گفتگو با ابراهیم خدابنده منطق مجاهدین خلق: نصف مردم ایران را هم بکشیم، ارزش دارد
خیانت، جنایت و وحشی گری کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین
الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴
رهبران جنگی و پیروان غیر جنگی
رهبری سازمان در سخنرانی اخیرش، جهت حفظ نیروهای شکست خورده، نتیجه گرفت که شما هر کجا که رفتید، روحیه جنگی را با خود ببرید. جنگ و داشتن روحیه جنگی، یعنی این که کما فی السابق، رهبران امروز سازمان همچنان می بایست رهبران آینده باقی بمانند. چون که رهبران کنونی، تنها در فضای عاری از عقل و منطق و دموکراسی، و برعکس تنها در فضای ایدئولوژیک و جنگی، می توانند همچنان و مانند سابق بر گرده پیروان شان باقی بمانند.
معرفت درٌ گرانی است، به هرکس ندهند
مجاهدین از بدو تاسیسشان بنای حرکت و استراتژیشان را بر خشونت، ترور و کشت و کشتار نهاده اند و برای تغییرات این روش نامعقول و غیر انسانی تمایلی از خود نشان نمیدهند. آنها نمی خواهند بپذیرند که جهان رو به تمدن کنونی از این مراحل گذشته است و پایبندی هر حزب و سازمان به مسایل و موارد ایدیولوژیک در تصمیم گیری های سیاسی، به نابودی همان حزب و یا سازمان منجر خواهد گردید.
خشونت، چتر نجات رهبران مجاهدین خلق
واقعیت امر این است، سازمان مجاهدین همان گونه که از اسمش پیداست، یعنی سازمانی منضبط، جهادگر و تروریستی. به ویژه اگر کارنامه رهبران این سازمان، بخصوص شخص مسعود رجوی را دقت کنیم، درمی یابیم که آنان به جز خشونت، حرف دیگری و به جز تهدید و ترور، حرف تازه ای برای گفتن ندارند. آنان نه در مصاف با دشمن، بلکه در ارتباط با مردم و اعضای راضی و ناراضی خود نیز به روش مختلف با همین زبان یعنی زور و زور عریان، استفاده می کنند.
فرقه رجوی مزدور بعثی خود را به مرگ تهدید کرد
یک منبع آگاه در عراق- که نخواست نامش فاش شود – از بروز اختلافات شدید میان گروه تروریستی مجاهدین و نویسنده مزدور بعثی صافی الیاسری و تهدید وی به تصفیه حساب خبر دادند. این منبع آگاه علت تنش میان این دو را اختلافات مالی گسترده در هفته های اخیر و درخواست الیاسری برای دریافت مبالغ بیشتری از پول در ازای مقالات نوشته شده به نفع مجاهدین، اعلام کرد.
عاقبت لجبازی و انحراف گروه مجاهدین
در اواخر شهریورماه 1360، خط و تاکتیک «تظاهرات گسترده» در داخل سازمان طرح شد با این ویژگی که تعداد بیشتری تیمهای مسلح در راهپیمایی شرکت داده شوند و تمام نیروهای اجرایی و عملیاتی و هواداران تشکیلاتی در صحنه حضور یابند و مناطق شروع راهپیمایی طوری در نظر گرفته شود که گروههای مختلف سازماندهی شده – در نهایت – به هم بپیوندند تا راهپیمایی گسترده شود.
کشتار بیگناهان و شادی جنون آمیز رهبر عقیدتی مجاهدین
مریم سخنرانی خود را آغاز نمود. او بروشنی اعلام نمود که این فاجعه تروریستی به نفع مجاهدین خلق تمام خواهد شد چرا که توجه آمریکا را به افغانستان جلب کرده و حداقل تا مدتی عراق و صدام حسین را فراموش خواهند کرد. او سپس عمل بمبگذاری انتحاری را به ایدئولوژی اسلام! ربط داد و گفت که تنها این نوع ایدئولوژی میتواند چنین مأموریت پیچیده ای را به انجام برساند. بسیاری از اعضای مجاهدین خلق که در آن اجتماع حضور داشتند در خصوص وقایع آن روز و آن اجتماع زمانی که از گروه جدا شدند شهادت داده اند.
