تلکس
درخواست سایت ایران قلم از آقای جلال گنجه ای
ضمن استقبال از تفسیر شما در مورد بند ها و نکته های مختلف در پیام آقای مسعود رجوی و انطباق آنها با قرآن و نهج البلاغه و تداعی کردن 10 بند نامه ایشان با” ده فرمان” حضرت موسی، از جنابعالی در خواست می کنیم که نکته ها و واژه های زیر را که در نامه آقای مسعود رجوی آمده نیز تفسیر بفرمایید. در پیام ذکر شده در تاریخ سوم دی ماه 1385 خطاب به اعضای سازمان مجاهدین چنین نوشته است: بند چهارم پیام:… هیچ بی انضباطی و کج خلقی و بی حوصلگی و نافرمانی نشان ندهید و… بند پنجم پیام:… از خدا مصرانه بخواهید که ننگ جفا و پیمان شکنی و پشت کردن و خنجر و خیانت را هرگز بر شما نپسندد…
فرقه ها چگونه عمل میکنند
فرقه ها، در بیرون جذاب ولی در درون بسیار استثمارگر هستند. رهبران فرقه ها بی صبرانه در پی جذب فریب کارانه شما می باشند. آنها به دنبال تبعیت شما، وقت شما و پول شما هستند. فرقه ها از تکنیک های پیچیده عضو گیری و کنترل ذهنی که در طول زمان پیشرفت کرده است استفاده میکنند. از اینکه فکر کنید شما از درگیر شدن در یک فرقه مصون هستید برحذر باشید؛ فرقه ها میلیون ها عضو در سراسر جهان دارند که زمانی فکر میکردند مصون هستند، ولی هنوز هم نمیدانند که در یک فرقه گرفتار می باشند! برای تشخیص دادن یک فرقه لازم است بدانید که آنها چگونه عمل میکنند و لازم است بفهمید که از چه تکنیک هایی استفاده مینمایند. آموزش این موارد به شما همان چیزی است که هدف این مقاله می باشد.
پاسخ ابراهیم خدابنده به یک هوادار مجاهدین
همانطور که سفارش کرده بودید مطلب آقای نوید اخگر که به ضمیمه ایمیلتان برایم ارسال کرده بودید را به دقت تمام خواندم. مقاله”نامه ای برای خسرو و سعید” البته در سایت های اینترنتی هم منعکس گردیده بود و لذا مجددا آنرا در اینجا نمی آورم. در خصوص جزئیات این مقاله حرفی ندارم و بهرحال ایشان نظرات خود را بیان نموده اند و الحق هم قلم زیبایی دارند و احساسات خود را خیلی خوب منتقل مینمایند. اما چند نکته دارم که در زیر جسارتا به عرضتان میرسانم:
سالهای بردگی من با تروریستها
آن سینگلتون در یک خانواده معمولی در یورکشایر بزرگ شد، اما در اوایل دهه 20 از عمرش عضو یک سازمان تروریستی بود که بمبگذاران انتحاری را در عراق جذب میکرد. بیلی بریگز گزارش میدهد در سال 1992، آن سینگلتون در صحرای عراق بود و مجاهدین خلق نحوه شلیک با کلاشینکف را به او تعلیم میدادند. یک سال از جنگ اول خلیج فارس گذشته بود و «آن» عضو سازمانی بود که برای سرنگون کردن دولت ایران با توسل به زور فعالیت میکرد. او میگوید:”من در صحرا بودم، یک یونیفرم نظامی به تن داشتم، بدون گذرنامه و پول. هرگز در زندگیام آنقدر احساس آزادی نکرده بودم. اما جالب اینجا بود که من در وضعیت بردگی مدرن قرار داشتم. من از نظر روحی به مجاهدین زنجیر شده بودم.”
اقدامات عراق برای اخراج مجاهدين خلق
اقدامات عراق برای اخراج مجاهدين خلقعلی دباغ سخنگوی دولت عراق سازمان ايرانی مجاهدين خلق را که در عراق پايگاه دارد گروهی تروريستی خطاب کرد و اعلام داشت که دولت عراق خواهان خروج اعضای اين سازمان از خاک خود است.آقای دباغ طی نشستی خبری گفت دولت عراق به اعضای سازمان مجاهدين خلق اعلام کرده که بايد […]
فرقه ها چگونه عمل میکنند؟
فرقه ها چگونه عمل میکنند؟سایت دکتر بنی صدر، ترجمه ابراهیم خدابنده، دوم فوریه 2007اخطار! حاوی اطلاعاتی که فرقه ها نمیخواهند شما بدانید!فرقه ها، در بیرون جذاب ولی در درون بسیار استثمارگر هستند. رهبران فرقه ها بی صبرانه در پی جذب فریب کارانه شما می باشند. آنها به دنبال تبعیت شما، وقت شما و پول شما […]
چريكي كه مي خواست”چه گوار ا” شود ،”خسر و پرويز” شد!
