جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
نامه جواد نصیری به برادرش هادی نصیری در کمپ مجاهدین خلق 07 بهمن 1402

نامه جواد نصیری به برادرش هادی نصیری در کمپ مجاهدین خلق

هادی جان سلام. امیدوارم حالت خوب باشد و هنوز از آن عشق و علاقه ات به ایران و سمنان و خانواده چیزی باقی مانده باشد. ما اینجا حالمان خوب است. من پس از سالها کار و تلاش و خدمت اکنون بازنشسته شده ام و در باغ سرگرم هستم . اما باور کن هیچگاه از خاطر […]

نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی 07 بهمن 1402

نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی

مصطفی جان سلام حالت چطور است؟ می دانی چند سال است که منتظر تماسی از طرفت هستم؟ می دانی تا به حال چند نامه برایت نوشته ام؟ من همچنان منتظر هستم که جواب برادر نگران و چشم انتظارت را بدهی. من می دانم و محدودیت هایت را درک می کنم و بابتش خیلی متاسف هستم. […]

نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی فروغی در کمپ مجاهدین در آلبانی 03 بهمن 1402

نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی فروغی در کمپ مجاهدین در آلبانی

مصطفی جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. زمانی در خارج خاطرات خوبی با هم داشتیم، هیچ وقت خاطرات گذشته را فراموش نمی کنم، ای کاش پیش هم بودیم. در نامه های قبلی نکاتی را قید کردم که از وضعیت تو آگاهم و لازم به تکرار نیست. خواهش می کنم مواظب خودت باش و غصه نخور، […]

نامه یوسف نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی 02 بهمن 1402

نامه یوسف نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی

محمد جعفر برادر عزیزم سلام . حالت خوب است؟ امیدوارم نامه مرا بخوانی، هر چند می دانم که به نامه من به سختی دسترسی پیدا می کنی. نمی دانم چقدر در جریان هستی؟! اما من و کل خانواده بخصوص پدر و مادر خیلی نگرانت هستیم و به تو فکر می کنیم. همیشه این سئوال در […]

پیام علی اصلانی برای برادرش سیفعلی اصلانی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 30 دی 1402

پیام علی اصلانی برای برادرش سیفعلی اصلانی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

روز چهارشنبه 27 دیماه جاری اعضای انجمن نجات گیلان با حضور در منزل برادر چشم انتظار سیفعلی اصلانی از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق با این خانواده دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار تحولات آلبانی، اهداف پیش روی انجمن و وضعیت اعضا در درون تشکیلات مورد بررسی قرار گرفت. علی پور احمد مسئول […]

پیام اقدس رضایی برای پسرش محمد مشایخی در کمپ مجاهدین خلق 25 دی 1402

پیام اقدس رضایی برای پسرش محمد مشایخی در کمپ مجاهدین خلق

خانواده مشایخی از خانواده هایی هستند که سالهاست به واسطه قدرت طلبی سران سازمان مجاهدین خلق از هر گونه ارتباط و دیدار با عزیزشان؛ محمد مشایخی محروم مانده اند. سران سازمان مجاهدین سالهاست که ضمن در اسارت نگه داشتن محمد مشایخی، مانع تماس ایشان با خانواده اش شده اند. این کمترین حق هر خانواده است […]

نامه مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 25 دی 1402

نامه مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

رضا جان سلام اوضاع و احوالت چطور است؟ دلمان هوایت را کرده. هوای آن روزهایی که همگی کنار هم بودیم. نمی داتم تو در تمام این سالها که از ما دور بودی، دلت خواسته که تماسی با خانواده بگیری و احوال ما را جویا بشوی یا نه! حتما تو هم روزهای دلتنگی داشته ای و […]

پیام خواهر مرتضی قدیمی به برادرش اسیرش در کمپ مجاهدین خلق 24 دی 1402

پیام خواهر مرتضی قدیمی به برادرش اسیرش در کمپ مجاهدین خلق

خواهر چشم انتظار مرتضی قدیمی که در شهرستان ابهر از توابع استان زنجان زندگی می کند و به همراه سایر اعضای خانواده سالهاست با به جان خریدن تمامی سختی ها برای آزادی برادرش مرتضی که در اسارت فرقه رجوی گرفتار است، تلاش می کند. ایشان طی پیام کوتاهی خطاب به برادر اسیرش نوشت: برادر عزیزم […]

نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید اشتری در کمپ آلبانی 23 دی 1402

نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید اشتری در کمپ آلبانی

حمید برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. چندین سال است که از خانواده دوری و طی این سالها نه تماسی با خانواده ات گرفتی و نه نامه ای برای آنها ارسال کردی و ما خبری از شما نداریم! فقط می دانیم در کشور آلبانی در یک کمپ زندگی می کنی. زمانی که پیش ما […]

نامه صبورا شعبانی به برادر اسیرش محسن شعبانی در اردوگاه اشرف ۳ 20 دی 1402

نامه صبورا شعبانی به برادر اسیرش محسن شعبانی در اردوگاه اشرف ۳

به نام خدایی که یوسف را از چاه و از زندان آزاد کرد و به آغوش یعقوب رساند. محسن شعبانی برادر زیبا روی و زیبا سیرتم، شکر برای زنده بودنت. شکر که هنوز آرزوی آزادی ات جزء آرزوهای ماست، امید به بازگشت بعد از سی و پنج سال در وجودمان زنده است. شکر برای سلامتی […]

نامه مراد حمزه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی 18 دی 1402

نامه مراد حمزه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی

دایی جان سلام، احوال شما چطور است؟ من مراد هستم خواهرزاده شما، احتمالا شما بچگی من را به یاد دارید. من الان دیگر آن بچه ای نیستم که در ذهن شماست. بزرگ شدم و خانواده دارم و مطلع هستم که شما کجا هستی و در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی زندگی می کنی و خبرهای […]

نامه مهدی نجفی به برادرش حسن نجفی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 17 دی 1402

نامه مهدی نجفی به برادرش حسن نجفی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

برادر عزیزم سلام حالت چطور است؟ خیلی وقت است خبری از شما ندارم. گاه به گاه به یاد خاطراتت می افتم. یاد دورانی که با هم بازی می کردیم. گردش و سینما می رفتیم. ای کاش آن روزها هیچ وقت تمام نمی شد. حسن جان چند سال است اطلاعی از تو ندارم. فقط می دانم […]

blank
blank
blank