آرزوی شکنجه گران فرقه رجوی برای تهران
اگر می خواهید آینده تهران هم مثل اشرف باشد این شهر دیگر شما را نمی خواهد. چون فرزندان این شهر و شهرهای دیگر همین پایتخت آزادی شما را از نزدیک لمس کرده اند و خانواده ها 2 سال است تا بن استخوان آزادی شما را لمس می کنند و سالها شکنجه نفرات به خاطر عقایدشان که نمی خواستند ایدئولوژی شما را قبول کنند یا آنها را سربه نیست کردید ویا از روی فشار مجبور به خودسوزی و خودکشی کردید. آیا ایده شما برای آینده تهران همین هاست که در جلو چند نفر در ژنو صحبت کنید، این ایده دیگر مورد قبول نیست چون خیلی ها دیده اند که شما چطور مردم عادی را زیر پاهایتان له کردید.
راه حل سوم خانم مریم رجوی!!؟
با اینکه هنوز هم جامعه جهانی با تاکید و اطمینان از تولید بمب هسته ای در ایران صحبت نمی کند، خانم رجوی پزش را میدهد که «مقاومت ایران» – که یکی از القاب شرمګینانه مجاهدین میباشد- مفتخر به جاسوسی برای بیګانګان ګشته و این اطلاعات را در اختیار آنها قرار داده است.مریم رجوی به وضوح میدانسته که آن کشورهایی که ایشان از آنها درخواست بکار ګیری راه حل مورد نظرش را دارد، به اندازه کافی بمب اتم و دیګر سلاح های اتمی و غیر اتمی را در اختیار دارند اما ایشان هیچګونه اشاره ای نکرده و مقایسه ای به عمل نیاورده است
و اما درخواست پناهندگی رجوی!
دولت عراق و هموطنان عزیز بایستی به این موضوع توجه داشته باشند که رهبری مجاهدین مدام در تلاش است با جاری کردن خونهای اشرف نشینان، از یکسو می خواهد هرچقدر ممکن باشد نیروهای معترض و یکبارمصرف را به کشتن دهد که فردا مدعی او نباشند، و از سوی دیگر هم تلاش بر این دارد که با خونهای ریخته شده هیاهوی جهانی براه انداخته و سازمانهای حقوق بشری را وادار به دخالت نماید و در این میان راه خروج خود و بخشی از سران فرقه را هموار سازد.
گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین- قسمت هفتم
نیروهای موجود در سازمان نیز این را باور داشتند که جامعه ایران دیگر نیروی خشونت بار را نمی خواهد و اگر هم حمایتی از سوی ارگانهای بین المللی برای اپوزوسیون باشد نیرویی هایی مدنظر خواهد بود که آنان در هیچ اقدام خشونت آمیز حضور نداشته باشند. بدین ترتیب مسعود برای سرپوش گذاشتن به تحلیلهای غلط خود دست به یک اقدام ایدئولوژیکی زد که نیروها ذهنشان کمتر در وادی تحلیل های سیاسی باشند. و با سازوکار مباحث نشست طعمه سعی نمود آنها را در درون با ایجاد فضای پلیسی درگیر مشکلات خرده ریز کند.
