ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم
عمل جراحی بدون بی حسی شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم
زخمی شدن در تانک و جراحت شدید شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت اول
۸ مارس، روز گرامیداشت رهایی یا به زنجیر کشیدن زنان در سازمان مجاهدین؟
زنان سازمان مجاهدین که تا قبل از سال ۱۳۶۷ شمسی عمدتا در کارهای پشتیبانی و خدماتی به کار گرفته می شدند،از سال ۱۳۶۸ شمسی به بعد در گروه های نظامی سازماندهی شده و به عملیات های مرزی و داخل ایران اعزام گردیدند.بخش زیادی از تیم های ترور سازمان مجاهدین که از عراق به داخل ایران فرستاده می شدند را زنان جوان تشکیل می دادند.زنانی که شوهران خود را طلاق داده و هیچ فکری بجز عملیات، انفجار و کشتن در سر نداشتند!
درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت آخر
وقتی به اهواز بر می گشتیم مادرم درباره تنظیم رابطه ام با بابایم برایم کلی توضیح داد که این آقا بابای توست و بهتراست که با او مهربانتر باشی و با پرخاشگری جواب صحبتهای محبت آمیز او را ندهی. ونصیحتم میکرد که او فعلا خسته است و از جایی آمده است که در آن کانون محبت وعشق به خانواده را میکشند. و خانواده را درچشم آنان دشمن نشان میدهند. بنابراین ازتو میخواهم که نسبت به حرفهای او دچارعکس العمل نشوی و با اومهربانتر باش.
نامه سرگشاده خانم زهرا السادات میرباقری به مجامع بین المللی و حقوق بشری
من بیاد می آورم که وقتی در کمپ اشرف اسیر این سازمان ورهبری آن بود بطور نوبه ای ما ساکنان اشرف را با متنهای کامپیوتری که ازطرف مسعود رجوی بصورت پیام کتبی به ما دیکته می شد نامه هایی را برای مجامع حقوق بشری ازجمله سازمان ملل متحد بنویسیم و امضا کنیم، این اجبارات در شرایطی بود که من وصدها نفر مانند من خواهان جدایی وآزادی از سازمان مجاهدین خلق بودیم
نامه سرگشاده خانم نسرین ابراهیمی به مجامع بین المللی و حقوق بشری
اینجانب نسرین ابراهیمی یکی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین ضمن محکوم کردن حمله خونبار به کمپ ترانزیت لیبرتی از تمامی ارگانهای مسئول از جمله کمیساریای عالی پناهندگان، دبیر کل سازمان ملل متحد، پارلمان اروپا، دیدبان حقوق بشر و.. می خواهم که به پناهندگی تک تک افراد در لیبرتی هر چه سریعتر رسیدگی شود و کشورهای اروپایی و آمریکا ملزم به پذیرش این افراد شوند
هشدار انجمن زنان به مجامع بین المللی
خواست واقعی ساکنان لیبرتی آزاد شدن از عراق و رفتن به کشورهای ثالث است اما تا وقتی که در چنگال این تشکیلات اسیر هستند نمی توانند صدای واقعی شان را بگوش کسی برسانند. لازم به ذکر است که این تشکیلات به ناحق و طی سالیان تفتیش عقاید خود را حاکم رأی و مغز افراد کرده است و از جانب آنها بیانیه صادر می کند و به ناحق خود را نماینده این افراد می داند.
حقوق بشر در فرقه مجاهدین ضد خلق
متشکل از تعدادی واحدهای اقامتی در داخل قرارگاه ها که اصطلاحاً”مهمان سرا” می گفتند و آن تعداد از اعضایی که متقاضی ترک عراق بودند در این واحدها نگه داری می شدند که عملاً کسی از سرنوشت آن ها خبردار نمی شد. مراکز حبس”بنگال” اتاقکی پیش ساخته بنگال (کانکس) بود برای افراد چه قصد جدا شدن و چه انتقاد از رجوی را داشتند استفاده می شد دراین اتاقک ها به آن ها فرصت می دادند به گناهان خود فکر کنند و کتباً خودشان را سرزنش کنند.
درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت سوم
خیلی برایم مشکل بود که از موضوع سردر بیاورم. اما اصل خبر را شنیده بودم و آنهم این بود که فردی به نام یوسف ازعراق با پدرم تماس گرفته و حتی با مادرم هم صحبت کرده است.!!! میخواستم ببینم این یوسف کیست؟ و از پدر و مادرم چه میخواهد؟ اصلا عراق کجاست که اواز آنجا تماس میگیرد؟
نگاهی به اظهارات یکی از همسران رجوی، وزیر خیالی مجاهدین خلق
اعضای شورای رهبری پیشین مجاهدین که اخیرا از تشکیلات خارج شده اند افشاگریهای وسیعی علیه فساد و مناسبات کثیفی که رجوی در ارتباط با زنان شورای رهبری برقرار می کرد انجام دادند. رجوی تمامی اعضای زن شورای رهبری را که از شوهران خود در جریان انقلاب ایدئولوژیک طلاق گرفته بودند، به عقد و نکاح خود در آورد و با همه آنها بصورت تکی و حتی به صورت جمعی رابطه جنسی برقرار کرده است.
درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت دوم
چرا در مهد کودک،اخلاص (یکی ازهمبازیهایم درمهد کودک بود) به من یتیم می گفت؟ مامان ؛ من بی اختیار بدون آنکه معنای حرفش را بدانم دستم را روی او بلند کردم و سرش جیغ کشیدم.معنای حرفش را نمی دانستم اما تعبیری که پشت چهره اش بود مرا آزرد.احساس ترحم نسبت به من مرا سخت می رنجاند احساس می کنم که پیام این نگاهها به من این است که چیزی یا کمبودی دارم.راستی مامان، یتیم یعنی چه؟
نامه انجمن زنان به مجامع حقوق بشری در رابطه با نامه منصوب به کبری میرباقری
ما بعنوان کسانی که سالیان دراز اسیر این فرقه بوده ایم و حاضر به شهادت در برابر هر دادگاهی هستیم جهت روشنگری مجامع بین المللی به اطلاع می رسانیم که این سازمان که نقض کننده اولیه ترین حقوق انسانی از جمله ممنوع کردن دیدار بستگان و ارتباط آزاد به دور از کنترل تشکیلاتی و عدم امکان دسترسی اعضاء به مطبوعات و اینترنت و دنیای آزاد می باشد.
زن بارگی رجوی چه ربطی به آلخو ویدال کوادراس دارد؟
هر چه بیشتر می رویم و به مردم اطراف خود نگاه می کنیم بیشتر می بینیم چه بر سرمان آمده است. نگاه کنید بینید اینهمه آدم در لیبرتی با این شرایط و امکانات محدود زندگی می کنند اما افسارشان دست رجوی است به آنها نه تنها اجازه ملاقات با خانواده داده نمی شود بلکه باید به خانواده خود فحش هم بدهند! نه تنها از رادیو تلفن تلوزیون و اینترنت محرومند باید باز هم در این دنیای آزاد در غار زندگی کنن و بر صورت بورژوازی چنگ بزنند.! همین بورژوازی که رجوی خود در آغوشش خوابیده و ول کن آن نیست.
درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت اول
دریکی از شبهایی که مادرم درکنارم نبود ومن تنها در گهواره بودم شنیدم کسی آهسته درگوشم گفت، دوستت دارم. صدای غریبی بود.خیلی به دلم نشست. اما بعد از آن دیگر آن صدا را از زبان این فرد نشنیدم و تا سالها دیگر او را ندیدم.کم کم به نشنیدن و ندیدن صاحب آن جمله قشنگ عادت کرده بودم.سن یک سالگی را هم پشت سر گذاشتم. الان درخانه پدری مادرم زندگی می کنیم.