چريكي كه مي خواست”چه گوار ا” شود ،”خسر و پرويز” شد!سعيد سلطانپور01.02.2007پير تر ها و مادر بزرگها وقتي كسي را دعا مي كردند مي گفتند” آخر عاقبت بخير بشي”در نوجواني متوجه اين جمله عميق و پر معني نبوديم.سازمان مجاهدين خلق به عنوان يك جريان عمده در سرنگوني رژيم سلطنتي روند مثبت و شتابنده اي ايجاد […]
کاسه لیسی ولفت ولیس برای بیگانه نوش جان اما…
کاسه لیسی ولفت ولیس برای بیگانه نوش جان اما…مهدوی، پرونده سیاه، اول فوریه 2007سایت های اینترنتی فرقه تروریستی مجاهدین در تاریخ 30دی85 گزارشی از یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن منعکس کرده وعاملین این کنفرانس را از بازنشستگان نظامی امریکا معرفی کرده است.در تیتر این کنفرانس آمده است قاطعیت قوی امریکا در مقابل ایران مساوی است […]
سوالی از مسولین دستگاه دروغ پردازی رجوی
باند وابسته و ضد مردمی رجوی با اعلام کنفرانس مطبوعاتی در مورد اعلام اسامی 32000 نفر ازوابستگان جمهوری اسلامی در عراق سعی کرد تا با خوش رقصی برای اربابان امریکائی خود، کمی از بحران ها ی درونی سازمان را موقتا کاهش دهد. مسولان دستگاه دروغ پردازی، فی الواقع باید به این سوالات پاسخ بدهند که اگر باند آنها مستقلا توانائی جمع اوری چنین اطلاعات مبسوط و جامعی را دارند چرا و چگونه نمی توانند یک اطلاعات دقیق تر از فعالیت های رهبری فراری سازمان (نه محل نگهداری وی) در این مدت 3سال ونیم را ارائه دهند. اگر رجوی آزادانه می توانست فعالیت کند،زیرا زندگی برای رجوی بدون سخنرانی برای”گوش های مجانی” یعنی مرگ تدریجی.
ذهن های فسیل شده
در گذشته برای افسانه ای کردن سرباز روس که با ارزش ترین وجهه نظامی را در آن کشور دارد قصه های گفته اند منجمله گفتند که سربازی بعد از گذشت یک دهه از پایان جنگ کماکان در پستی که گماره بودند مانده بود وبه وظیفه اش عمل ونمی دانسته جنگ تمام شده ودنیا چه خبر است، زندگی اش را با امکانات طبیعی پیرامونش می گذرانده، اگر این گونه نمونه ها را از حالت رمانتیگ و تخیلی بودن در آورده ودر قالب وشکل واقعی به آن نگاه کنیم (مثال مجاهدین کنونی فرار رهبری وخوش گذرانی در اروپا واسارت وبی خبری بدنه تشکیلات در عراق) می توان اسم حماقت وعقب ماندگی مفرط بر آن نهاد.
وسوسه های شیطانی
عکس تبلیغاتی رسواترین زن جهان در حضور کشیش مظلوم، « آبه پیر» تداعی وسوسه های شیطان برسر راه پیامبر محاط بر جهان، حضرت عیسی مسیح است که حضرتش به نیروی ماوراء از دام شیطان رست. متاسفانه به جبر انسان بودن، نه دامان معصوم « آبه پیر»!! بلکه آنان که روح خود را به غنیمت دزدهای بغداد فروخته و با اطلاعات غلط او را به ملاقات با شیطان واداشتند، گرفت. نویسنده ی این سطور و آنچنان که می دانم برادرقهرمانم « ادوارد ترمادو» پیرو عیسی مسیح در صدد دسترسی به « آبه پیر » فقط برای نمودن مشتی از خروار حقایق و پاره یی از شخصیت این زن شیطانی و اعمالی که به خصوص بر علیه تعالیم عیسی مسیح و راهی که « آبه پیر » برگزیده است، برآمدیم. فقط شرح وقایع، خارج از هرگونه توضیح و تفسیر هم شده! متاسفانه راه در حلقه ی مشاوران ارزان قیمت و مادی پرست، بسته بود
یک تصمیم شجاعانه
خانم فاطمه امیری در نامه ای که خطاب به برادرش آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف نوشته از او می خواهد تا تصمیم شجاعانه بگیرد و خود را از جهنم تشکیلات رجوی نجات دهد. او می نویسد:” می دانم که تو هم دل تنگ ما و ایران هستی. امیدوار باش و شجاع باش و شجاعانه تصمیم بگیر و خود را نجات بده. برادرم آنچه مهم است این است که به جز ماندن در آن جهنم (قرارگاه اشرف) هر تصمیمی بگیری مطمئنا بهترین تصمیم خواهد بود و این را هم می دانم که هر کس اقدام به جدایی از سازمان کند چه بلایی پیش روی اوست.” خانم امیری در نامه خویش با توجه به آگاهی و شناختی که از مناسبات غیر انسانی و غیر دموکراتیک قرارگاه اشرف در ملاقات با جداشدگان فرقه که به میهن بازگشته اند، به دست آورده است، روایتی تلخ و سیاه از مکانی (قرارگاه اشرف) که گویی نقطه ثقل همه زشتی های دنیاست را مطرح می کند