روایتی از پیوستن تا رهایی – قسمت دوم
در قسمت قبل از خاطراتم به دوران اسارت تا آتش بس و ورود مجاهدین به کمپ ها اشاره کردم.روز 14 خرداد 1367 که شروع مسیر سیاه و سختی در سرنوشت من بود فرا رسید. از بالکن های طبقه دوم ساختمان های اردوگاه مشخص بود تعدادی افراد غیر عراقی با لباس ها و یونیفرم سبز یک […]
ماهیت مجاهدین خلق در ضدیت با خانواده
رجوی که همواره سودای کسب قدرت به هر قیمت را در سر داشت، با این تفکر احمقانه که صدام پیروز جنگ خواهد بود و از طریق او می تواند به قدرت در ایران دست پیدا کند، در سال 65 به عراق رفت و بدنبال آن عده ای از هواداران ساده دل را فریب داد و […]
طلوع و غروب یک زندگی – قسمت چهلم
در قسمت قبلی گفتیم که ملاقات نیروهای آمریکایی با مسئولین مجاهدین در قرارگاه علوی که زیر نظر شخص رجوی هدایت می شد، نقطه عطفی در شروع ارتباط مجاهدین با نيروهاي آمریکایی در خاک عراق بود. مطابق مفاد اين توافقنامه قرار شد نیروهای مجاهدین مطابق دستور آمریکاییها و تحت حفاظت آنها به قرارگاه هاي علوی و […]
روایتی از پیوستن تا رهایی – قسمت اول
مطلب که در ادامه روایت می شود، حکایتی ست از انگیزه و نحوه پیوستن نگارنده به “ارتش آزادیبخش ملی ایران”؛ نامی که سازمان مجاهدین خلق بر نیروهای نظامی خود گذاشته اند تا آنها را از جنایات و ترورهای گذشته تطهیر کنند و درعین حال با عبارات و کلماتی که در این عبارت است به جاذبه […]
اتاق بازجوئی من هم خیلی سرد بود
مردم زلزله زده آذربایجان، طی چند روز گذشته ، شب ها و روزهای بسیار سردی را تجربه کردند که لزوم کمک رسانی بیشتر و بهتر را می طلبد. ضمن اظهار همدردی با هموطنان زلزله زده ، امیدوارم بزودی کمک های مردمی، از رنج و آلام آنان بکاهد. اما در این میان، میانه بازان فرصت طلب […]
رکب مجاهدین به آمریکاییها در فراری دادن سران فرقه از مقر اشرف
بالاخره پس از سالها اسارت و تحمل زجر و فشار روحی و جسمی ناشی از بیگاری اجباری در مناسبات مجاهدین خلق با طراحی و برنامه ریزی که از قبل کرده بودم موفق به فرار از مقر اشرف شدم و به کمپ تیف که توسط آمریکایی ها برای اعضای جدا شده مهیا شده بود، رفتم . […]
چگونه وارد مناسبات مجاهدین خلق شدم
یکم مرداد ماه سال ۱۳۶۷، درست چند روز پس از قبول آتش بس جنگ خانمانسوز و تحمیلی و اشغال گرانه عراق در کمپ دبس شهر کرکوک عراق، شبانه از بلندگو بند ۱۰۰ اعلام کردند کلیه اسرا به حیاط بند بیایند. کار مهم و واجبی داریم. همهمه هایی در راهرو بود ولحن تحکم آمیز بدو بدو […]
سازمان مجاهدین خلق؛ دشمن سر سخت خانواده
با عرض سلام خدمت هموطنان عزیز من در طی این سالیان که در سازمان وتشکیلات منفور بودم شاهد بودم از اول ورود هر فرد به تشکیلات اولین بحثی که با او مطرح میشود، دوری از خانواده و دشمن دیدن خانواده است. من اوایل نمیدونستم چرا این همه بحث خانواده را مطرح می کنند. چرا خانواده […]
چرا مسعود رجوی به ماجرای ازدواج حنیف نژاد و پوران بازرگان اشاره ای نمی کرد
تا قبل از این که وارد سازمان مجاهدین خلق شوم فکر می کردم این تشکیلات یک سازمان فرهیخته سیاسی است و افرادی که جذب این سازمان می شوند دارای شور و شعور انقلابی هستند و مجاهدین خلق هم تنها سازمانی است که می تواند به شور اعضای خود پاسخ بدهد. اما بعد از گذشت سالیان […]
داستان موبایل هایی که در آلبانی، بین اعضا توزیع شد
هدف از نوشتن این مطلب بیان واقعیتی است که خودم شاهدش بودم. همه ما که به آلبانی منتقل شدیم در یک مجموعه آپارتمانهایی که توسط کمیساریای عالی پناهندگان اجاره شده بود و به فرقه تحویل داده شده بود سکونت داشتیم و این آپارتمانها در منطقه ای که اسمش کشار بود، واقع شده بودند. بعد از […]
مجاهدین و خانواده – دو کلمه متضاد
باقر محمدی در نیمه پنهان مینویسد: با سلام – من عضو جدا شده از سازمان مجاهدین هستم. بعد از جنگ آمریکا در سال ۸۲ همه به قرارگاه اصلی یعنی اشرف برگشته بودند. در آن زمان که از طرف ایران خانواده ها برای دیدار با بچه هاشون به عراق و به پادگان اشرف می آمدند و […]
ناجی من موبایل من
سرفراز رحیمی در نیمه پنهان مینویسد: تکنولوژی همیشه حال در پیشرفته. دنیای ارتباطات هر روز چیز نو و تازه در جهان امروز ارایه میکند و مردم سراسر جهان در شوق رسیدن به تکنولوژی جدید ارتباطات هستند یکی از این تکنولوژی های ارتباطی موبایل هست . موبایل در حال حاضر موضوع مسافت را با یک الو […]