یا بعبارت درست تر مسئولین نیرویی سازمان، زنان شدند. زنانی که هیچگونه کار تشکیلاتی یا نیرویی نکرده بودند و فقط یاد گرفته بودند که با تحکم و پا فشاری بروی حرف خودشان که غالبا غیر منطقی و نادرست بود به نیروی تحت مسئولیت خود فشار آورد.
سخنی کوتاه با سرکرده فرقه رجوی
به جای این همه یاوه سرائی که در پیامهائی که به دروغ یا راست به تو نسبت میدهند،تمامی پیروزی هایت پیش کش خودت، دست از سر هزاران آدم اسیر و گرفتار کمپ لیبرتی بردار و بیش از این برای خانواده های ایرانی غم و غصه و ماتم درست نکن. همین دردهائی که نصیب هم میهنانمان کرده ای وظیفه و مسئولیت ما اعضای جدا شده فرقه ات و هر انسان با وجدان دیگری را چندین برابر میکند که تا گرفتن حق کسانی که به دست تو و ایادی ناپاکت نابود شده اند
کسی که ادعای ناموس می کند
این روزها آدم شاهد افشاگریهای مناسبات رجوی می شود مغز آدم هنگ می کند و قابل تصور نمی باشد که تا این اندازه رذالت وجود داشته باشد. یادم هست در یکی از نشست هایی که با مسعود داشتیم و محفل مردانه بود و زنان را بیرون کرد و با شروع به بحث های غسل هفتگی و کنترل غریزه جنسی پرداخت و از مردان خواست تا جلوی غریزه جنسی را بگیرند و گفت گوئی ما مرد نیستیم.
نبوغ خانم شصت ساله
در زمان دایی صدام خوش رقصی های زیادی کرد و خوشایند صاحب خانه و رهبر فرقه تروریستی رجوی قرار گرفت و از سر صدقه ی نقش رذیلانه در مورد زنان فرقه، دست برقضا به زعم خودشان موفق هم از آب درآمد و صاحب موقعیت و سمتی شد، امّا امروز ضعف و زبونی خود راهرچه بیشتر نشان می دهد که چه طور عرضه ی اداره کردن فرقه را ندارد و هر روز فرار و خود سوزی هوادران بیشتر می شود.
مترجم شخصی رجوی: مجاهدین به علمیات مسلحانه اعتقاد داشته و دارد
مجاهدین هنوز هم مترصد فرصتی برای ضربه زدن به مردم و کشور هستند. با این حال سرکردگان سازمان می دانند که هرگونه عملیات مسلحانه علیه مردم ایران بهترین بهانه برای اخراج آنها از عراق خواهد بود. از طرف دیگر اسم سازمان از لیست تروریستها حذف شده و آنها نمی خواهند فعلا بهانه ای جدید به دست دولت ایران بدهند. به این ترتیب دستشان بسته شده و الا توقف عملیات تروریستی مطلقا خواست خود اشرف نبود.
زندان یا کمپ پناهندگی، مریم قجر کدام یکی را باور کنیم!؟
بعد از فرار روز افزون نفرات فرقه از لیبرتی مشخص شد که درد اصلی مریم اصلا زندان بودن یا نبودن آن نیست بلکه وی حاضر نیست کسی از عراق خارج شده و یک روز به آزادی دست یابد. او می داند که اگر این محل کمپ موقت ترانزیت باقی بماند نفرات زمان زیادی را در آنجا باقی نخواهند ماند و باید عراق را ترک کنند و این یعنی فروپاشی تشکیلات جهنمی فرقه.
احتمال جدایی دستهجمعی اعضای مجاهدین
در عرض 3 هفته گذشته تعداد 9 نفر از اعضای مجاهدین موفق شدند تا از کمپ لیبرتی فرار کنند و خبرهای جدیدی از مخالفت اعضای داخلی سازمان با دستورات رجوی ارائه کردند که برای اولین بار به صورت آشکار بروز کرده است. رجوی در پیامی از نیروهایش خواسته کسانی که هنوز هم قصد همراهی با سازمان را دارند به صورت کتبی تعهد دهند که تاکنون 300 نفر از امضای این تعهد سرباز زدهاند.
زندگی مخفی یا قتل در جریان کودتای مریم رجوی
گفته می شود مسعود رجوی در تسویه درون گروهی فرقه مجاهدین خلق زندانی یا به قتل رسیده است. بر این اساس وی در جریان کودتای درون گروهی مریم رجوی علیه او، از سرکردگی گروه خلع و از بین رفته است. از این منظر مریم رجوی در کودتایی که به”کودتای مریم” خوانده می شود، مسعود رجوی را کنار گذاشته و اداره امور را در این فرقه به عهده گرفته است.
این همان هزار دستان رجویها است
روزگاری نه چندان دور بود که رجوی دراین نشست برای نفرات جایزه هزار دستان را داد ومنظور از هزاردستان لقب زن های شواری رهبری بود که درآن مقطع رجوی برای بیشتر کردن هیزم جنگ در ایران درسالهای 1376 به آن نفرات داده بود ونفرات غافل ازاین که درآینده چه سرنوشتی دارند اعلام آمادگی کردند که اکثریت آنها دررده (Mجدید) بودند که امروز دیگر از این نفرات اندک باقی مانده است
تبحر خانم رجوی در شغل قبلی
وضعیت ضعیف مریم رجوی در داخل سازمان و نبود مسعود رجوی که هر روز بیش از پیش تاثیرش را در داخل مناسبات میگذارد ,باعث شده که قبل از هر چیز مریم به موقعیت خودش در سازمان بیندیشد, فرار اعضا و اعتراضات مختلف آنها در مقر اروپایی این سازمان در فرانسه این وحشت را ریشه دار تر کرده و بسیاری از مسئولین بالا با حسرت از زمان حضور مسعود رجوی حرف زده و با این کار مدیریت مریم را به چالش میکشند.
راه آزادی زنهای گرفتار در فرقه با گشایش انجمن زنان میسر شد
اول باید به بنیانگذاران این انجمن تبریک بگویم که توانستند آن کمبودی که برای رها یافتن از فرقه وجود داشت را تاسیس کنند تا زنهای گرفتار شده برای آینده خود امید داشته باشند که هم نوع های خودشان برای حل وفصل مشکلاتی که بعد از جدایی دارند، تلاش می کنند. قبل از تاسیس این انجمن کمبودهایی وجود داشت و به همین خاطر زنهایی که در تشکیلات مشکل تشکیلاتی داشتند، نمی توانستند خودشان را از فرقه رها کنند.