خروش اشرف یا فروش اشرف
این خروش اشرف است یا فروش اشرف که با قیمت گذاری روی بنگال و جرثقیل و…. بنا گذاشته شده است؟ پس جایگاه انسانها در فرقه رجوی کجاست؟ برای رهبری فرقه مال و اموال بیشتر ارزش دارد یا جان انسانها؟ در گذشته رهبری فرقه در پیامی گفته بود اگر دولت عراق بخواهد ما اشرف را ترک کنیم بایستی 200 میلیون دلار به ما قرامت بدهد. اگر توجه کرده باشید بعد از هر درگیری با سربازان عراقی فرقه اطلاعیه می دهد و اولین موردی که روی آن انگشت می گذارد قیمت امکانات اشرف است.
خانواده فاطمه طهوری: تناقض در گفتار و عملکرد رجوی موج می زند
خانواده فاطمه طهوری پس از حضورشان به جلوی درب اشرف اظهار داشتند: مطالب زیادی را از سازمان خوانده و یا از شما بازگشتی ها شنیده بودیم ولی تا موقعی که ندیده بودیم برایمان مسجل نشده بود وقتی وضعیت افراد را در اشرف دیدیم که آنها حتی به دستور سازمان جرات بالا کردن سرشان را هم ندارند و مثلا خانم ها می خواستند سرشان را بالا کنند می ترسیدند , خوب فهمیدم جه بر سر آنها آوردند.
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی
اشرف دختر مریم تو قسمت خواهران بود حتما رفتار و کردارش را خانم مرضیه قرصی بهتر می دانند و شناخت دارند محمد یا مصطفی پسر مسعود (که البته اسمش مصطفی بود اما به او می گفتند محمد) که حالا باید بحثش باز شود حتما در جریان هستید این مصطفی فرد بریده بود، حالا تناقضاتش که جای خود را دارد ایشان کاملا بریده بود ولی به هیچکس اعلام نکردند سعی کردند این موضوع را مخفی کنند به جهت اینکه بریده بود هیچ نشستی برای وی ترتیب ندادند فقط دو یا سه کادر مشخص سازمان (مورد اعتماد مسعود رجوی) با مصطفی به طور مستقیم سر و کار داشتند
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت دوم
اینبار می خواهم بدانید که چطور برای القای فکری انسانها قرنطینه می شوند. در سال 73 یکسری از افراد انقلاب درونی را قبول نمی کردند و می گفتند گفته های مسعود را به عنوان مبارزه سیاسی قبول داریم اما گفته های مریم درباره انقلاب درونی را قبول نداریم. اینها 6 ماه قرنطینه شدند و سرانجام بعد از سر به نیست شدن چند نفر و اعدام و شکنجه هزاران نفر القای افکار جدید فرقه گری را به لایه سوم سازمان قبولاندند. آنها بعد از بازگشت طوری عقده ای شده بودند که به کسی رحم نمی کردند و حتی به خواهر و برادر تنی اعتمادی نداشتند اگر چه درون این نفرات ضدیت موج می زد اما روح مرده و دل شکسته جسارت را از آنها گرفته بود و اینگونه دو چهره گی در تشکیلات رواج پیدا کرد…
سرکوب و سانسور روش های دمکراتیک! رجوی برای حفظ اشرف
رجوی دیکتاتور در آخرین مرحله حیات ننگین خود نیز نمی تواند دست از سرکوب برداشته و فقط با برپایی فضایی نظامی و ایجاد سانسور و اختناق مطلق می خواهد مانع از فرار نیروها گردد. هر چند رجوی ها با تمام توان و با استفاده از روش های سرکوبگرانه قصد ایجاد جو رعب و وحشت را در بین افراد اسیر در اشرف داشته اند اما علیرغم این تمهیدات، باز هم بعد از فرار آقای یگانه تاکنون 7 نفر از جهنم رجوی در اشرف فرار کرده اند
رجوی ها قیمت بقاء خود را از جان اسیران اشرف می دهند
می بینید چگونه رجوی شیاد اسیران در بند را با فریب آش و لاش می کند؟ فقط بدنبال این است که صحنه های خونین خلق کند و فتیله گرد و خاک را در خارجه بالا ببرد. در زمان حیات پدر خوانده اش (صدام) می گفت به هیچ وجه حاضر نیستم یک قطره خون از بینی شما ریخته شود چون شما جگر گوشه های من هستید! ولی امان از زمانی که استراتژی هایش به بن بست بخورد آنوقت برای حفظ بقای رهبری عقیدتی شیاد همه بایستی له و لورده شوند.
