زندانیان اجازه تماس با بیرون زندان را دارند؟ در زندانهای مجاهدین خلق چه می گذرد؟!
سبک بلاغی مجاهدین خلق ادبیات بیادبی در سازمان مسعود
آیا میدانستید که به دستور رجوی بی کفایت ترین زنان در راس امور نظامی و تشکیلاتی قرار میگرفتند؟
زمانی جبران ناپذیر میشد که در زمینه نظامی هم اوضاع به همین شکل می بود.یعنی در یک ماموریت نظامی مثلا ماموریت گشت رزمی یا کمین شبانه یک حتی یک ماموریت اسکورت رزمی یک زنی که در عمرش صدای شلیک گلوله را نشنیده یا کوچکترین تجربه ای ندارد فرمانده میشد و خیال هم میکرد که یک عنصر نظامی کار حرفه ای است. با بی تدبیری و بی تجربگی خود بعضا باعث کشته شدن بچه های تحت مسئولیتش میشد! و جالب اینجا بودکه پاچه خواران دستگاه رجوی هم میگفتند:مگر برادرانی که با تجربه شده اند چطور این تجارب را بدست آورده اند؟ باخون! خب اکنون خواهران هم باتجربه میشوند! یعنی براحتی از خون بچه ها برای رسیدن به اهداف خود خرج میکردند و به هیچکس هم پاسخگو نبودند!
مونا (آذر) حسین نژاد: نامه ای دیگر به خواهرم زینب در زندان لیبرتی
زینبم خواهر قشنگم! وقتی نامه ات به کمیساریا، منتشر شد و دیدم، برای ساعتی سراغ متن نامه ات نرفتم و تنها خیره شدم به عکست و دست خطتت، عکست رو نوازش کردم وصورت ماهت رو بوسیدم و غرق شدم تو عمق نگاهت و چشمات. مثل خیلی از خواهرهای دیگر چقدر شبیه هم هستیم! دست خطتت را بوسیدم که خیلی دلتنگش شده بودم. لابلای نامه ات خیره شدم به اسمم”خواهرم، آذر حسین نژاد” که با دست خط خودت که خوب می شناسمش نوشته بودی. جرأت نمی کردم متن نامه رو بخوانم. ته دلم آرزو میکردم که کاش از دلتنگیت برای من نوشته باشی از اینکه چقدر دوست داری خواهرت را ببینی. آرزو می کردم که کاش از کمیساریا درخواست کرده باشی که کمک کنند تا همدیگر را ببینیم.
52 تن قربانی شدند بخاطر اموال بی مقدار اشرف
راستی کسی که اندک شناختی ازفرقه تبهکار و جاه طلب رجوی داشته باشد نه حتی مثل من که سالیان با آنان همگام بوده ؛ نه تنها شکوه وزیباهی ازاین تابلو نمی بیند بلکه تماما خیانت وجنایت شخص رجوی را می بیند که بخاطرجاه طلبی خود واینکه نخواهد از بابت بطلان و شکست استراتژی خود به کسی پاسخگوباشد به ظاهر بخاطر حفظ اموال بی مقداراسارتگاه اشرف 100 تن ازنگون بخت های اغفال شده اش را دراشرف میخ میکند وسپس آن تراژدی غمناک که خود طراح آن بوده به وقوع بپیوندد و52 تن به قربانگاه فرستاده میشوند.
حجاب اجباری، برابری و… در تشکیلات مجاهدین و دروغ های مریم رجوی – قسمت دوم
زمانیکه در یکان زنان حضور داشتم، در اثر شکنجه و سیاست های ستمگرانه تشکیلات رجوی، گردنم دچار دیسک شده و تحت فشار و درد شدید بود. وقتی بیماری ام شدت گرفت، خانم دکتری که بتازگی وارد تشکیلات شده و تنها دو سال سابقه داشت برایم بستری شدن را تجویز کرد ولی صرفاً بدلیل اینکه از نظر رجوی یک عنصر ناراضی به حساب می آمدم، تشکیلات مانع بستری شدنم شد. آن زمان مسئولم یکی از زنان شورای رهبری بنام”حنانه علیقلی با نام مستعار مهری” بود. وی با دستور زهره قائمی (از معاونین مسئول اول سازمان و مسئول ستاد داخله و مسئول چند یگان زنان)، به بیمارستان آمد و مرا با زور در حالیکه مقاومت می کردم از تخت به زمین کشید اینکارباعث کشیدگی و ضربه به گردنم گردید
رجوی و نیازش به فوت بیماران در لیبرتی و آلبانی
رهبری سازمان مجاهدین با انتقال برخی بیماران و افراد مشخصی که اطمینان کامل به وفاداری آنها دارد از لیبرتی و آلبانی به کشورهای پیشرفتۀ اروپایی مانند فرانسه و آلمان نشان داده که می تواند اگر بخواهد هر کس را با امکانات مادی و وکلایی که دارد بویژه آنها که از قبل پناهندگی و اقامت کشورها را دارند به هر جا که بخواهد و مناسب منافع و اهدافش باشد منتقل کند. ولی موضوع این است که رهبری سازمان مجاهدین به افرادش اعتماد ندارد و به همین علت بیماران را حاضر نیست بدون همراهی افراد مورد اعتماد و وفادارش تحت عنوان مترجم به بیرون از تشکیلات بفرستد زیرا حتی اگر جرأت فرار یا جدا شدن به خودشان ندهند احتمال حرف زدنشان با افراد بیرونی مانند دکتر یا پرستار عراقی در مورد آنچه بر آنها در داخل تشکیلات جهنمی و فرقه ای سازمان مجاهدین می گذرد وجود دارد.