رهبر عقیدتی مجاهدین، یک بستر و دو رویا
این روزها رهبر عقیدتی مجاهدین در بن بست گریزناپذیری گیر کرده است. او میبایست برای تخلیه کادرهای تشکیلاتی و افراد از اشرف که سالهای متمادی تحت شستشوی مغزی قرار دارند قبل از پایان سال میلادی اقدام کند. اشرف به مثابه ظرف ایدئولوژیک و سیاسی و در واقع همه ی موجودیت مجاهدین از دیدگاه مسعود رجوی تلقی و تعریف شده است. حال او در میان انتخاب بین بد و بدتر قرار گرفته است. بی تردید، این امر وضعیت دشواری برای رهبر عقیدتی مجاهدین
سراب آزادی زنان در فرقۀ رجوی
هرچه زنان بی دست و پا تر و کم سوادتر بودند (و بیشتر در مقابل تمامی خطاها و استبداد تشکیلات سکوت کرده و خط مورد نظر رجوی را پیش می بردند و به مانند ابزاری در دستان تشکیلات بودند) در رده های بالاتر قرار می گرفتند!، و این تنها قانون حاکم بر تشکیلات زنان بود… همچنانکه هر چه بیشتر فحش می دادند و می توانستد با مردان دعوا کنند جایگاه بهتری پیدا می کردند و هر کس اعتراضی می کرد یا متوجه موضوعاتی می شد بلافاصله از سازمانکار خود برکنار و به قسمت های دفتری و ستادی منتقل می شد
خاطره ای از ابوالفضل فریدونی از اعضاء جدا شده از مجاهدین
تازه داشتم میفهمیدم که چرا این آقای مهدی افتخاری فرد مهمی است. فرد مهمی بود چون رجوی می خواست به هر نحو شده سرش را زیر آب کند. آخر او تابویی را شکسته بود که جرمش حداقل مرگ است. او زیر بار به اصطلاح انقلاب مریم و شهوترانی مسعود نرفته بود و نخواسته بود به این موضوع اذعان کند که مریم قجر عضدانلو یک شبه رهبر شده و این موضوع هم اصلا هیچ بوی گندی نمیدهد بلکه فقط یک جور انقلاب است، یک انقلاب ایدئولوژیک، یک انقلاب رهاییبخش، انقلابی که با آن همه زنها به رهایی میرسند و با آزادی کامل میتوانند زیرآب خانواده و همسر و فرزند را بزنند
فاجعه انسانی یا رهایی اسیران دربند افکار و ایدئولوژی فرقه ای
سال 2011 میلادی آخرین ماهها و روزهای خود را طی میکند و فقط کمتر از 2 ماه به پایان سال باقی مانده است. دولت مردمی عراق قصد دارد تا در پایان سال پادگان عراق جدید(کمپ اشرف) را که پادگان و زمین خودش میباشد را از فرقه رجوی پس بگیرد و درب این پادگان اهدایی صدام حسین به رجوی را برای همیشه ببندد. این موضوع یعنی تعطیلی این پادگان در زمان مطرح شده از ماهها قبل به مسئولین و گردانندگان این فرقه اعلام شده است
نامه سرگشاده به وزیر خارجه ایالات متحده در رابطه با مجاهدین
رهبران این فرقه به ما فشار آورده بودند و القا کرده بودند که اگر از کمپ اشرف برویم نابود می شویم و من هم احساس می کردم اگر کسی از این فرقه بالای سرم نباشد در این دنیای بزرگ من از بین خواهم رفت چون به ما اینگونه القا شده بود و تشکیلات را قبول کرده بودیم اما بعد از مصاحبه آخر متوجه شدم دنیای خارج از اشرف هم وجود دارد و انسانها خودشان سرنوشت خودشان را ورق می زنند و تنها کسان فاسدی که من دیدم رهبران فرقه سازمان مجاهدین است
خاطرات نشست طعمه در فرقه رجوی – قسمت دوم
نشست طعمه به جای این که مشکل افراد راحل کند به ضد افراد تبدیل شد. رجوی فکر کرد با فحش های رکیک و با زور و فشار می تواند اعضای خودش راوادار کند که خط وخطوطش را پیش ببرند. بعد از نشست طعمه درمقرموزرمی هر روز نشست های تیغ و تیغ کشی برقراربود کینه های افراد نسبت به شورای رهبری ضریب خورده بود برای خود شورای رهبری این موضوع کاملا جا افتاده بود در همان زمان چند نفراعلام بریده گی کردند به اکثرافراد که نگاه می کردم روی چهره آنها غم نشسته بود.
در فرقه رجوی گریه ممنوع است!
سالها در اشرف یاد گرفته بودیم که گریه کردن یک ترفند و ردگم کنی است و نشان از تناقضات عظیم درونی دارد و نباید گریه کرد! اما با تعجب زیاد در صحنه های نمایشی تشییع 35 قربانی اخیر که رجوی گرفت، دیدیم خیلی از بچه های اشرف دستمال بدست گریه می کنند!! که البته این رنگ عوض کردنها از آقای مسعود رجوی تازگی ندارد
خواست درونی بچه های اشرف
اغلب بچه های داخل اشرف انتظار ذره ای مردانگی و یک انتقاد بسیار کوچک از تو دارند، آقای مسعود رجوی شما که اینهمه دم از”انتقاد” و”انتقاد از خود” میزدی و اصلی ترین اصل تشکیلات خود را”عملیات جاری” می نامیدی، پس چرا خودت وارد گود عملیات جاری نمی شوی، فکر نمی کنم معصوم از گناه باشی و دامنت از همه ما رنگین تر و خونین تر است و ای بسا که از آن سر طیف یعنی اوج ناپاکی و انتهای طیف رذالت و پستی در حال سقوط هستی، عمر همه ما را تلف کردی