زندانیان اجازه تماس با بیرون زندان را دارند؟ در زندانهای مجاهدین خلق چه می گذرد؟!
سبک بلاغی مجاهدین خلق ادبیات بیادبی در سازمان مسعود
یاد مانده ها از مناسبات فرقه رجوی – قسمت اول
دریکی ازاین روزها که فرهاد هنوز سربه نیست نشده بود، به مسئول مان گفت: ما را دراین زمین ها به کشتن خواهند داد وجنگ با رژیم یک شعار خواهد ما ند وبهتر است یک نفربر به اینجا بیاورید که درکنار آن کشته شویم ونه اینکه مردم بگویند به خاطر پر کردن وقت در یک زمین کشته شدند. بعداز آن من با فرهاد دوست صمیمی و هم محفل شدیم واین کار باعث شد درسازماندهی مجدد، ما را از یگان جلال تقی زاده به یگان دیگر بدهند اما حرف های او همشیه با من بود.
هزاران زن در دام رجوی یا هزاران زن شورای مرکزی
فیل هوا کردن رجوی در درون مناسبات تا به امروز امری عادی محسوب می شود اما تعجب و شکفت آور است در شرایطی که بن بست استراتژیکی و خط و خطوط اشتباه سرانجام تشکیلات را دچار آشفتگی و بی آینده گی کرده است. رهبری یاد ایجاد شورای مرکزی زنان با حضور هزاران زن کرده است. این شور نمایشنامه از قبل (از ماه ها قبل) از سوی مسئول اول مطرح و پیشنهاد شد که مریم رجوی با فرستادن تبریک و تهیات که فقط در این گروه فرقه ای یافت می شود از تشکیل آن خبر داد.
شما بهتر است که به اعاده حقوق اسرایتان در لیبرتی بپردازید!
آیا لیبرتی نشینان لایق حمایت ها و محبت های بشردوستانه نیستند؟! وخانواده های آنها که گروه گروه در درب لیبرتی جمع شده ودرخواست ملاقات حضوری با عزیزان دربند خود را دارند، جزء” بشریت” نیستند تا بانقض شدن ابتدائی وطبیعی ترین حقوق انسانی شان که ملاقات با این فرزندان تیره روزباشد برآورده نشود وآنها مجبور به تحصن در مقابل آفتاب سوزان عراق نگشته وبه نهادهای دولتی عراق و نمایندگی های مجامع بین المللی مراجعه کنند؟!
فاجعه انسانی در فرقه رجوی
کسی نیست از رجوی بپرسد که چرا به پدران و مادرانی که برای دیدار عزیزانشان سختی راه و گرمای طاقت فرسای عراق را بجان خریده اند به آنان تهمت جاسوس و رژیمی می بندد و آنان را مزدور و اطلاعاتی می نامند در صورتی که آنان را مشاهده کنید، دارای صورت های چروکیده و دست های پینه بسته و قامت های خمیده هستند که بعد از سال ها در انتظار ملاقات با عزیزان دلبندشان در پشت دیوارهای بلند نشسته اند.
چرا به خانواده ام فحاشی کردم (نامه رسیده از قرارگاه لیبرتی در عراق)
آنروز همه مراقب من بودم.شب قبل گفتند اینها با انجمن نجات از شمال آمدن.ووقتی شما روبهرو میشوید مثل رژیم است اگر فوش ندید خودتان مسله دارید و خیلی صحبت کردندو نشست گذاشتند من فوش نمیدادم.برای برادرم هم بد میشد گفتند میتوانیم وسایلی در جیبش بگذاریم و به آمریکاییها تحویلش دهیم تا مدتی به اسم جاسوس رژیم در زندان بماند
رجوی جنایتکار باید بداند زمان ضرب و شتم افراد در مناسبات فرقه ای گذشته است
اگر کسی در عراق سر به نیست میشد،هیچکس در بیرون خبردار نمی شد که چه بلایی بر سر افراد نگون بخت آمده است پس می بایست به هر طریقی خودم را از فرقه نجات می دادم تا بتوانم به همه بگویم که در مناسبات فرقه ای رجوی چه جنایتی انجام می گیرد که خوشبختانه این آرزویم برآورده شد و می توانم چهره کریه و ضد مردمی وی و دار و دسته اش را افشا کنم.