سازمان مجاهدین خلق ذاتاً افراطی است
حقیقت این است که وقتی صحبت از «سازمان مجاهدین خلق» میشود٬ صحبت از یک تشکل «عادی» سیاسی نیست که زمانی مرتکب خطاهایی شده و اکنون در پی بازگشت به صحنهً قاعدهمند سیاست است. بلکه صحبت از یک فرقهً دُگم و خشن و تکصدایی است – که از سی سال پیش تا کنون نه تحولی در ساختار رهبری آن دیده شده٬ نه بذر و نشانی از اعتدال و عقلانیت در آن قابل مشاهده است و نه حتی زبان و شعارهایش را به روز کرده است
کشتار مردم اعمال مشترک جنایتکاران
جنایت های پنهان مریم قجر در سالهای 72 و 73 تا به حال بر سر اعضا و مسئولین معترض که باعث نابودی دهها نفر از آنان شده است دست کمی از جنایات دختر دیکتاتور لیبی ندارد و مطمئنا اگر عایشه قذافی شناخت بیشتری از فرقه رجوی و عملکردهای جنایت کارانه رهبران آن می داشت برای نابودی سریعتر و بی سرو صدای انقلابیون و معترضین کشورش به این جانی (مریم قجر) مراجعه می کرد تا چگونگی کشتار جمعی را از وی یاد بگیرد.
عملیات سر نگونی یا جنون قدرت طلبی رجوی – قسمت سوم
در این عملیات نیز گفته بودند که چنانچه کسی سلاح خود را بر زمین گذاشت و اسیر شد مورد عفو قرار گرفته و حق هیچ برخوردی را ندارید و حتی میتواند بدون سلاح پی کار خود رود. در روز دوم عملیات که آمار تلفات نیروها بالا رفت، تصمیم مسئولین سازمان عوض شد و دستور تیرباران اسرا را دادند و نمونههای زیادی از تیرباران اسیر در صحنه عملیات توسط نفرات نقل میشد.
تعرض مزدوران رجوی به شهروندان ایرانی در وین
ایادی اجیر شده فرقه که از پاسخگویی به پرسشهای منطقی شهروندان درمانده شده بودند اقدام به فحاشی، تهدید و در یکی دو مورد نیز قصد درگیری فیزیکی با هم میهنان ایرانی را داشتند.مزدوران رجوی تمامی این ایرانیها را مأمورین وزارت اطلاعات رژیم دانسته و خواستار اعدام آنها بودند.!!!
عملیات سر نگونی یا جنون قدرت طلبی رجوی – قسمت دوم
ضعف تاکتیکی «تهاجم با حداکثر سرعت» با متوقف شدن چند ساعته نیروها نمایانتر شد و به دلیل وضعیت جغرافیایی منطقه و تاکتیک و آرایش نیرویی نیروهای مقابل (ارتش و سپاه) افراد و سلاحهای سازمان کارآیی لازم را نداشته و توان پیشروی و تهاجم و یا حتی توان دفاع از خود را از دست داده بودند و هر چه زمان میگذشت این مشکل نمایانتر و دامنگیرتر میشد. وحشت عجیبی آندسته از نیروهای خارج کشوری که تا به حال جبهه و جنگ و سلاح و تیر را نه دیده و نه شنیده بودند و فقط با ترفندهای مختلف مسئولین سیاسی به صحنه کشانده شده بودند را فراگرفته بود.
دست یابی رجوی جلاد به سلاح جدید برای سرنگونی!
رجوی جلاد بعد از خلع سلاح توسط نیروهای آمریکایی به این فکر افتاد که باید برای سرنگونی سلاح جدیدی را اختراع کند تا شاید باز هم نیروهای ناآگاه خودش را فریب داده و در اشرف نگه دارد.این سلاح جدید همان فلاخن و تیرو کمان است که با آن به خانواده هایی که به اشرف می روند و خواهان ملاقات هستند حمله می کند تا شاید با زخمی کردن خانواده های اعضای خود باز هم اعضای فریب خورده خود را در اشرف نگه داشته و پل های پشت سرشان را خراب کند.

