ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم
عمل جراحی بدون بی حسی شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم
زخمی شدن در تانک و جراحت شدید شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت اول
چند دروغ و نیرنگ و ادعای دفاع از زنان در فرقه آدم کش رجوی
در حالیکه می توانستند آنها را یکی دو سال زودتر و در اولین سری انتقالی به آلبانی بفرستند. و یعنی اینکه با اطلاع تشکیلات آدم کش شما از بیماری خانم ونایی از چند سال پیش، می توانستید خانم فریده ونایی و رویا درودی را در سری اول به آلبانی بفرستید ولی به جای آن قداره کشانی همچون فرزانه میدانشاهی و جواد خراسان و افشین ابراهیمی و… را برای بگیر و ببند در لیست اعزامی خود جای داده و نگران زندگی و مرگ بیماران خود نیستید و مثل همیشه بدنبال بهانه ای برای مرگ و سر به نیست کردن اعضا هستید.
مرگ”فریده ونایی” و اشک سوزناک مریم رجوی
خانم”فریده ونایی” قربانی جدید سرکوب زوج رجوی است. این زوج خونخوار، اعضای بیمار و مضطرب خود را بیش از ده سال است در عراق رها کرده و به اسم”امام حسین” در میان آتش و خون به صورت زجرکش نگه داشته و یکی یکی به کشتن می دهند و از مرگ آنها نیز برای خود مشروعیت و خوراک تبلیغی تولید می کنند… به نظر می رسد اکثر کسانی که سابقه تشکیلاتی طولانی در تشکل مافیایی مجاهدین دارند، جز چند نفر که جهت کنترل دیگر افراد به خارج ارسال می شوند
بار دیگر زن نگون بختی از فرقه رجوی به دل خاک سرد رفت!
این اولین زن نگون بختی نیست که در فرقه رجوی به خاطر بیماری فوت می کند و طبعآ اخری هم نیست و تا زمانی که اعضاء در اسارت ذهنی و جسمی رجوی زنباره و دیگر سران فرقه هستند چه مرد و یا زن خواه نا خواه سرنوشتی بهتر از این در انتظارشان نیست چون شخص رجوی و مریم قجر برای فرار از پاسخگویی به خون و جنازه بیشتر نیاز دارند تا یک ادم سالم.
آیا مجاهدین صلاحیت محکوم کردن اسید پاشی را دارند؟
پر واضح است رهبری مجاهدین در ساختـار ذهن خویش و تفکر فرقـه ای که ترویج دهنده ی آن در دنیای معاصر است تاکنون به معنای راستین آزادی و رهایی زن پی نبرده است. انسان در هر شرایطی میتواند آزادی خود را محقق سازد، منتها این” اختیار” بهایی دارد که انسان آگاه و امروزی باید برای پرداختن آن آماده باشد. اما آیا رهبر عقیدتی مجاهدین در حالی که به باور و اعتقاد کادرهای تشکیلاتی زن مجاهدین، خود درگیر و گرفتار” بن بست های روحی و معضلات اخلاقی” است، می تواند تصویری عمیق، تامل انگیز و ژرف بینانه از رهایی و آزادی زن ارائه دهد؟
دستور خودسوزی زنان در فرقه رجوی
در 17 ژوئن 2003 زمانی که خانم مریم رجوی سلطان زنان اشرف در فرانسه دستگیر شد بلافاصله در اشرف به زنان دستور دادن برای رهای مریم هر کس می تواند دست به خود سوزی بزند و اعلام آمادگی بکند که دولت فرانسه تحت فشار گذاشته شود و مریم را آزاد بکنند و همچنین همین دستور در اروپا اجرا شد افرادی که در اروپا مجبور شدن خود را به آتش بکشند همگی عضو سازمان مجاهدین بودند. که ندا یکی از آن جمله زنانی بود که از آتش جان سالم به در نبرد و بعد از چند روز در بیمارستان فوت نمود
نقض سیستماتیک حقوق کودکان در مناسبات فرقه ی مجاهدین
اوج خشونت بر علیه کودکان در زمان انقلاب ایدئولوژیک پایه گذاری شد. زمانی که رجوی مستقیما کانون خانواده را هدف گرفت و بنا را به تلاشی کامل خانواده ها قرار داد. این بار نیز کودکان که سد ومانع رسیدن به این مهم بودند از سر راه برداشته شدند و بهانه اش هم شد جنگ خلیج فارس.