تحفه ای که به مقصد نرسید
در این فرقه سیاست هدف وسیله را توجیه میکند تا بوده نفرات داخل را بیشتر به نیستی کشانده تا هدف را. انقلاب ایدئولوژیک و طلاق زنان. حالا تقریبا به سیاست کلی که دنبالش بود رسیده بود (من همش را میخوام) و اینک تنها به زنان سازمان بسنده کرده بود. قله آرمانی و بیرون کشیدن رحم زنان به دستور مریم قجر. و در زمان جنگ و حکومت صدام، فرستادن دختران سازمان به حرمسرای افسران حزب بعث امری عادی به نظر میرسید.
قربانیان مجاهدین خلق نیازمند کمک از بیرون هستند
رنج مشترک دو پدری که این مطلب به آن ها اشاره شد، آن دو را بر آن داشت که در نزدیکی مقر سازمان در اورسوردواز پاریس دست به اقدامات افشاگرانه درباره ی ماهیت فرقه مجاهدین خلق بزنند. آن ها با پخش بروشور و تصویر و سی دی به آگاهی ساکنان اورسوردواز رساندند که دخترانشان از سوی مجاهدین خلق ربوده شدند و این سازمان ماهیتی غیر دمکراتیک دارد.
فراتر از گوانتانامو”گوانتاناموی اشرف رجوی”
اما در نقطه ای دیگر از همین کره خاکی با کمی فاصله از ابوغریب زندان مخوف دیگری به نام قلعه مسعود خان رجوی وجود داشت به نام قلعه اشرف و اینک با تغییر نام به قلعه لیبرتی معروف شده است.در اینجا بهانه ای به نام نیروی خارجی و بیگانه نبود که طعمه خود را به دام اندازد وشکنجه نماید و از آن لذت ببرد و نسبت به ناله و ضجه آن بی احساس باشد. بلکه اینجا رهبری فرقه بود که نیروهای خود را با انواع ترفندها و سناریوهای خطرناک فرقه ای به بند کشیده و تحت مخوف ترین انواع شکنجه ها قرار میدهد و به شکل های پیچیده ای ازآن لذت می برد…
کشته هایی که فراموش شده اند
علی می گوید که صبح روز بعد ابتدا در مورد تجاوزات ارتش عراق به خاک اشرف به ما سخنرانی نمودند و برخی از بچه ها را هوایی نمودند و سپس ما را به سمتی بردند که ارتش عراق از آنجا وارد اشرف شده بود و به سمت جلو در حرکت بود، به ما گفتند بروید جلو و آنها (ارتشیها) نمی توانند کاری بکنند و ما نیز جلوی نیروهای تا دندان مسلح یگانهای نظامی رفتیم که درگیری شروع شد و من صدای تیر را می شنیدم که از بیخ گوشم رد می شد و از طرفی فرماندهانمان به ما می گفتند کسی حق عقب نشینی ندارد و در یک لحظه دیدم که هیچ کدام از مسئولین در سنگرهای خود نیستند و آنها به عقب فرار کرده بودند و بچه ها یکی یکی در برابر ارتش عراق تلف می شدند و من و برخی از دوستانم از فرصتی استفاده کرده و فرار کردیم و جان خودمان را نجات دادیم.
رفتار مسعود رجوی با مخالفان در سازمان
در تشکیلات مجاهدین، مهم نیست چه کسی هستی، چگونه و در کجا می میری!؟ مجاهد والامقام باشی یا بدون مقام، تازه به دوران رسیده باشی یا دارای چند دهه سابقه. بقول رجوی، در عالم”بریدگی” سرکنی یا مدافع فعال”انقلاب خواهر مریم” بوده باشی. در نهایت تفاوت چندانی ندارد. اهمیت مسئله مطرح شده در این است که هر که می خواهی باش، اما برای رجوی و نزد آنها بمیر. تا در بارگاه رجوی به شوکت و کمال برسی و با قاب عکسی بی مقدار، تزئین بخش مجالس رنگارنگ و مدال”جامعه دروغین بی طبقه توحیدی” بر روی سنگ قبر.!
بهتر بود مریم قجر از فضای استبدادی داخل مناسبات و سرکوب اعضای فرقه حرف می زد
مریم قجر در انتهای مصاحبه خود باز از کشورهای مرتجع منطقه می خواهد که سازمان وی را به رسمیت بشناسند تا بتواند هر چه بیشتر در منجلاب خیانت علیه مردم ایران فرو برود البته اکنون با رو شدن سند ویکی لیکس برای کشورهای مرتجع منطقه هم مشخص شد که این سازمان برای آنان کارآیی نداشته و نمی تواند برای آنان منافعی داشته باشد و به همین خاطر سعی می کنند در بازیهای سیاسی آنان را به بازی نگیرند.

