تلکس
مصاحبه آن سینگلتون با رادیو بی بی سی (بخش آسیا)-قسمت دوم
مصاحبه آن سینگلتون با رادیو بی بی سی (بخش آسیا)-قسمت دوم ( نوشتار و ترجمه از انجمن نجات – 4 آپریل 2007 / 15 فروردین 1386 ) مجری: آیا هرگز بررسی کردی که ممکن است روزی خودت هم یک مجری عملیات انتحاری باشی؟ سینگلتون: اگر بخواهم صادق باشم من هیچگونه تصمیمی نداشتم که خودم یا […]
ملوانان انگلیسی و ارتش خصوصی صدام!
ملوانان انگلیسی و ارتش خصوصی صدام! 21 فروردین 1385 انجمن نجات عده ای بر این باور بوده و هستند که سازمان مجاهدین خلق بعد از سقوط دیکتاتوری صدام حسین دچار بحران در استراتژی شده است. این باور از آنجا ناشی میگردد که آنان ، مجاهدین خلق را از بیرون مورد مطالعه قرار داده […]
بهانه سران مجاهدین برای فرار از همبستگی
بهانه سران مجاهدین برای فرار از همبستگی پرویز حاتمی کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من: سران مجاهدین از این ضربالمثل بعنوان شعاری کلیدی بطور فراوان در نوشته ها و سخنرانیشان استفاده کرده، و بآن استناد میکنند. مثال روشن، بیانیّه های ۵ فروردین ۱۳۸۶ و ۳ دیماه ۱۳۸۵ آقای مسعود رجوی هستند. زمان استفاده از […]
حمله ی امریکاییها به خانهی حامی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در بغداد
حمله ی امریکاییها به خانهی حامی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در بغدادوکالت براثا، هشتم آوریل 2007(ترجمه از ایران دیدبان) ارتش امریکا روز شنبه در بیانیهای اعلام کرد: در حملهی مشترک نیروهای امریکایی و عراقی به خانهی متعلق به یکی از احزاب سیاسی سنی در بغداد، مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات ساخت بمب و موشک را […]
خشونت تروریستی زاییدهی استکبار سیاسی است
رجوی در پیام نوروزیاش چند واژهی دیرینه که از زیرساختهای تفکر مجاهدین در قبال روحانیت و بهتبع آن در قبال انقلاب ایران و نظام جمهوری اسلامی میباشد را با غلظت بیشتری تکرار کرده است. واژههایی منبعث از ایدئولوژی رجوی که ذات و جوهرهی آن چیزی جز خودبرتربینی و استکبار نیست. گویی رجوی راه نجات خود را در فرو رفتن هرچه بیشتر در ایدئولوژیای میبیند که بهسبب اعتقاد به آن، گرفتار منجلاب کنونی شده و غرق در بحرانهای کنونی است. در این نیز عبرتی است که بر اساس سنن الهی، طغیانگران را کور و کر میسازد که از فهم نفع و ضرر خود نیز ناتوان هستند و تشنگی آنها در پی هر سراب بیش از پیش میشود.
گریز از دایره بسته
نامه خانم نازیلانصیری به نامزدش آقای محمد رضا کاظم پور که در دام بازی پنهان، نامحسوس و فریبکارانه دارودسته رجوی غلطید. مدتهاست بر اثر اعمال محدودیت های همه جانبه دارودسته رجوی، از کانون گرم خانواده و نامزد چشم انتظار و مضطرب خویش جدا افتاده است، نمونه ای از احساسات فروخورده انسانی ست که با تکیه بر تمام احسات، رنج ها، دریغ ها، آرزوها و حسرت های طبیعی سعی دارد به نوعی پیامی پر احساس و ژرف را به کسی که بشدت دوستش دارد، برساند
حکومت یعنی چه
اگر از سازمان و مسئولین آن بپرسید که گتره ای یعنی چه میگویند نمی دانیم و می گویند ما مبارزه علمی را پیش می بریم و تمامی کار ما براساس اصول دیالکتیک است! در واقع تضاد مبنای حرکت تمامی موجودات و مواد روی زمین است. این یکی را خوب می دانند اما بایستی پرسید که چرا پس از اینهمه سال افراد درون مناسبات سازمان از خود حرکت واراده ای ندارند؟ شما به آنها می گوئید که بایستی با سازمان وحدت کار کنند؟ چرا از رویارویی وپرسش سوالات آنها واهمه دارید و درواقع همان اصل دیالکتیک را در اینجا نفی می کنید یا دست آخر می گوئید باشد با سازمان تضاد داشته باش ولی آخر سر قبول کن که سازمان درست می گوید و برو تا دفعه بعدی؟
گزارش سی.ان.ان درباره قرارگاه مجاهدین در عراق
تلویزیون سی.ان.ان اقدام به پخش یک گزارش پیرامون شهر اشرف و وضعیت سازمان مجاهدین خلق در عراق کرد. مایکل ویر، گزارشگر سی.ان.ان به مواضع دوگانه امریکا در قبال مجاهدین اشاره کرد و گفت: “در نظر وزارت خارجه آمریکا، اینها تروریست هستند. آنها در یک کمپ وسیع در خاک عراق مستقر هستند. ولی آنها همچنان تحت حفاظت ارتش آمریکا قرار دارند.”
بیهوشی مخبران اطلاعاتی باند رجوی
وقتی که ماجرای بازداشت سربازان متجاور انگلیسی اتفاق افتاد، بقایای رجوی که جیب گشادی برای بهرهبرداری از آن دوخته بودند، خود را به زیر نور پروژکتورهایی که بر روی این موضوع روشن شده بود انداختند تا توجه افکار عمومی را به خود جلب نمایند. یکی از اقدامات بلاهتباری که بقایای عقبماندهی رجوی انجام دادند، افشای بهاصطلاح اطلاعاتی بود که مدعی بودند آن را از درون سپاه پاسداران کسب کردهاند! ادعای وجود اطلاعاتی که حاکی از بازداشت برنامهریزی شده و از پیش طراحی شدهی سربازان انگلیسی آن هم با نظارت رهبر ایران بود!
نگاهی به اقدامات جدید دادستانی پاریس علیه مجاهدین
سازمان مجاهدین خلق و نام پوششی آن شورای ملی مقاومت در رسانه های تبلیغاتی خود به تصمیم دادستانی پاریس واکنش شتاب آلود نشان دادند و توهین ها و اتهامات همیشگی خود را متوجه قانون، مخالفین و منتقدین سیاسی خود کردند.
ریشههای تبدیل سازمان مجاهدین به یک فرقه
لحن و زاویه ای که برای ارتباط با سازمان انتخاب کرده اید در نوع خود برای من و یقینا تمام کسانی که مباحث مربوط به سازمان و مشخصا بحث فرقه ها را دنبال می کنند، جالب و خواندنی است. بعلاوه یقین دارم این سبک و سیاق به تدریج برای هواداران و اعضای سازمان جای تعمق و تامل را همراه خواهد داشت. به اعتقاد من نوشته های شما به لحاظ اشرافی که بر مناسبات فرقه ای دارید و همچنین رعایت انصاف و پرهیز از هر گونه پیش داوری و احساسات گرایی بی منطق، بهترین روش برای نقد و آسیب شناسی مجاهدین و مشخصا گرایشات فرقه ای است