چگونه رجوی دعوی پیامبری می کند؟!
واقعیت این است که از زمان تحصن خانواده ها در ورودی اشرف که قریب یک سال می گذرد، رجوی هنوز نتوانسته راهکار تدافعی مناسبی در جهت خاتمه دادن به تحصن آنها اتخاذ کند. تلاش های مذبوحانه به اصطلاح سیاسی و رایزنی ها و لابی های گسترده در این مدت نه تنها مشکلی حل نکرده که با پیوستن گروهی خانواده های عراقی به متحصنین شرایط را برای رجوی سخت تر کرده است.
مسعود رجوی برای خشونت در عراق زمینه چینی می کند
مسعود رجوی در این پیام اعضا را به خشونت میخواند و میگوید: از این پس قاطعانه می گوییم که جواب تعرض و سنگ و مُشتِ وحوش مزدوران، سنگ و مشت و دفاع تمام عیار است. یکباردیگر نیز مسعود رجوی در سالهای دور در ایران اعلام کرد و گفت: وای به روزی که تصمیم بگیریم جواب مشت را با مشت و گلوله را با گلوله بدهیم و همین جمله روزها و سالهای پرخشونت و مرگ هزاران نفر را رقم زد و مجاهدین بعد از آن تا توانستند دست به ترورهای کور و انفجار و خشونت زدند
سرنگونی باصطلاح ۱۲ ماهه مریم قجر
وقتی می گوییم ابله ترین زن در دنیا مریم قجر است سئوال نکنید چرا؟ یک سال پیش در یک سخنرانی و ژست سیاسی گفت: اگر غرب چوب لای چرخ ما نگذارد ما 12 ماه حکومت ایران را سرنگون خواهیم کرد. دقیقا مثل شوهر دومش! در خارجه کارش شده قُمپز در کردن بی حد و مرز و خنده دار! بایستی به مریم قجر گفت شما که با غرب نسکافه می خورید. به جای چوب لای چرخ، شما را دارند حلوا، حلوا می کنند. 12 ماه جای خود، 30 سال است که گذشته و خانم قجر هیچ غلطی نکرده!
مسئولیت جان انسان های اسیر در قرارگاه اشرف بعهده کیست؟!!
واقعیت این است که مسئولیت مرگ این افراد و آنگونه که سازمان اعلام و مدعی آن است، پیش از هرکس متوجه خود سازمان است. اگر موضوع و صورت مسئله را ورای تنگ نظری های فرقه ای و تشکیلاتی و امنیتی سازمان نگاه و داوری کنیم، هیچ عقل سلیم و انسان نورمالی به صرف شروطی که سازمان مطرح می کند، نمی تواند شاهد مرگ انسان هایی باشد که با کمی عقلانیت و دوراندیشی و حتی لحاظ منافع و سود و زیان های تشکیلاتی و گروهی، می شود از مرگ آنها جلوگیری و ممانعت کرد.
پیام مقابل به مثل رجوی دجال یا دستور مرگ جمعی اعضا در اشرف
واقعیتی که رجوی همیشه از آن فراری است بحث حضور غیر قانونی مجاهدین در عراق است که با دخالت های بی جا در کشور عراق مورد توجه مردم و دولت قرار گرفته است و همان طوری که دولت عراق از تابستان سال قبل خواهان تعیین تکلیف و اخراج آنها می باشد از مسئولین فرقه رجوی خواست که تکلیف و وضعیت خود را روشن نمایند.علاوه بر این حضور خانواده ها در طول 11 ماهه گذشته خود دلیلی است که رجوی برای فرار از بحث ملاقات با خانواده ها به دنبال مسائل دیگری با عراقیان و یا حتی خانواده بر آید.
صحنه جدید از مغز شوئی فرقه رجوی
. آیا این گناه است که به خاطر عزیزان خود به هر دری می زنند و آن رهبر منفور فرقه نام اجیر شدگان به آنها گذاشته است و یا در جلو درب اشرف هنگامی که با صدای بلند نام عزیزان خود را صدا می زنند به آن خانواده مظلوم نام زوزه کش می گذارد و بالا ترین ارزش ایدئولوژیکی خود را که به نفرات اسیر القا می کند نرفتن به ملاقات می داند و نام این را هم تراز جدیدی از مرزهای بالا بلند ایدئولوژیکی و سیاسی مجاهدین می نامند وای بر تو که ارزش ایدئولوژی خود را اینطور نمایان می کنید که در دستگاه فرقه گری به ملاقات نرفتن و دوری جستن از خانواده را ارزش می دانید.