حجاب اجباری، برابری و… در تشکیلات مجاهدین و دروغ های مریم رجوی – قسمت اول
در تشکیلات رجوی، زنان به هیچ عنوان حق ندارند بدون روسری باشند، حتی اگر روسری ها کمی عقب بود و کمی از موهای خانمی دیده می شد، ابتدا تذکر می دادند و در ادامه به وی تهمت و مارک های ناجور و زشت می زدند و آبروی آن زن را می بردند. آری مریم رجوی به شکل نوین و خزنده، سرکوب و اختناق را جاری می کرد و همچنان نیز در مناسبات فرقه رجوی این اختناق جاری است.
نامۀ آذر (مونا) حسین نژاد به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در عراق
برای همه واضح است که ساکنین لیبرتی آزادانه و باب میل خودشان زندگی نمی کنند و شدیدا تحت نفوذ و کنترل رهبران سازمان مجاهدین قرار دارند. سازمانی که از تمام راه های ممکن برای مغزشویی و کنترل اعضایش استفاده می کند. من تاکنون بارها برای ارتباط گرفتن با خواهرم در کمپ لیبرتی، تلاش کرده ام ولی موفق به هیچ گونه تماسی با او نشده ام. من حتی، برای خانم مریم رجوی، رهبر کنونی سازمان مجاهدین خلق ایران (P.M.O.I) ساکن پاریس، نامه ای نوشتم که در آن محترمانه و عاجزانه از ایشان تقاضا کردم که حداقل خواهرم تماسی با من داشته باشد تا جویای احوالش شوم ولی هیچ جوابی به من ندادند! و هیچ تماسی توسط خواهرم صورت نگرفت!
خانم قجرعضدانلو، حقوق”بشر” و حقوق”زنان ایرانی” پیشکش!، مادران چشم انتظار را دریاب!
خوب نگاه کن، چرا دلت برای این مادر نمی سوزد که از درد دوری عزیزانش دچار مشکل قلبی شده و چشم انتظار فرزندانش است؟ ای ریاکار چرا برای او پیام تسلی بخش نمی فرستی؟ چرا دخترش را در لیبرتی اسیر کرده و اجازه نمی دهی با مادر چشم انتظار خود گفتگو کند؟ آیا بویی از انسانیت برده ای؟
مجاهدین خلق ستایش گران حقوق بشر دوگانه
هر از چند گاهی که سازمان ملل متحد قطعنامه ای یا بیانیه ای درباره ی آن چه نقض حقوق بشر در ایران می خواند، صادر می کند، مجاهدین خلق، علیرغم آن که خودشان سوابق وحشتناکی در نقض حقوق بشر دارند، سوخت بیشتری برای ماشین تبلیغاتی خود علیه ایران به دست می آورند.
بهانه گیری رجوی ها در روز حقوق بشر از سر استیصال
مریم رجوی به بهانه روز جهانی حقوق بشر با اشاره به گسترش ابعاد تحولات در سوریه و عراق و… گفت: چرا دولتهای غربی در مقابل نظام ایران که کارنامه اش صدبار تباهتر از داعش است،، نمی ایستند. او سکوت دولتهای اروپایی در این رابطه را تقبیح نمود و هشدار داد که همکاری با ایران زیر عنوان مبارزه با داعش نه یک راه حل، بلکه نسخه ای برای یک فاجعه است.
آیا با پیاده کردن نسخه ی حقوق بشری جاری در لیبرتی موافقید؟
این سخن بمنزله ی شاه بیت وبیان درد اصلی خانم رجوی است ولازم نبود که بقیه ی ترهات خود رابرزبان بیآورد: بلی مردم را باید با این تحریم هایی که دراصل” جنایت برعلیه بشریت” است ازپا درآورد، به گرسنگی کشید و بی دوا ودارویشان گذاشت که تسلیم شوند وبقول مهندس بازرگان مرحوم بگویند که:” سه سه بار، نه بار غلط کردیم که انقلاب کردیم”! بلی ما انقلاب کردیم که جلوی دخالت بیگانگان درامور کشورمان راگرفته وبا درپیش گرفتن مسیر رشد وترقی، منزلت ورفاه بیشتری داشته باشیم واین ابدا بدان معنی نیست که خواستار مناسبات برابر حقوق با دیگر کشورها نباشیم ونودیم!
مسعود رجوی و مریم رجوی اسامی ۷ نفر از جداشدگان از این سازمان را اعلام کنند
تجربه نشان داده با توجه به فضای پیام آقای رجوی و جو تهدید و ارعابی که بستر این پیام بود و بالطبع در نشست مربوطه در لیبرتی هم ساری و جاری بوده است، این جداشدگان در شرایط خطرناکی به سر می برند و طبعا مورد سرکوب و عناد سران مجاهدین در لیبرتی قرار خواهند گرفت و به همین دلیل دخالت شورای حقوق بشر سازمان ملل، کمیساریای عالی پناهندگان و صلیب سرخ ضروری و یک نیاز فوری است.

