پنجشنبه, ۱۱ دی , ۱۴۰۴
شکنجه گری از فرقه رجوی که خودش را مظلوم نشان می دهد 01 آذر 1389

شکنجه گری از فرقه رجوی که خودش را مظلوم نشان می دهد

در شوی مسخره ارتباط مستقیم سیمای فرقه فردی شرکت کرد که سعی داشت چرندیات رجوی جنایتکار را در مورد خانواده ها دوباره نشخوار کرده و اینگونه سران ابله فرقه را مظلوم نشان دهد. وی ابوالقاسم رضایی با نام مستعار محسن می باشد.شنیدن کلماتی از جمله حقوق بشر، جنایت علیه بشریت و جنگ روانی علیه ساکنان اشرف از وی بسیار خنده دار است، شکنجه گری که تعدادی از اعضای خواهان جدایی از فرقه را شکنجه کرده و یا کشته است اکنون مدعی حقوق بشر و جنایت علیه بشریت می شود.

احمد رازانی از قربانیان فرقه رجوی 30 آبان 1389

احمد رازانی از قربانیان فرقه رجوی

درشروع نشست های طلاق اجباری، فرمانده محورهفتم زهرا رجبی صدایم کرد و گفت میخواهم یک حلقه ضعیف به تو بسپارم تا زیر تعلیمات تو نتواند برایمان دردسرآفرین باشد و وقتی خواستم از وضعیت آن حلقه ضعیف بیشتر بدانم با اندکی تندی و تلخی ادامه داد که مشخص است دیگر. وی اهل انقلاب نیست و پای طلاق نمی آید و با انقلاب!!خواهرمریم زاویه دارد.همان ایام شروع آشنایی من با مرحوم احمد رازانی بود ودرگذر زمان و بتدریج دیدم که ایشان مطلقا نه تنها اهل طلاق اجباری نیست

مسئولیت جان گروگانهای مریض در کمپ اشرف بر عهده رجوی است 27 آبان 1389

مسئولیت جان گروگانهای مریض در کمپ اشرف بر عهده رجوی است

برخورد سران فرقه جنایتکار رجوی با اعضاء مریض ؛ همانطور که گفتم رجوی در یک نشست عمومی گفت مجاهد مریض نداریم و نمیتوانیم داشته باشیم و برای همین یک استدلال سخیفی اورد و گفت مریض شدن یک مجاهد بهانه است و طرف مشکل جنسی دارد و به بهانه مریضی در اسایشگاه میخواهد که در خلوت خود به مسائل جنسی فکر کند! سران فرقه اینبار در اوج شیادی به سوء استفاده از این مریضان نگون بخت پرداخته که باید مقصر اینکه این اعضاء به چنین وضعیتی دچار شده اند کیست؟

خانواده ها و خشونت سازمان یافته ی دار و دسته ی رجوی 13 آبان 1389

خانواده ها و خشونت سازمان یافته ی دار و دسته ی رجوی

همواره و از آغاز تاریخ بشر فرقه هایی چون مجاهدین و القاعده سودای مناسبات و جامعه ی تک ساختی را در ذهن پرورانده اند و جهانی را در اندیشه ی بسته ی خود به تصویر کشیده اند که به بهانه ی تامین حوائج و تدارک بهزیستی انسان، بی رحمانه آدمی را تحت سیطره ی همه جانبه قرار داده و طرح خواسته ی افراد و حق انتخاب آزادانه ی آنها معروض فشارهای بازدارنده ی فرقه ای بوده، زیرا فرقه هایی چون مجاهدین هرگز ضرورت احترام به مطالبات و حقوق انسانها را باور نداشته اند.

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل 11 آبان 1389

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل

دو تا از این دخترهای اهل اوور که ترانه منصور را با لهجه خواندند و در سیمای آزادی یکی از آنها را از سر به پایین نشان می داد آن هم نمایی از دور بود یا همین رقص زنها در جشن آزادی مریم و مراسمی که بر پا کرده بودند اینها صحنه هایی است که باید سران مجاهدین را مورد سوال قرار داد. در این رابطه اگر یادتان باشد نشستی گذاشتند و مسئول نشست سعی داشت ما را توجیه کند که این رقص ها به خاطر خواهر مریم بوده و مربوط به مجاهدین نیست و مربوط به اعضای مجاهدین نبود.

نامه حامد صرافپور به خانم کلینتون 04 آبان 1389

نامه حامد صرافپور به خانم کلینتون

رهبران این فرقۀ خطرناک مذهبی که به جرأت می توان گفت اگر به قدرت می رسیدند بسیار خطرناکتر طالبان در افغانستان می شدند، مدتها است که دربهای پادگان اشرف را بر روی خانواده هایی که از راههای دور برای دیدار با فرزندان و یا والدین خود به عراق آمده اند بسته و اجازه دیدار این خانواده ها با عزیزانشان را نمی دهند. فکر می کنم تنها ذکر یک نمونه از این تراژدی کافی باشد که شما عمق این جنایت ضد انسانی را درک نمایید.

خاطرات عبدالحمید هاشمی از دوران اسارتش در اشرف 04 آبان 1389

خاطرات عبدالحمید هاشمی از دوران اسارتش در اشرف

طبق معمول همیشگی آقای رجوی و مریم عضدانلو آرمان گرایی و آزادیخواهی شان وردی بیش نیست و گذشته از حال و روز افراد در سازمان و اسیر نگه داشتن آنها به تمام و کمال و البته برای اهداف جاه طلبانه و قدرت پرستی اش از روز اول و بطور خاص در پی شکستهای بی شمار در روند خط مشی سازمان این سیر و شیوه فرقه گرایانه را با شدت بی انتها به پیش برده است یعنی اختناق و سرکوب هر آنچه که مخالف نظرهای او می باشد.

ملاقات اعضاء جدا شده با عفو بین الملل فرانسه 02 آبان 1389

ملاقات اعضاء جدا شده با عفو بین الملل فرانسه

هیئتی از اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در طی روز گذشته ملاقاتی با مسئولین ذیربط عفو بین الملل داشتند. آنها ضمن تشریح وضعیت خانواده ها در جلو درب کمپ عراق جدید (کمپ اشرف سابق) وضعیت و شرایط اعضاء اسیر در فرقه را تشریح کردند و خواسته های خانواده ها که ملاقات با عزیزانشان است را مطرح کردند. از عفو بین الملل خواستار مداخله برای گرفتن ملاقات خانواده ها برای دیدار با خواهران، یا برادران و فرزندان خود شدند. در طی آن نامه ای به عفو بین الملل ارائه شد.

مقایسه کوتاه بین انسانهای گرفتار در فرقه رجوی و انسانهای گرفتار در معدن شیلی 02 آبان 1389

مقایسه کوتاه بین انسانهای گرفتار در فرقه رجوی و انسانهای گرفتار در معدن شیلی

چرا هیچ مادری در امریکا برای این انسانهای گرفتار شمعی روشن نمی کند و از دولتها و نهادهای حقوق بشری (!) که روزگاری شدیدا اشعار حمایت از انسانها را سر می داد، نمی خواهند مادرانی را که ماههاست در پشت درب قرارگاه اشرف برای یک ساعت ملاقات با فرزندشان در بدترین شرایط آب و هوایی و سخت ترین شرایط زندگی به انتظار نشسته را حمایت کنند و سران جنایتکار رجوی را مجبور نمایند که به این خواسته به حق آنها تن دهند.

آرزوهای مریم رجوی دیکتاتور! 27 مهر 1389

آرزوهای مریم رجوی دیکتاتور!

اخیرا در سیمای فرقه رجوی برنامه ای از مریم قجر پخش شد که از زبان این بانو اشاره ای به آمال و آرزوهایش داشت. او در این برنامه مدعی می شود که خواهان آزادی مردم ایران می باشد. هیچ یک از کلمات تکرار شده مریم قجر از جمله آزادی فردی و دموکراسی و داشتن حق اعتراض و آزادی بیان و… در ایدئولوژی فرقه ای رجوی ها جایگاهی ندارند نگاهی گذرا به مناسبات این فرقه در اشرف بیانگر این ادعا است.

نامه سرگشاده علی قشقاوی به خانم هیلاری کلینتون وزیر محترم امور خارجه آمریکا 25 مهر 1389

نامه سرگشاده علی قشقاوی به خانم هیلاری کلینتون وزیر محترم امور خارجه آمریکا

جای بسیار خوشحالی است که وزارت خارجه امریکا در بعضی از گزارشات خود نام”شورای ملی مقاومت”را اسم مستعار مجاهدین معرفی میکند اما براساس شناخت ما از این فرقه تروریستی باید برای هرچه بیشتر محدود کردن این فرقه قاطعیت بیشتر بخرج داد و در درجه اول برای نجات افراد معترض در درون فرقه کمک کرد.

مادر اسماعیل ونک: درد خودم را به چه کسی بگویم! 25 مهر 1389

مادر اسماعیل ونک: درد خودم را به چه کسی بگویم!

هر چه فریاد زدم حنجره خودم را پاره کردم که من بعد از چندین سال می خواهم فرزندم را ملاقات کنم کسی جواب مرا نمی داد. آیا سران سازمان خودشان را جزء انسان می شمارند؟ چگونه اینها دم از آزادی و دفاع از حقوق بشر می زنند؟ به چه کسی درد خودم را بگویم؟ به حقوق بشر، به صلیب سرخ و یا سازمان ملل؟

blank
blank
blank