مجاهدین خلق

نقش افراد در روانشناسی صلح

نقش افراد در روانشناسی صلح
نها د ینه کردن فرهنگ مسالمت و پرهيز از خشونت(2)

هیئت تحریریه کانون فلق، پانزدهم نوامبر 2006
ما اینجا در صدد نیستیم که مساله صلح طلبی واعمال زور را به طور یک جانبه به روانشناسی منحصرکنیم.
برای مثال درگسترش مناسبات زورمدارانه ودرگیریهای خشونت آمیز، ذخایر زیرزمینی و ذخایر انرژی و سرزمین و تکنیک می توانند نقش تعیین کننده ای ایفا نماید.
اما اینها هیچ کدام به تنهایی انگیزه به حساب نمی آیند زیرا برای نمونه، اینکه ذخایر زیرزمین چگونه تقسیم شده اند و نیز این موضوع که چه درگیریهایی به وجود می آورند ،به میزان زيادی یک مساله انسانی است این مساله به اشکال نهادی همزیستی اجتماعی و رفتار فردی مربوط می شود.
تحقیقها در مورد صلح بایستی همه عوامل مهم مربوط به صلح را مورد توجه قراردهند شرایط اقتصادی ،سیاست نظامی ،تکنولوژی تسحیلاتی ،ارزشهای حقوقی ملتها ،همچنین گروههای اجتماعی و رفتار فردی – جمعی در درگیریها، این تحقیقها ناگزیر شامل حوزه تحقیقی گسترده ای متشکل از بخشهای گوناگون می شوند.
علوم مسائل مجرد صلح را مورد توجه قرار نمی دهند، بلکه هر یک به قسمتی از یک مساله پیچیده می پردازند. نقطه نظر به معنای جزئی از یک کلیت است که از نظر محتوا ،عوامل پدید آورنده گوناگونی دارد که دراین مساله با یکدیگر تشکیل بافتی داده اند تکنیکی و روانشناسی و غیره، نقطه نظر در موارد زیادی به معنای یک درجه یا واحد بزرگی در عملیات اعمال زور به کار می رود برای مثال فرد یا دولتهای عامل یا حتی نظامهای دولتی.
در حالی که امروز عنصر اصلی را فرد تشکیل می دهد، گاندی می گوید در نهایت این فرد است که همه چیز به او مربوط می شود، ازادی فرد از هر آنچه که در مقابل تحقق خویشتن وی قرار می گیرد.
وقتی محور اصلی تحقیقها در زمینه صلح باشد، صورت مسئله را اين گونه می توان تعريف کرد که شرايط رشد وکاهش اعمال زور گروهی يکی از مقولات مهم حول سر منشا خشونت انسانی است.
موضوع مهمی که به تازگی مورد توجه محققين قرار گرفته ، تا ثيرات گروهی و روابط آمرانه است، که افراد « کاملا عادی» را به اعمال زور وادار میکند، در حالی که افراد به تنهای شايد هرگز دست به چنين اعمالی نمی زدنند.
برای مثال ان دسته از کارهای جمعی که فرد را اماده شرکت در اعمال زور سازمان يافته میکنند، در اين رابطه قابل ذکر است و به همين دليل با اعمال زور سازمانها روبرو هستيم ،در حالی که اين سازمانها ازمجموعه انسانها تشکيل شده اند، ولی بسياری از عناصر تشکيل دهنده اين سازمانها گاه می بينيم که از همين سازمانها رنج میبرند.
ادامه دارد

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا