شنبه, ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴
در این چند خط 07 مهر 1398

در این چند خط

دشمنی هیستریک رجوی ها با خانواده اخیرا آقای حمید قنبری متن زیر را در اینترنت گذاشتند : “سلام و خسته نباشید ؛ من حمید قنبری آرا فرزندعبدالعلی قنبری آرا و پری محمدی هستم که در حال حاضر در آلمان زندگی می کنم. والدینم مرا در حالیکه نوجوان کم سن و سالی بودم به عراق و […]

با دیدن عکس فرشته شوکه شد 06 مهر 1398

با دیدن عکس فرشته شوکه شد

ملاقات با خانواده فرشته محمدی زاده ( گرفتار در سازمان ضد خانواده مجاهدین ) خانواده ، تشکل و کانونی که هزاران بار توسط سرکرده سازمان ضد خانواده مجاهدین دشنام داده شد و آن را کانون فساد نامید و این در صورتی است که هر انسان آزاده ای به صراحت نقش سازنده آن را می داند […]

بوی مهر مادری 06 مهر 1398

بوی مهر مادری

نامه مرضیه بقایی، به برادرش محمدبقایی برادر عزیزم سلام بازهم بوی مهر آمد، اما نه آن بوی مهر مدرسه، صحبت از بوی مهر مادری است، مادری که به دنبال نشانه ای از دلبندش می گردد. محمد بقایی، برادر خوبم سالهاست که چشم انتظار دیدنت هستیم و به دنبال نشانه ای ازتو می گردیم. در اواسط […]

قصه پر غصه پدران و دختران در تشکیلات مجاهدین خلق 03 مهر 1398

قصه پر غصه پدران و دختران در تشکیلات مجاهدین خلق

شاید ماجرای دردناک مصطفی محمدی و دخترش سمیه را که گهگاه در رسانه های گوناگون منتشر می شود، شنیده باشید. مصطفی و همسرش محبوبه بیش از بیست سال است که برای آزادی دخترشان از چنگال فرقه رجوی تلاش می کنند. آن ها تجربیات تلخی در کانادا، عراق و آلبانی از سر گذرانده اند اما اجازه […]

آنقدر برایت می نویسم تا نقشه های شوم شان نقش بر آب شود 03 مهر 1398

آنقدر برایت می نویسم تا نقشه های شوم شان نقش بر آب شود

پیام به علی قلیزاده عضو اسیر رجوی سلام علی جان خوبی برادر؟ امیدوارم هرکجاهستی تنت سلامت باشد. ما همه خوبیم خداروشکر. حتما باخودت میگی چه عجب خواهر کوچولوی من یادی از من کرده است. حق داری غیبت داشتم به بزرگی خودت ببخش. اما این غیبت من دلیل فراموش کردن داداش خوبم نبوده. از برادرم بابت […]

تعهد به میهن، محمود را به جبهه ها بازگرداند 02 مهر 1398

تعهد به میهن، محمود را به جبهه ها بازگرداند

قسمتی از مصاحبه با خانم طاهره ابراهیمی مادر محمود ذوالقدری (محل تولد: قزوین – اسیر در فرقه رجوی) محمود هجده سال داشت که به سربازی رفت. یک ماه از خدمت سربازی اش مانده بود که از ناحیه پا به شدت مجروح شد و مدتی در بیمارستان بستری بود. مدتی هم برای تکمیل دوره ی درمان […]

باز هم مادری چشم به راه ، رخ در خاک کشید 02 مهر 1398

باز هم مادری چشم به راه ، رخ در خاک کشید

تا کی باید این فراق ها و جدائی ها ، ادامه پیدا کند؟ چرا رجوی ها، از این مرگ ها سیراب نمی شوند ؟ سکوت مدعیان حقوق بشر تا به کی ؟ آیا سکوت در مقابل ظلم، همدستی با ظالم نیست؟ چه کسانی دست در این جنایت و جدائی ها دارند؟ محمدرضا صدیق با نام […]

من همان سامرای چهل ساله ام که هنوز محبت پدری را نچشیده 01 مهر 1398

من همان سامرای چهل ساله ام که هنوز محبت پدری را نچشیده

قسمتی از مصاحبه با خانم سمیرا شهسوار دختر اسماعیل شهسوار ( متولد: 1331 محل تولد: استان گلستان، بندر گز، روستای سوته ده – اسیر در فرقه رجوی) سمیرا خانم به همراه همسر گرامیشان آقای علی شهسوار به انجمن نجات تهران تشریف آوردند و گفتگویی صمیمی و دوستانه داشتیم. حضور ایشان و حرف های سرشار از […]

دیدار با خانواده مقصود محمدزاده 01 مهر 1398

دیدار با خانواده مقصود محمدزاده

در یک دیدار بسیار صمیمی و دوستانه آقای بخشعلی علیزاده با خانواده مقصود محمدزاده که از اسرای در بند فرقه رجوی است به بحث و تبادل نظر در رابطه با وضعیت اسرا در کمپ” آشوویتس” مسعود و مریم رجوی در کشور آلبانی و نحوه کمک خانواده ها به عزیزانشان پرداختند. در این ملاقات سه ساعته […]

مستند چیزی شبیه افسانه – قسمت نهم 30 شهریور 1398

مستند چیزی شبیه افسانه – قسمت نهم

مستند چیزی شبیه افسانه روایت زندگی پدران، مادران و دیگر اعضای خانواده ی اسیران مجاهدین خلق می باشد که سالها رنج و اندوه دوری و بی خبری از عزیزانشان را به دوش کشیده اند. این مستند گوشه ای از عشق و علاقه مادرانه و عاشقانه و صبوریهای پدرانه ای را به تصویر می کشد که […]

نامه محمد سلامی به برادرش رضا، اسیر در فرقه رجوی 30 شهریور 1398

نامه محمد سلامی به برادرش رضا، اسیر در فرقه رجوی

رضا جان سلام امیدوارم احوال شما خوب باشد. قبلا چند تا نامه برای شما ارسال کردم ولی متاسفانه شما جوابی به من ندادی حتی یک تماس هم با من نگرفتی! الان که در کشور آلبانی هستی یک کشور اروپایی تماس گرفتن برای شما کاری ندارد! چرا به شما اجازه نمی دهند با خانواده خود تماسی […]

ما خانواده ها در جنگ با فرقه رجوی پیروزیم 28 شهریور 1398

ما خانواده ها در جنگ با فرقه رجوی پیروزیم

خاطره گویی خانم مهین نجفی؛ خواهر محمد جعفر نجفی اسیر در فرقه رجوی در کنار پادگان اشرف سلام! من مهین نجفی خواهر محمد جعفر نجفی اسیر در فرقه خطرناک رجوی هستم. زمانی که فرقه رجوی در عراق مستقر بود من چند بار به عراق سفر کردم به امید اینکه با برادرم دیداری داشته باشم. قبل […]

blank
blank
blank