پنجشنبه, ۲۱ خرداد , ۱۴۰۵
درگذشت غم انگیز پدری فعال و مهربان و چشم انتظار 09 شهریور 1398

درگذشت غم انگیز پدری فعال و مهربان و چشم انتظار

انا لله و انا الیه راجعون در کمال تاثر و تالم مطلع شدیم حاج محمد نقی نوروزی پدر دردمند و چشم انتظار محمد جواد نوروزی از اعضای اسیر در فرقه رجوی ، بی انکه دلبندش را در اغوش داشته باشد بدرود حیات گفت و از دیار فانی به دیار باقی کوچ کرد وبه ارامش رسید. […]

“پدر” واژه ای نامانوس برای مجاهدین 07 شهریور 1398

“پدر” واژه ای نامانوس برای مجاهدین

در یکی از سایت های رسمی سازمان، برای مرگ یک پدر در تهران! پیام تسلیت فرستاده شده است، با این مضمون: ” با کمال تاسف مطلع شدیم که آقای …(پدر) در بیمارستانی در تهران دعوت حق را لبیک گفت. درگذشت مرحوم … را به مردم و همه یاران وبستگانش تسلیت می گوییم و برای این […]

سخنی با حمید اسدیان 06 شهریور 1398

سخنی با حمید اسدیان

قسمت اول باند رجوی مدتی بود که به خانواده ها وجدا شده ها درداخل حمله نمی کرد. فکر میکرد با آمدن به آلبانی ازفشار خانواده های گرفتار درامان مانده ویا به قول مریم تهران را فتح کردند! منظور ایشان خزیدن به قلعه ای درآلبانی که با کمک قاتلان ملت ویتنام مثل جان مک کین ملعون […]

معصومه جان رفتنت خیلی دلم را سوزاند 03 شهریور 1398

معصومه جان رفتنت خیلی دلم را سوزاند

قسمتی از مصاحبه با خانم قمری مرادی مادر معصومه اولادی (محل تولد: شهر قزوین – اسیر در فرقه رجوی) معصومه در دبیرستان از طریق یکی از عوامل سازمان به نام مرضیه کبیری در سال 1381 اغفال و به همراه دوستش از مرز خارج شد. معصومه شاگرد ممتاز دبیرستان بود. روز پنج شنبه دیدم معصومه لباس […]

سیصد تن از اسرای ایرانی را از رژیم بعث خریدند 02 شهریور 1398

سیصد تن از اسرای ایرانی را از رژیم بعث خریدند

سعیدم دوستت دارم. قربانت بروم، بابا که تو را ندید و با ناامیدی از دنیا رفت. می دانم در شرایطی نیستی که با من راحت حرف بزنی و جوابم را بدهی ولی من با همه وجودم آرزو می کنم و…

آخرین دیدار من و پسرم 02 شهریور 1398

آخرین دیدار من و پسرم

با سلام! خدمت خوانندگان عزیز …. من ولی ا… گل ریزان هستم پدر عباس گل ریزان اسیر در فرقه رجوی. زمانی که فرقه رجوی در عراق مستقر بود با سرنگون شدن صدام دیکتاتور عراق من به عراق سفر کردم. آن زمان حفاظت پادگان اشرف را نیروهای آمریکایی بر عهده داشتند. من به پادگان اشرف مراجعه […]

شرایط زنان درون فرقه مجاهدین چه تغییری کرده؟ 02 شهریور 1398

شرایط زنان درون فرقه مجاهدین چه تغییری کرده؟

چند روز پیش در رسانه های زنجیره ای فرقه رجوی مطلبی را خواندم با این عنوان:“آغاز سرکوب دیگر علیه زنان در ایستگاه های مترو تهران روز یکشنبه ۱۳ مرداد ۹۸ کارگزاران رژیم در مترو تهران به بهانه آخوند ساخته بدحجابی اعلام کردند که «از امروز کار نصب بنرهای ارشادی با موضوع بدحجابی در ایستگاه‌ها با […]

کلاغ ها و الاغ ها! – سخنی با حمید اسدیان 31 مرداد 1398

کلاغ ها و الاغ ها! – سخنی با حمید اسدیان

یک لحظه مرا واگو تا شعله ی دل بینی/ افروخته ام جان را، در آتش رویاها یک تیغ دگر برکش تا پرده فرو افتد/ زنهار! تو را گویم، این قصه ی رسوا را سالهاست که اپیدمی”دریدگی کلام” در میان اپوزیسیون همه گیر شده و به دلیل دوری این جریانات ضدایرانی و عمدتاً تروریستی از بطن […]

مرحوم حاج موسی علیزاده، تا به آخر رهرو راه سبز تو خواهیم بود 28 مرداد 1398

مرحوم حاج موسی علیزاده، تا به آخر رهرو راه سبز تو خواهیم بود

این هفته پدری پیر، خسته ، دردکشیده و رنجور ، البته با قامتی ایستاده در مقابل فرقه رجوی، سر در خاک کشید. من از نزدیک اورا بعنوان یکی از قهرمانان خانواده ها چندین بار ملاقات کردم. بمب روحیه بود. خستگی ناپذیر و جنگنده بود. در یکی از صحبت هایش از پشت درب اشرف، خدا را […]

مظلومیت پدر و پسر 27 مرداد 1398

مظلومیت پدر و پسر

در مراسم یادبود مرحوم حاج موسی علیزاده ، شرکت داشتیم. آقای بخشعلی علیزاده تنها پسر پدر، در دم درب بعنوان صاحب عزا ایستاده بود. آقای بخشعلی علیزاده یک قربانی فرقه ای است. موضوعی که کمتر به آن پرداخته می شود. جوانی، اندک اندک در حال رخت بربستن از چهره این قربانی فرقه رجوی است. من […]

خبر سلامتی عبدالکریم کریمی به خانواده اش داده شد 27 مرداد 1398

خبر سلامتی عبدالکریم کریمی به خانواده اش داده شد

دیدار اعضای انجمن نجات کرمانشاه با خانواده عبدالکریم کریمی اخیرأ اعضای انجمن نجات استان کرمانشاه به اتفاق جداشده ی تازه بازگشته به وطن آقای سیفی با خانواده عبدالکریم کریمی (اسیر درفرقه رجوی ساکن تیرانا) در شهرستان پاوه یک دیدار صمیمی داشتند. از کیلومترها قبل از ورودی شهرستان پاوه با پیچ وخم های جاده وکوه ها […]

گفتند برادرت مصطفی بیاید تا او را هم به آلمان ببریم 27 مرداد 1398

گفتند برادرت مصطفی بیاید تا او را هم به آلمان ببریم

قسمتی از مصاحبه با آقای حسین ادیب پور برادر آقای جعفر ادیب پور (محل تولد: شهرمیانه – اسیر در فرقه رجوی) مادر ما اواخر سال 1380 فوت کردند. جعفر خیلی به مادرم وابسته بود. با فوت مادرم، ایشان خیلی ناراحت و متأثر بود. جعفر دنبال پیدا کردن کار بود. چند شبی به منزل نیامد. بعد […]

blank
blank
blank