چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین 19 خرداد 1405

    اعضای انجمن نجات همراه خانواده ها
    دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین

    روز یکشنبه 17 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان؛ آقایان علی اکرامی و حمید دهدار سرزده به مغازه خانم مهوش جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار در گروه مجاهدین خلق رفتند. خانم جهانبانی طبق معمول با برخوردی مهربابانه به اعضای انجمن نجات خوش آمد گویی گفته و احوالپرسی کردند. و در ادامه گفت: از […]

نامه حسن زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی مجاهدین 03 اردیبهشت 1403

نامه حسن زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی مجاهدین

رضا جان سلام، امیدوارم خوب و سالم باشی. امیدوارم هر چه زودتر تو را ببینم. نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده است. زمانی که در عراق بودی سر از پا نمی شناختم و چند بار به عراق سفر کردم به امید اینکه تو را ببینم ولی موفق نشدم. هر بار به عراق سفر می […]

چند کلامی با نازنین برادرم فرهاد حسن پور اسیر در کمپ آلبانی رجوی 02 اردیبهشت 1403

چند کلامی با نازنین برادرم فرهاد حسن پور اسیر در کمپ آلبانی رجوی

فرهاد جان عرض سلام و ارادت و با یک دنیا آرزوی بغل کردن و در آغوش گرفتنت. بعد از ملاقات با آقای پوراحمد در پائیز 1402 و گرفتن چند عکس یادگاری و درج گزارش و پیام ویدئویی در سایت نجات انتظار داشتم برای دلگرمی ما هم که شده با ما تماسی داشته باشی و عکس […]

نامه عباس پور جاویدی به برادرش محمد رضا پور جاویدی در کمپ آلبانی 02 اردیبهشت 1403

نامه عباس پور جاویدی به برادرش محمد رضا پور جاویدی در کمپ آلبانی

محمد رضا جان سلام. حالت چطور است؟ سالهاست که همدیگر را ندیده ایم. این سومین نامه ای است که برایت ارسال می کنم. نمی دانم می توانی نامه های مرا بخوانی یا خیر؟ کم و بیش از شرایط بسته ی درون کمپی که در آن زندگی می کنی خبر دارم. اما خب دسترسی دیگری که […]

استمداد خانواده بالایی از دولتمردان کشور آلبانی 02 اردیبهشت 1403

استمداد خانواده بالایی از دولتمردان کشور آلبانی

خدمت دولت مردان محترم آلبانی با سلام وعرض ارادت به استحضار می رسانم که بنده قربانعلی بالایی از قربانیان گروه موسوم به مجاهدین خلق از استان گیلان هستم که دو برادرم به نامهای مهربان و کیومرث بالایی در اسارت رجوی در مقر مانز آلبانی محبوس هستند. از این نظر عرض کردم محبوس هستند چرا که […]

درخواست خانواده یوسفعلی اکبری چیانه از مقامات دولت آلبانی 01 اردیبهشت 1403

درخواست خانواده یوسفعلی اکبری چیانه از مقامات دولت آلبانی

دولت محترم آلبانی با سلام و احترام همچنانکه مستحضرید،اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در کشور شما اسکان داده شده اند. من اعضای خانواده ی یکی از عضوها بنام یوسف اکبری می باشم. با توجه به اینکه سازمان موصوف به هیچ وجه اجازه ملاقات و تماس اعضای خود با خانواده هایشان را نمی دهد این موضوع […]

نامه حسین حسن زاده به برادرش ایرج حسن زاده در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی 29 فروردین 1403

نامه حسین حسن زاده به برادرش ایرج حسن زاده در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی

ایرج جان سلام برادر عزیزم حالت چطور است؟ زندگی را چگونه می گذرانی؟ سالهاست که در حسرت دیدارت هستیم. تو کوچکترین عضو خانواده هستی و عزیز همه ما. می دانی که پدرو مادرمان در حسرت دیدار تو و چشم به راهت از دنیا رفتند. نمی دانم تا چه زمانی عمرم به دنیا باشد اما بدان […]

نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی 29 فروردین 1403

نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی

محمد جعفر جان سلام احوالت چطور است؟ امیدوارم که سلامت باشی. هر موقع یادی از تو می کنم تصمیم می گیرم نامه ای برایت ارسال کنم و به نوعی درد دل کنم. نمی دانم از کجا شروع کنم؟! از نبودن چندین ساله ات در کنار ما؟ تماس نگرفتنت با پدر و مادرت که کلی حق […]

نامه امیر محمد زارعی به عمویش یدالله زارعی در اردوگاه آلبانی مجاهدین خلق 29 فروردین 1403

نامه امیر محمد زارعی به عمویش یدالله زارعی در اردوگاه آلبانی مجاهدین خلق

من امیر محمد زارعی برادر زاده یدالله زارعی از اسیران اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستم. ما سالهاست که چشم به راه عموی عزیزمان هستیم. من واقعاً نمی دانم که این رهبران سازمان مجاهدین خلق چطور می توانند این قدر بی رحمانه افراد را از خانواده هایشان جدا کنند. چطور می توانند اعضای خانواده را […]

نامه محمد طاهر محمدزاده به برادر اسیرش سید ولی محمدزاده 28 فروردین 1403

نامه محمد طاهر محمدزاده به برادر اسیرش سید ولی محمدزاده

با درگذشت مادر به سوگ نشسته ایم سید ولی جان ایام عید مادر در بیمارستان بستری بود و بشدت در انتظار تماس و دیدار تو. نه اینکه دلم می خواست سال نو را به تو تبریک و شادباش نگویم ولی دل و دماغش را نداشتم چون حال و روزگار مادر در بیمارستان وخیم بود و […]

نامه مجتبی نوری به برادرش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی 28 فروردین 1403

نامه مجتبی نوری به برادرش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی

حمید رضا جان سلام دیروز داشتم به تو فکر می کردم و تصمیم گرفتم نامه ای برایت ارسال کنم . حمید رضا پدر خیلی دل تنگ شماست و مدام سراغت را می گیرد. تا حالا چندین نامه برایت ارسال کردیم. اما جوابی نگرفتیم. آیا زمان آن نرسیده که از زندان رجوی  خود را رها کنی؟  […]

نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ مجاهدین خلق 27 فروردین 1403

نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ مجاهدین خلق

فرزین جان برادر عزیزم سلام چشم به هم زدم چندین سال گذشت و صدای شما به گوشم نرسید انتظار داشتم وارد سال جدید شوم تماسی با من بگیری و حال مرا جویا شوی. افسوس که خبری از شما نشد. من دلخور نیستم به دلیل این که می دانم به شما اجازه تماس نمی دهند. برادر […]

تبریک نوروزی محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی 25 فروردین 1403

تبریک نوروزی محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی

رضا جان سلام با عرض هزاران تبریک به شما برادر گرامی امید است سال نو سالی خوب و سرشار از سلامتی برای شما باشد و سال رهایی و بازگشت شما به آغوش خانواده باشد. خانواده ای که سالها چشم انتظار شما هستند و از شما بی خبرند و نگران احوالات شما . برادر عزیزم رضا […]

blank
blank
blank