دلتنگی های یک برادر نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین
در آرزوی شنیدن صدایش نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ اسیر در فرقه رجوی
دیدار اعضای انجمن نجات سمنان با برادرزاده اکرم دامغانیان
اعضای انجمن نجات سمنان هفته گذشته، به دیدار فرشاد دامغانیان، برادر زاده اکرم دامغانیان از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق رفتند. فرشاد دامغانیان، که سالهاست پیگیر وضعیت عمه اش از چنگال فرقه رجوی است، از دوستان و همراهان همیشگی انجمن نجات مرکز سمنان بوده و هست. اعضای انجمن برای دیدار با فرشاد دامغانیان به محل […]
پیام خانواده حسن پور برای فرهاد حسن پور گرفتار در کمپ مجاهدین خلق
خانواده حسن پور از جمله خانواده های چشم انتظاری هستند که عزیزی گرفتار در مجاهدین خلق دارند. فرهاد حسن پور، سالهاست که در تشکیلات فرقه رجوی گرفتار است و هیچ ارتباطی با دنیای بیرون و با خانواده خود ندارد. خانواده حس پور از طرق مختلف سعی کرده اند از حال و وضعیت فرهاد مطلع شوند، […]
پیام حمید فرخی به برادرش بهزاد فرخی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
آقای حمید فرخی از خانواده های فعال استان مازندران می باشد که در هر مقطعی برای رهایی برادرش بهزاد فرخی از چنگال فرقه تررویستی رجوی تلاش کرده و هرگز در این مسیر خسته نشده است و هم چنان اعتقاد دارد این راه به پیروزی یعنی رهایی برادرش بهزاد خواهد انجامید. ایشان در پیامی خطاب به […]
دیدار مسئول انجمن نجات گیلان با خانواده فرهاد حسن پور
چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ به دعوت فرامرز حسن پور از برادران چشم انتظار فرهاد حسن پور عضو اسیر رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی، عازم روستای سرسبز کینچاه از توابع شهر لشت نشاء شدیم و ساعاتی خوش مهمان منزل گرم و صمیمی شان بودیم. در این دیدار دوستانه با خانواده فرهاد حسن پور، برادرش فرامرز به […]
نامه مادر فریبا حبیب پور به دختر اسیرش در اردوگاه آلبانی مجاهدین خلق
در روزهای اخیر مسعود حبیب پور برادر فریبا حبیب پور گرفتار در اردوگاه فرقه رجوی در کشور آلبانی در دفتر انجمن نجات استان آذربایجان غربی در شهر ارومیه حضور یافت و ضمن گفتگو با مسئول دفتر نمایندگی انجمن نجات در ارومیه، نامه مادرش خانم فاطمه عدنان پور به دخترش فریبا حبیب پور را تقدیم مسئول […]
داستان ربوده شدن پسری که به دست مجاهدین خلق افتاد
ثریا عبداللهی، نماینده تشکل مادران انجمن نجات، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی با حضور در برنامه صبحانه ایرانی ، داستان غم انگیز زندگی صدها و هزاران مادری را نقل کرد که سالهاست در پی دیدار با عزیزان شان هستند که در دام مجاهدین خلق گرفتار شده اند. او داستان ربوده شدن پسرش امیر اصلان حسن زاده […]
پیام محمود اسماعیل پور به برادرش احمد اسماعیل پور در اشرف 3
خانواده اسماعیل پور از جمله خانواده های چشم انتظاری هستند که سالهاست در حسرت دیدار عزیز شان هستند. عضوی از خانواده که به واسطه قدرت طلبی های رجوی ها، سالهاست از هر گونه ارتباطی با خانواده محروم مانده است. احمد اسماعیل پور سالهاست که در تشکیلات جهنمی رجوی اسیر است و در تمام این سالها […]
نامه الناز بیاتی به برادرش اصغر بیاتی گرفتار در کمپ مجاهدین خلق
اصغرجان سلام. خوبی عزیزم؟ قربون داداش قشنگم برم چرا نباید ما با هم ارتباط داشته باشیم و از حال و هوای هم جویا شویم. خیلی از دوستانت جدا شده اند و در کنار خانواده هایشان زندگی میکنند. حتما میدانی که بابا و مامان و داداش تورج از پیش ما رفتند و تنهایمان گذاشتند. حداقل تو […]
نامه خواهر دردمند و چشم به راه اسماعیل نیکزاد
اسماعیل جان سلام، امیدواریم سالم و تندرست باشی و بعد از 37 سال دوری و بیخبری، جویای حال ما باشی. ما همه اعضای خانواده شکر خدا در کنار عزیزانمان زندگی میکنیم و تنها امیدواری و دلیل زندگی مان بازگشت تو به ایران و در آغوش کشیدنت هست . از قضا امروز کل خواهرها دورهم بودیم […]
نامه محسن یونسی به پدرش محمد هادی یونسی در کمپ آلبانی
پدر جان سلام، امیدوارم حالت خوب باشد. این چندمین نامه ای است که برای شما می نویسم تا شاید جواب مرا بدهی. من زمانی که دل تنگ شما می شوم چند خطی برای شما می نویسم و کمی آرامش می گیرم. چند بار به عراق سفر کردم فقط به خاطر دیدن شما. امیدوار بودم با […]
نامه به علی قلیزاده از افراد گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق
با سلام خدمت برادر عزیزم امیدوارم حالت خوب باشد. پدر و دیگر اعضای خانواده خوبند و برایت سلام می رسانند. امروز دوشنبه ۱۳ آذرماه 1402 یک روز پاییزی است که امید را در دلهایمان زنده میکند. علی جان از آخرین نامه ای که برایت نوشتم دوماه می گذرد. علت تاخیر در نوشتن نامه از یاد […]
نامه فرزندان علی سپاه امیری برای پدر اسیرشان در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
با سلام پدر عزیزمان ما فرزندانت از خداوند صحت و سلامتی شما را خواستاریم. بابا جان ما بچه هایت از دوران حضور در عراق و خطر جنگ و ناامنی ها لحظه لحظه در ترس و نگرانی بودیم و اکنون هم که به کشوری دور دست و درکمپی بسته و بدون هیچ گونه تماس با خانواده […]