عنوان زجر کش کردن بیماران لیبرتی و نتیجه مناسبات فرقه ای رجوی ها
اگر فرقه در اطلاعیه هایش تاخیر سیستماتیک بیمار را در امر انتقال یک اقدام ضد انسانی از طرف ماموران عراقی، متهم می کند، علت این است تا مانع اصلی را دور بزند، مانع اصلی خودش است رهبران به دلیل قانونمندی های فرقه ای نمی خواهند اعضایشان در فضای سالم نفس بکشند اگر نفرات همراه را کوبل بیمار نکنند آن وقت اعضاء از چنگشان خارج می شوند.
مینو فتحعلی یا ریحانه جباری، کدامیک مستحق اعدام بودند؟
مینو دیگر در مناسبات دیده نمی شود تا پس از سرنگونی صدام حسین که او و چند تن دیگر از اعضای مسئله دار شورای رهبری ازدیگران جدا می شوند. سلطانی می نویسد:” به ما گفتند که آنها را بردیم محلی که بتوانند راحت تر باشند. اما من هفته بعد که یکی از اون خانم ها را دیدم گفت که مینو را بردند کشتند و او را همان شب بتول رجائی با یک نفر دیگر آمدند برد و دیگر هیچ خبری از او نشد
تشکیل شورای مرکزی هزار نفره از میان نهصد زن ساکن در لیبرتی!
واقعیتی که امروز جهان درباره ی مناسبات درونی فرقه ی رجوی به ویژه درباره ی وضعیت زنان گرفتار در این فرقه می داند چیزی نیست جز نقض اساسی حقوق زنان. ” هزار زن قهرمان” اگر همه به” رأی صلاحیت” عضو شورای مرکزی شوند و رجوی روزی هزاربار به آن ها درود فرستد، باز هم از کوچکترین حقوق یک زن عادی در یک جامعه ی عادی – و نه حتی دموکراتیک – محروم هستند.
قربانگاه اشرف ولیبرتی و……
در تشکیلات فرقه ای افراد مجبور می شوند که کلیه پیوندهای احساسی وعاطفی خود را سرکوب کرده وعشق وعلاقه به رهبری واهداف فرقه را جایگزین آن نمایند در حقیقت فرد با شستشوی مغزی تبدیل به یک رباط بدون فکر وعقل وشعور می شود که باید تمام هستی وجانش را در راه اهداف سرکرده فرقه مایه بگذارد واین از خود بیخود شدگی را بعنوان یک ارزش تبلیع کرده ونام صداقت و فدایی برآن می گذارند یک عضو صادق و فدایی در حقیقت به ابزاری تبدیل می شود که باید طبق برنامه از پیش مشخص شده در چهار چوب تشکیلات زندگی کند فکر کردن وآگاهی خط قرمز تشکیلات است
دیدگاه رجوى و مفتیهاى وهابى عربستان نسبت به زن از یک آبشخور است
رجوى در ظاهر دم ازحقوق زن میزند ولى در تشکیلات مخوفش ناقض ترین فرد در حقوق زنان است و دور از انظار، گرگ درنده خوئى است که نه تنها براى زن هیچگونه ارزشى قائل نیست، بلکه خود پدر خوانده اینگونه دیدگاهها نسبت به زن است و زنان را در تشکیلاتش چنان برده و اسیر خود ساخته است که هویتى از خود بعنوان یک انسان ندارند. رجوى آنها را مسخ و بى اراده و اختیار کرده است.
نگاهی به نامه سرگشاده پنجاه و هفت تن از جداشدگان فرقه رجوی به آقای اوباما
در حالیکه این سازمان خود را مدافع سرسخت حقوق بشر می داند ولی در مناسبات خودش بیشترین موارد نقض فاحش حقوق بشر را دارد و در این رابطه ارگانهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی مثل دیدبان حقوق بشر هم اینرا تایید کرده اند مواردی مثل بکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در عملیات نظامی و تروریستی و راه اندازی طلاقهای اجباری

