شنبه, ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵
مامانی برگرد 16 مهر 1398

مامانی برگرد

سروده ی یک دختر برای مادرش که هرگز او را ندیده و اکنون در کمپ اشرف 3 است. هر وقت که دلتنگ میشم، با یاد مادرم و به انتظار و با شوق دیدارش این غزل رو توی تنهایی هام میخونم.. با صدایی شبیهِ صدای خودش.. قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم تا […]

دیدار محمد تورنگ با احمد رضایی برادر حجت رضایی 16 مهر 1398

دیدار محمد تورنگ با احمد رضایی برادر حجت رضایی

مگر پدرم که به عراق رفته بود جز دیدار برادرم در خواست دیگری داشت! احمد رضایی با اینکه مدرس دانشگاه است و صبحها وقت آزاد ندارد ولی از دیدار با محمد تورنگ استقبال می کند. تا از محمد تورنگ که حجت را می شناسد بشنود. محمد با دیدن احمد می گوید چقدر شبیه حجت هستید […]

خاطرات آقای حسن زنگنه درکنار پادگان اشرف 15 مهر 1398

خاطرات آقای حسن زنگنه درکنار پادگان اشرف

سلام! سلامی گرم خدمت خانواده های درد و رنج کشیده توسط فرقه رجوی من حسن زنگنه هستم برادر رضا زنگنه. برادرم مثل فرزندان شما چندین سال است که در فرقه رجوی اسیر است پس من و شما خانواده ها دردمان یکی است. من زیاد اهل حرف زدن نیستم. چندین بار برای دیدن برادرم به عراق […]

حضور خانواده رضا علی میرزائی در دفتر انجمن نجات 14 مهر 1398

حضور خانواده رضا علی میرزائی در دفتر انجمن نجات

آقا رضا من و فرزندانت همچنان منتظرت هستیم سران سازمان ضد خانواده مجاهدین بعد از آنکه نتوانستند انقلاب مردمی کشورمان را بربایند و مسیر ان را آنطور که دلشان میخواست و برای تحقق کمونیسم تغییر دهند ، بفکر جنگ مسلحانه افتادند و در سال 60 با خروج از مرزهای کشورمان و ملحق شدن به دشمنان […]

نامه خانواده های استان مرکزی به رئیس صلیب سرخ جهانی 13 مهر 1398

نامه خانواده های استان مرکزی به رئیس صلیب سرخ جهانی

رئیس صلیب سرخ جهانی آقای پیتر مائورر با سلام و احترام و آرزوی موفقیت برای شما من مهین حبیبی هستم.. شما حتما با سازمان تروریستی مجاهدین آشنا هستید. دختر من پروانه ربیعی عباسی.. نزدیک به 20 سال است در این سازمان اسیر است و تا بحال هیچ تماسی با من نداشته و من نگران حال […]

نامه ی خواهروخواهرزاده چشم انتظار فیروز ساعدی (سرخوش) 10 مهر 1398

نامه ی خواهروخواهرزاده چشم انتظار فیروز ساعدی (سرخوش)

فیروزجان برادرمهربانم چند وقتی هست که دیگر امیدمان را ناامید کردی. دیگر حس می کنیم تو مرا  فراموش کردی وگرنه جای خالی تو همیشه درزندگیمان حس می شود. وقتی پدرمان را به خاک سپردیم زیر تابوتش را نگرفته بودی. هنگام عروسی ها وغم وشادی هایمان همیشه جای خالیت حس می شود. دل تنگ تو هستیم. […]

بیش از سی سال است که مهناز مرا دزدیده اند 09 مهر 1398

بیش از سی سال است که مهناز مرا دزدیده اند

” نذر کردم گر غریبم بیاید از سفر                                 روزه گیرم روزها را شب تا سحر” یکی از نعمتهایی که خداوند بر انسانها ارزانی داشته پدر و مادر می باشد. در واقع والدین بزرگترین نعمتی است که خداوند به ما انسانها عطا نموده و بر ما فرزندان است که قدر آنها را دانسته و احترام آنها […]

چهار دهه است که دلتنگ برادرم هستیم 09 مهر 1398

چهار دهه است که دلتنگ برادرم هستیم

دیدارنزدیک ازمنزل خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری ازاعضای اسیررجوی درآلبانی ولیرضا اکبری کهنه سری در کسوت یک سرباز و مدافع خاک میهن در ماههای آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اسارت نیروهای بعثی درآمد و چیزی حدود 8 سال ازعمرش را در سیاهچالهای مخوف صدام سپری کرد. سختیهای کشنده وطاقت فرسای اردوگاه صدام ؛ […]

دانشگاه فروغ جاویدان!!! 08 مهر 1398

دانشگاه فروغ جاویدان!!!

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه وسوم نزدیک یک هفته طول کشید تا توانستم اندکی خاطرات ملاقات با خانواده ام را موقتا در گوشه ذهنم پنهان کنم. اما مگر می شد نزدیک ترین اقوامت را فراموش کنی. از صبح تا شب تنها فکر وذکرم مادر و پدرم بود، بخوبی نمی دانستم که آیا […]

نامه اعتراضی خانواده های دردمند وچشم انتظارگیلک به نخست وزیرآلبانی 08 مهر 1398

نامه اعتراضی خانواده های دردمند وچشم انتظارگیلک به نخست وزیرآلبانی

با سلام وعرض ادب واحترام خدمت آقای ادی راما نخست وزیرآلبانی هنوزمرکب بهره وری فرصت طلبانه یک فرقه خطرناک تروریستی با محوریت مریم رجوی ازحضورنابخردانه رییس جمهورکشورتان آقای ایلیرمتا دراسارتگاه مانزآلبانی خشک نشده که درکمال تاسف وحیرت مواضع مشکوک ومرموزجنابعالی را ازتریبون مجمع عمومی ملل متحد شنیدیم مبنی براینکه شما ازرفتاراخلال گرایانه ایران وطبعا خانواده […]

در این چند خط 07 مهر 1398

در این چند خط

دشمنی هیستریک رجوی ها با خانواده اخیرا آقای حمید قنبری متن زیر را در اینترنت گذاشتند : “سلام و خسته نباشید ؛ من حمید قنبری آرا فرزندعبدالعلی قنبری آرا و پری محمدی هستم که در حال حاضر در آلمان زندگی می کنم. والدینم مرا در حالیکه نوجوان کم سن و سالی بودم به عراق و […]

با دیدن عکس فرشته شوکه شد 06 مهر 1398

با دیدن عکس فرشته شوکه شد

ملاقات با خانواده فرشته محمدی زاده ( گرفتار در سازمان ضد خانواده مجاهدین ) خانواده ، تشکل و کانونی که هزاران بار توسط سرکرده سازمان ضد خانواده مجاهدین دشنام داده شد و آن را کانون فساد نامید و این در صورتی است که هر انسان آزاده ای به صراحت نقش سازنده آن را می داند […]

blank
blank
blank